شکنجه گر و دژخیمی دیگر به کام مرگ رفت !؟

مرگ مشکوک و پر ابهامی دیگر درون فرقه رجوی اتفاق افتاده است . این بار در سطح فرماندهان فرقه . این تشکیلات مخوف فقط به این اشاره نموده بر اثر یک بیماری طولانی به درک واصل شده است . اما هیچ گونه اشاره ای به نوع مریضی وی نمی کند . این طور بیانیه دادن ها بیشتر مشکوک می زند ،حسین شهید زاده با نام مستعار کاک حسام یکی دیگر از جانیانی بود که در فرقه رجوی ، دستانش در خون مبارزان و مردم ایران الوده بود. حسین شهید زاده ملعون از سال 1361 یکی از مسئولین بخش اموزش تروریستی فرقه رجوی بود. برای سالیان سال نفرات را برای انجام کار های تروریستی اموزش می داد . بخصوص در سالهای 1362 تا 1365 و سپس درپروسه 1372 تا 1379 از عوامل اصلی اموزش ها بود

شکنجه گر و دژخیمی دیگر به کام مرگ رفت !؟

مرگ مشکوک و پر ابهامی دیگر درون فرقه رجوی اتفاق افتاده است . این بار در سطح فرماندهان فرقه . این تشکیلات مخوف فقط به این اشاره نموده بر اثر یک بیماری طولانی به درک واصل شده است . اما هیچ گونه اشاره ای به نوع مریضی وی نمی کند . این طور بیانیه دادن ها بیشتر مشکوک می زند ،

حسین شهید زاده با نام مستعار کاک حسام یکی دیگر از جانیانی بود که در فرقه رجوی ، دستانش در خون مبارزان و مردم ایران الوده بود. حسین شهید زاده ملعون از سال 1361 یکی از مسئولین بخش اموزش تروریستی فرقه رجوی بود. برای سالیان سال  نفرات را برای انجام کار های تروریستی اموزش می داد . بخصوص در سالهای 1362 تا 1365 و سپس درپروسه 1372 تا 1379 از عوامل اصلی اموزش ها بود .(  جدا از بخش  اموزش ها که برعهده وی بود ، نفرات تیم های تروریستی فرقه را که میخواستند به داخل خاک ایران بفرستند .در منطقه مرزی درون پادگان عراقی ها محلی مربوط فرقه رجوی بود که به نام مقر جنوب » از نفت شهر به سمت جنوب را فرماندهی جنوب میگفتند . از نفت شهر به سمت شمال را فرماندهی شمال » که معمولا حسین شهید زاده در مواقع اعزام نیرو انجا مستقر می شد برای هماهنگی و  فرستادن نفرات به داخل کشور و ارتباط با مرکز فرماندهی را بعهده داشت )  به داخل خاک ایران روانه می کرد تا مردم بی گناه را بر اثر شلیک خمپاره یا شکلیک های کور در خاک و خون بغلتانت .

حسین شیهد زاده برای مدتی همگار دژخیم شکنجه گر و بازجو زندانهای رجوی یعنی نادر رفیعی نژاد شده بود .در زندان ها و شکنجه گاه های رجوی با ان جلاد تلاش می کردند که حق رهبری شان یعنی ملعون مسعود رجوی و مریم قجر را از گلو مخالفین انها بیرون بکشند .

ازسال 1369 تا اوائل 1370 که زندان دبس در منتطقه کرکوک برقرار بود ، حسین به عنوان معاون سردژخیم زندان های رجوی ، سید محمد سادات دربندی بود . این زمان مصادف با دوران سیاه و تلخی بود که صد ها نفر از اعضا معترض در زندان دبس زندانی بودند . این جنایت کار در زندان دبس هم به دنبال گرفتن حق وحقوق رهبرش از نفراتی که میخواستند جدا بشوند بود .در شفاوت و جنایت از جنس رهبرش بود .

متاسفانه این جنایت کاران قبل از انکه در مقابل دادگاه خلق قراربگیرند و جوابگو جنایت ها و کشتارو شکنجه های که انجام میدادند بشوند یکی  یکی دارند به کام مرگ می روند . که این خواسته و ارزوی ما نیست .به امید ان روز که باقی جنایت کاران در مقابل دادگاههای  مردمی پاسخ گو جنایت های که انجام داده اند باشند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s