تحلیل کمپ جدا شدگان تیف و اثرات ان بر اردوی رجوی .قسمت آخر

واقعیت این است که تیف علیرغم تمام سختی هایی که برای تک تک نفرات داشت، تبدیل به روزنه امیدی برای نفرات شده بود. نفرات معترض و مخالف تشکیلات از هر فرصتی که بدست می آوردند فرار می کردند. دیگر زمان صدام نبود که با تهدید زندان ابوغریب نفرات راسر کوب کنند. این در شرایطی بود هر هفته در نشت هفتگی یا نشت های بزرگتر و غیره دائم برعلیه تیف صحبت می کردند که در تیف دائم دعوا هست و نفرات تبدیل به باند شده اند و همدیگر را باچاقو می زنند و نفرات ضعف تر مورد تجاوز قرار می گیرند، دائم نفرات روی هم هستند وو…… در واقع آنچه که در ایدئولوژی فرقه رجوی بود و درذهن رجوی در رابطه با زنان بود به زنان و مردان زندانی در تیف نسبت می دادند و می خواستند نفرات را بترسانند که کسی فرار نکند….
لینک به مصاحبه:

زمانی هم که مصاحبه های افراد کمپ با کمیساریای عالی پناهندگان شروع شد سازمان مجاهدین خیلی تلاش کرد که مانع تراشی و سنگ انداری کند. در این رابطه نتوانستند هیچ اقدامی انجام بدهند که تاثیر گذار باشد.
سازمان مجاهدین در داخل گردان ارتش امریکا در فاو ستاد هماهنگی داشت که بصورت ثابت چند نفر از مسئولین روابط آنها دائم حضور داشتند. این ستاد روبروی ستاد گردان ارتش امریکا در فاصله 200 متری بود. ما که در مرکز گردان در فاو کار می کردیم شاهد ملاقات های روزانه سران و مسئول اول مجاهدین با سرهنگ های امریکائی بودیم و اینکه هر ماه یک ژنرال می آمد و با آنها ملافات می کرد. در اقدامی توانستیم دو تن از این مسئولین را که ثابت به این ستاد می آمدند بیرون بیندازیم و تردد آنها را خیلی محدود کردند. وقتی سران سازمان آمدند در مقابل این کار ما پاتک بزنند به ضرر خود آنها شد .
پس از مصاحبه هایی که با کمیساریای عالی پناهندگان از طریق کال کنفرانس انجام دادیم بجز 7 نفر از عوامل مجاهدین همه به عنوان پناهنده پذیرفته شدند. وقتی این خبر به درون تشکیلات آن سوی سیم خاردار ها رسیده بود تنش شدید توی نیرو ها افتاده بود . از آن زمان سازمان مجاهدین به دنبال توطئه ای جدیدی بر علیه نفرات تیف بود. بعد از پناهنده شناخته شدن ما کمپ تیف تبدیل به کمپ پناهندگی فریدوم یا کمپ آزادی کمیساریا شده وبه رسمیت شناخته شد. فرقه رجوی با دادن باج های فراوان توانست دم ژنرال و دیگر دست اندرکاران ارتش امریکا را ببیند و این منبع تهدید را از بین ببرد یعنی در سال 2008 ارتش امریکا به زور نفرات را بیرون کرد و کمپ کمیساریای پناهندگان را بست. مسئولین کمیساریا در تماس می گفتند شما نروید مقاومت کنید. گفتیم اینها دارند ما را به زور بیرون می کنند که نفرات اواره شهر های کردستان شدند وو…
چرا مجاهدین همچنان دلواپس تیف بودند و کماکان هستند ؟!
واقعیت این است که تیف علیرغم تمام سختی هایی که برای تک تک نفرات داشت، تبدیل به روزنه امیدی برای نفرات شده بود. نفرات معترض و مخالف تشکیلات از هر فرصتی که بدست می آوردند فرار می کردند. دیگر زمان صدام نبود که با تهدید زندان ابوغریب نفرات راسر کوب کنند. این در شرایطی بود هر هفته در نشت هفتگی یا نشت های بزرگتر و غیره دائم برعلیه تیف صحبت می کردند که در تیف دائم دعوا هست و نفرات تبدیل به باند شده اند و همدیگر را باچاقو می زنند و نفرات ضعف تر مورد تجاوز قرار می گیرند، دائم نفرات روی هم هستند وو…… در واقع آنچه که در ایدئولوژی فرقه رجوی بود و درذهن رجوی در رابطه با زنان بود به زنان و مردان زندانی در تیف نسبت می دادند و می خواستند نفرات را بترسانند که کسی فرار نکند به تیف بیاید که تا حدودی هم موفق شده بودند از طرفی دیگر در مسیری که به کمپ تیف می رفت که ماکزیمم 2الی 3 کیلو متر میشد انواع گشت ها ی ثابت و سواره را راه انداخته بودند.
در مقطعی دیگر توانستند با دادن کادوهای گران و باج های فراوان به فرماندهان امریکائی آنها را راضی کنند کسی را دیگر قبول نکنند و برگردانند که در چند مورد این کار را کردند و در تشیکلات در بوق و کرنا کرده بودند که ارتش امریکا دیگر جا ندارد و کسی را نمی پذیرد.
نفرات کمپ در آن شرایط موفق شده بودند گزارشات مفصلی در رابطه با جنایت جنگی که فرقه رجوی انجام داده به ارگان های بین المللی بدهند زیرا همگی شاهدان زنده بودند.
تا اخرین روز که در کمپ تیف بودیم این اجازه را ندادیم که فرقه رجوی تشکیلاتی در کمپ راه اندازی کند تا بخواهد خود را سفید سازی نماید.
ام ای ( رکن 2 ارتش) سیا ، اف بی ای و وزات خارجۀ آمریکا با کلی اسناد و شواهد زنده واقعیت تمام آن دروغ هایی را سازمان در باره تروریست نبودن خود به خورد آنها داده بود دریافت.
اعضای جدا شده در تیف دست فرقه رجوی را در هر زمینه رو کرده بودند. به همین علت سران فرقه نمی توانستند خود را به آمریکائی ها دموکرات قالب کند.
محل هایی که سلاح سبک مخفی کرده بودند تماما لو رفت و این بود که ارتش امریکا علیرغم استفاده کلان کردن از مجاهدین به آنها به هیچ وجه اعتماد نداشت.
طبق ام الکتاب خود مجاهدین که می گفتند هر حرکت و اقدامی که انجام می دهید منتظر عکس العمل مقابل باشید و هر چقدر عکس العمل رقیب شدید تر باشد پس بدانید که اقدامتان به قلب هدف خورده است این امر دقیقا الان شامل حال خود فرقه رجوی شده است. علی رغم اینکه نزدیک 8 سال تیف بسته شده و دیگر وجود خارجی ندارد کماکان سران سازمان مجاهدین دارند جیغ بنفش تیف را سر می دهند.
نتیجه ای که می گیریم این است: پس آن اقدامی که در سال 2003 تا 2008 در کمپ تیف انجام داده ایم دقیقا به قلب شخص مسعود رجوی ومریم قجر عضدانلو زده ایم که پس از سالیان کماکان سوزش آن را دارند.
در تابستان 2008 کمپ پناهندگی سازمان ملل به نام کمپ آزادی یا همان تیف سابق با توطئه های سازمان مجاهدین و بده بستانی که با ارتش امریکا کردند بسته شد و نفرات را مجبور کردند که کمپ را ترک کنند. آمریکایی ها یک سقف زمانی مشخص کردند که نفرات بایستی تا این تاریخ کمپ را تخلیه کنند در غیر این صورت ارتش امریکا به زور آنها را بیرون می کند و کمپ را می بندند. در همین راستا یک هیئت از وزارت کشور عراق به همراه نماینده وزارت خارجه امریکا که مسئول نفرات بود به همراه مترجم نفرات را توجیه می کردند که وقتی از کمپ خارج می شوید به طرف شهرهای عربی نروید، بروید بطرف کردستان در غیر این صورت مردم متوجه می شوند و به خاطر جنایت های سازمان مجاهدین شما را می کشند. در انجا یک لیسه پاسه برای تردد در عراق به نفرات می دادندکه این لیسه پاسه هیچ اعتباری در کردستان نداشت.
افراد در اکیپ های چند نفره که با هم دوست بودند چفت می شدند و کمپ را ترک می کردند که بعد از اعلام آمادگی نفرات اکیپ، در زمان مشخص که معمولا ساعت 7صبح بود نفرات را سوار خودرو می کردند و در جاده خاکی معروف زاغه مهمات در فاصله دو کیلومتری جاده کرکوک – بغداد آنها را با وسایلشان رها می کردند.
افراد با هزار بدبختی خود را به شهر های کردستان می رساندند که در آنجا خیلی از نفرات توسط حزب دموکرات دستگیر و زندانی شدند که خود داستان جداگانه ای است. باز فرماندهان ارتش امریکا دخالت کردند که این نفرات آزاد شدند. بعد از آن حزب دموکرات یک ساختمانی را برای این نفرات در نظرگرفت و تا حدودی به آنها کمک می کرد بخصوص که برگه ای به آنها داد برای تردد در شهر که دیگر نفرات را دستگیر نکنند.
افرادی هم که حاضر نشدند خودشان کمپ را ترک کنند آمریکا در آخرین روز نفرات باقی مانده را به زور سوار هلی کوپتر کرد و به دهوک انتقال داد. آنها شرایط بسیار سخت و دشواری داشتند بطوری که تعدادی مریض شده بودند. در یک کلام شرایط زندگی در دهوک در حد صفر بود.
ژنرال حمید یکی از فرماندهان بلند پایه عراقی زمانی که برای رسیدگی به وضعیت نفرات دهوک رفته بود وقتی شرایط و وضعیت آنان را دیده بود گریه اش گرفته بود.
این شرایط تیف بود از به وجود آمدن تا بسته شدن آن و گوشه ای از جنایت هایی بود که فرقه رجوی برعلیه این نفرات جدا شده انجام داد و کماکان به نوعی دیگر ادامه دارد.
اکنون تا حدودی روشن شد که چرا مسعود رجوی ، مریم قجر عضدانلو و دیگر سران فرقه رجوی علیرغم اینکه 7 سال از بسته شدن کمپ پناهندگی آزادی یا همان تیف می گذرد سوزش آنها روز به روز بیشتر و بیشتر شده و می شود و هر چندی به یاوه گوئی در مورد آن و ما افراد آنجا می پردازند.
سوال اساسی از مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو: اگر تیف چراگاه وزارت اطلاعات بود پس ان دوجین مواجب بگیر را که توانستید با پول بخرید چی بودند که الان هم جز تشکیلات خارجه شماهستند ؟ نکند آنها انجمن های دست ساز وزارت اطلاعات هستند که دارند 1000 اشرف را در هلند ، سوئیس، سوئد تشکیل می دهند !!
oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s