زنان شکنجه گر وجنایتکاران شقی در سازمان مجاهدین خلق چگونه بوجود آمدند؟

دیدگاه مسعود رجوی و دیگر زنان وی این بود که : زن به شوهرش خیانت نمی کند و گوش به فرمان است و زنی که به شوهرش خیانت کند جزایش مرگ است. بارها و بارها سردسته شقی ترین جانیان یعنی مهوش سپهری گفته بود هر زن شورای رهبری بخواهد خیانت کند و جدا بشود خودم او را می گذارمش کنار باغچه و سرش را از تنش جدا می کنم. مسعود رجوی که خود در جنایت وشقاوت دست بسیاری از شکنجه گران وقاتلین را از پشت بسته است مشخصا گفت که صفی تا تهران از این زنان تولید کرده که در بیرحمی و شقاوت همتا ندارند و به آن زنان از همان سن مانور و سخنرانی خود در سالن اجتماعات اشرف دستور می داد که این «برادران را بچلانید و خفه کنید و از بلندی به زمین پرتاب کنید گوشتشان مال شما استخوانشان مال من»
زنان شکنجه گر وجنایتکاران شقی در سازمان مجاهدین خلق چگونه بوجود آمدند؟

مقدمه : در پروسه تاریخ مردان زیادی به تبهکاری و جنایت دست زده اند اما در طول تاریخ کمتر زنانی بوده اند که هم پای جنایتکاران مرد پیش قراول شکنجه و جنایت وشقاوت باشند . بخصوص درون فرقه ها که تمام رهبران مردان جانی و تبهکار بودند. اما مسعود رجوی ، درون فرقه رجویسم به وجود آورنده نسلی از زنان شقی و شکنجه گر بود. زنان جنایتکار وشقی و شکنجه گرانی که هیچ بویی از انسانیت، مهر وعاطفه نبرده اند. این زنان که دست در خون بسیاری از فرزندان ایران زمین دارند جنایتهایی را مرتکب شده اند که کمتر میتوان در طول تاریخ نمونه های آنرا یافت .
مسعود رجوی از کجا به این نقطه از شقاوت رسید و بدنبال بوجود آوردن این جانیان شد؟
اگر گذشتۀ مسعود رجوی را از همان اول که وارد مباره شد پیگیری کرده باشید می بینید که همیشه به دنبال قدرت بوده آنهم به هر قیمت. از اردوگاههای فلسطینی که در مقابل علی اصغر بدیع زادگان ایستاده بود ، تا زندان که همه را به جان هم می انداخت و خودش در گوشه ای کز می کرد تا از آب گل آلود ماهی بگیرد. از سال 1363 به بعد احساس میکرد که بعضی از اعضای دفتر سیاسی مانع او هستند که در راس آنها زنده یاد علی زرکش ، مهدی کتیرائی وو… بودند و به همین علت نمایش مسخرۀ انقلاب ایدئولوژیک را راه انداخت، تا مریم قجر عضدانلو را در مقابل این افراد علم کند سپس اقدام به حذف دفتر سیاسی کرد. وی مخالفان خود را با دسیسه چینی محاکمه و برای بعضی ها مانند علی زرکش حکم اعدام صادر کرد! آن هم با دسیسه چینی دلقک هایی مانند مهدی ابریشم چی و ملعون محمدعلی جابرزاده انصاری. در عملیات فروغ که توانسته بود مخالفین سابق دفتر سیاسی را حذف فیزیکی کند فکر می کرد که تما م عیار تشکیلات را بدون هیچ تهدیدی در اختیار دارد.
دو ، سه هفته بعد از برگشت از عملیات فروغ که اولین نشست عمومی را برپا کرد، روز سوم نشست دید که به جای علی زرکش که حذف کرده بود الان صدها علی زرکش در مقابلش قد علم کرده اند و در همان نشست افراد در خواست دادگاه نظامی برای محاکمۀ سیستم فرماندهی وی شدند. آن شب رجوی به شدت ترسید و زودتر از همیشه نشست را تعطیل کرد و ادامۀ نشست کلا لغو شد. از این نقطه بود که مسعود رجوی به هیچ لایه از مردان اعتماد نداشت، با این تفکر بود که بدنبال حذف مردان و پر کردن جای آنان با سلسه مراتبی از زنان سرسپرده که تماما دست پروده خود باشند رفت، تا با این روند بتواند سران و فرماندهان مرد را عوض کند و به جای آن تماما زن بچیند. بدین ترتیب از سال 67 این روند آغاز شد تا اینکه در سال 1372 اولین ثمره خودش را بیرون داد. این کار به نام انقلاب مریم اسم گذاری شد. از آنجایی که اعتقاد داشت این زنانی که انتصاب کرده وخودش آموزش داده از جنس رهبری یعنی خودش هستند ، نام شورای رهبری را بر روی این طایفه زنان گذاشت. در ابتدا این طایفه شورای رهبری یک لایه داشت ولی بعدها کم کم شروع به تکثیر و تولید موجود های جانی و شقاوت پیشه ای که هیچ احساس و عاطفه نداشتند و مانند روبات عمل می کردند نمود. البته با این تقاوت که ربات ها در شقاوت و جنایت با هم مسابقه نمی گذارند اما این زنان برای ربودن گوی سبقت از یک دیگر که کدام یک می توانند شقی تر و جانی تر باشند که به مدار بالاتری دست پیدا کند باهم کورس گذاشته بودند و الان هم ادامه دارد. البته برای اینکه این پروسه چشم هم چشمی که شروع شده بود بتواند توی این طایفه بیشتر شود و به آن دامن زده شود این زنان را به هشت لایه تقسیم کرد: البته از این طایفه فقط به لایه های اول و دوم که تماما از سران سرسپرده مطلق بودند و لایه سوم اعتماد کامل داشت . ولی این هم تا زمانی بود که از لایه سوم شورای رهبری کسی فرار نکرده بود که کثافت و گند کاری های مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو خانم رئیس فرقه را برملا کند. زمانی که تعدادی از زنان که از لایه سوم شورای رهبری بودند مانند خانم بتول سلطانی و زهرا میر باقری و…..فرار کردند و فساد اخلاقی و گند و کثافت کاری های رهبری را افشا کردند، مسعود رجوی به اجبار اسم شورای رهبری را از روی زنان برداشت و مجدد عقب گرد کرده و نام شورای مرکزی را به روی این طایفه گذاشت.
اینجا دیگر مریم قجر عضدانلو تنها زن مسعود رجوی نبود بلکه تمامی این سه لایه زنان مسعود رجوی بودند. دیدگاه مسعود رجوی و دیگر زنان وی این بود که : زن به شوهرش خیانت نمی کند و گوش به فرمان است و زنی که به شوهرش خیانت کند جزایش مرگ است. بارها و بارها سردسته شقی ترین جانیان یعنی مهوش سپهری گفته بود هر زن شورای رهبری بخواهد خیانت کند و جدا بشود خودم او را می گذارمش کنار باغچه و سرش را از تنش جدا می کنم. مسعود رجوی که خود در جنایت وشقاوت دست بسیاری از شکنجه گران وقاتلین را از پشت بسته است مشخصا گفت که صفی تا تهران از این زنان تولید کرده که در بیرحمی و شقاوت همتا ندارند و به آن زنان از همان سن مانور و سخنرانی خود در سالن اجتماعات اشرف دستور می داد که این «برادران را بچلانید و خفه کنید و از بلندی به زمین پرتاب کنید گوشتشان مال شما استخوانشان مال من» (اینها را باعلامت دستش نشان می داد).
در مقالات بعدی نمونه هایی از این جنایتکاران و شکنجه گران شقی که در شقاوت و جنایت بویی از انسانیت نبرده اند را برای هموطنان عزیز و برای باقی ماندن در تاریخ ایران معرفی خواهم کرد و خواهم نوشت که جنایت های آنان حتی در حیوانات درنده هم به ندرت دیده می شود. ادامه دارد…..
محمد کرمی oyanyoldash@yahoo.com

Advertisements

1 پاسخ به “زنان شکنجه گر وجنایتکاران شقی در سازمان مجاهدین خلق چگونه بوجود آمدند؟

  1. قلمتان سبز هموطن عزیزم | وبلاگ شما در بخش لینکستان «دیده بان ایران|صوفیسم» لینک شد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s