پیامی به پسرعمویم اکبر معینی در آلبانی

ghfg
اکبر جان
بسیار خوشحال هستم که شماها از جهنم عراق به سلامت خارج وبه آلبانی و اروپا منتقل شدید.
من برایت آرزوی سلامتی می کنم، همچنین از شما درخواست می کنم که کمی جسارت بیشتر و کمی ارادۀ بیشتر داشته باش. اگر به این باور رسیدی که مسیری که سازمان مجاهدین طی این سه چهار دهه پیموده، نادرست بوده است، دستت را بگذار روی زانوهای خودت و بایست و روی پاهای خودت راه برو. همیشه زندگی وجود دارد و با مبارزه هم منافات ندارد. دوران سرنگون کردن حکومت ها با خشونت، ترور و فرقه گرایی به پایان رسیده، اکنون مسیر تغییرات اجتماعی از این طریق نمی گذرد، نه تنها اکنون بلکه چندین دهه است که دیگر دوران این نوع مبارزه بویژه در شرایط مشخص ایران و مردم ایران گذشته است. مطمئن باش که از هیچ کمکی برای تو و برای سایر عزیزان که مستقل بیندیشند یعنی ذهن خودشان را از اسارت رهبری فرقه آزاد سازند من و سایر جداشدگان از فرقه که در دنیای آزاد زندگی می کنیم دریغ نخواهیم کرد. ولی من بطور ویژه برای تو مطمئن باش که در انجام هر کمکی که از دستم بر بیاید کوتاهی نخواهم کرد.
پیامی به پسرعمویم اکبر معینی در آلبانی
نوشتۀ زهرا معینی
از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند
پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند…
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%b1
آقای اکبر معینی
اکبر جان پسرعموی عزیزم امیدوارم که خوب باشی، آخرین باری که من تو را دیدم شب قبل از رفتن به فروغ جاویدان بود آن هم فقط شاید ۵دقیقه. آن روز تنها روزی بود که خانواده ها اجازه داشتند در کنار هم باشند. از اینکه دوباره تو را دیدم نمیدانم باید خوشحال باشم یا ناراحت، البته که خوشحال شدم اما امیدوارم دیدار بعدی در کنار هم باشیم. این بار هم در تلویزیون فرقه داشتی نوشته‌هایی را که از قبل برایت آماده کرده بودند می خواندی.

در اینکه رژیم ولایت فقیه دیکتاتور و ضد بشر می باشد شکی نیست اما کسی که خودش را تنها آلترناتیو این رژیم میداند و فقط عهده دار این است که بیش از ۲ هزار نفر را عاطل و باطل و در حقیقت به صورت اسیر و زندانی نگهدارد در مورد او چه باید گفت؟.

برای یادآوری و ثبت در تاریخ می گویم همانطور که میدانی برای مسعود و مریم رجوی به جز قدرت هیچ چیز دیگری مهم نبوده و نیست و کاری جز خیانت و مزدوری و نقض حقوق بشر همچون رژیم انجام نداده اند از جمله نبود برابری زن ومرد و اعمال زور و سرکوب و خفقان علیه مردان و زنان در داخل تشکیلات وحتی داشتن زندانیان سیاسی و بازجویی و شکنجه و قتل و… بر پایۀ همان نوع اندیشه های ارتجاعی و آخوندی حاکمیت و رهبری مادام العمر و مقدس شمردن آن و تکفیر و سرکوب هر گونه اندیشۀ دیگری بویژه هر گونه مخالفت و دگراندیشی در داخل تشکیلات و برای تک به تک این موارد به اندازه کافی دلیل و نمونه وجود دارد که بارها بوسیلۀ جداشدگان از این فرقه نوشته و منتشر شده اند.

از جملۀ این خیانتها خیانت رجوی به دوستانش در تشکیلات اولیۀ سازمان در اول دهۀ پنجاه می باشد. پرویز ثابتی در کتاب خاطراتش در مورد مسعود رجوی میگوید: مسعود رجوی بعد از دستگیریش و به علت ترس از اعدام و مرگ همکاری خوبی با ساواک کرد و با لو دادن سران اصلی مجاهدین از جمله محمدحنیف نژاد ، سعید محسن ، بدیع زادگان و… و محل سکونت محمد حنیف نژاد و حتی کشیدن کروکی آدرس محل اقامت او اطلاعات مفصل و دقیقی در اختیار ساواک قرار داد و به این علت آنها سحرگاه چهارم خرداد سال ۵۱ اعدام شدند ولی مسعود رجوی به علت این همکاریهایش با ساواک با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد و… اما همیشه این ماجرا را با ۱۸۰ درجه چرخش به خورد ما داده بودند یعنی به ما می گفتند رجوی بخاطر تلاشهای برادرش کاظم از اعدام نجات یافته است، در صورتی که در همین کتاب پرویز ثابتی به این مورد هم اشاره شده که کاظم رجوی در سوئیس همان موقع ۱۰۰۰ فرانک سوئیس از ساواک در یافت میکرده است!.

از خیانتهای بعدی رجوی میتوان از خیانت او به اعتماد مردانیکه به مسعود رجوی اعتماد کرده بودند یادکرد آنجا که به زنان آنان تجاوز کرد البته با کلاه شرعی طلاق ایدئولوژیک! و در آمدن به عقد ایدئولوژیک! رهبری و در آوردن رحمهای آن زنان نگون بخت، و اگر کسی مخالفت میکرد دستگیر و شکنجه و در مواردی سربه نیست می شد.

و همچنین در سلسله خیانتهای او آیا از وطن فروشی رجوی اطلاع ندارید؟ آنجا که اطلاعات مرزی ایران را به دیکتاتور وقت عراق صدام حسین میفروخت واز فروش آن‌ها به ثروتهای افسانه‌ای دست پیدا کرد ولی همیشه به ما میگفتند که کمکهای مردمی از داخل ایران برای ما می آید!!.. البته بعدها معلوم شد که تنها پولهای دیکتاتور عراق نبوده بلکه از عربستان سعودی و اسرائیل هم دلار برای او سرازیر بوده است.

مگر مسعود رجوی نگفته بود که به جوار خاک میهن می روم تا برفروزم آتشها در کوهستانها؟! چی شد بعد از سی سال به اروپا عقب نشینی کرد؟ و حالا با چه و کی و چگونه می خواهد رژیم را سرنگون کند؟!

در مورد نقض حقوق بشر بگویم که در تمام دنیا زندان هست ولی زندانیان حق ملاقات با خانوادههاشون را دارند. آیا افراد اسیر در دستان سران سازمان مجاهدین حق ملاقات ودیدار با خانوادهایشان را دارند؟ می‌بینی در سازمان مجاهدین به رهبری مریم رجوی افراد آن از ابتدائی ترین حق انسانی و حتی حق زندانی هم برخوردار نیستند حتی حق این را که چه نوع لباسی یا رنگ لباس را انتخاب کنند و… ندارند.

مگر در ایران تحت حاکمیت آخوندها خواهر بجای برادر و پدر بجای فرزندان و… دستگیر وسپس اعدام نشدند؟ چرا در سازمان مجاهدین وبه ادعای خودش تنها آلترناتیو این رژیم هم همین کار صورت می گرفت؟ از آن بیدادگاهها در داخل تشکیلات به دستور رجوی ها چندتا سراغ داری؟ برای یادآوری، من یکی از آن بیدادگاهها را برایت باز گو میکنم محاکمه ای که تو هم در آن شرکت داشتی و حتما یادت هست، آنجا که به دستور مسعود رجوی در آن بیدادگاه آقای محمد حسن بهشتی بجای من محاکمه شد چون دست مسعود رجوی و دیگر سران سازمان به من نمی رسید. آنها او را محاکمه کردند چون زمانی آن آقا همسر من بود در حالیکه چند سال بود که ما از هم جدا شده بودیم و من یک زندگی دیگری را در آلمان شروع کرده بودم، آیا گفتن حقایق جرم است؟ جرم من این بود که پرده از چهرۀ ضد انسانی و خیانتکارانۀ مسعود رجوی برداشتم و برای همین مرا به مرگ محکوم کردند!.

اکبر جان

بسیار خوشحال هستم که شماها از جهنم عراق به سلامت خارج وبه آلبانی و اروپا منتقل شدید.

من برایت آرزوی سلامتی می کنم، همچنین از شما درخواست می کنم که کمی جسارت بیشتر و کمی ارادۀ بیشتر داشته باش. اگر به این باور رسیدی که مسیری که سازمان مجاهدین طی این سه چهار دهه پیموده، نادرست بوده است، دستت را بگذار روی زانوهای خودت و بایست و روی پاهای خودت راه برو. همیشه زندگی وجود دارد و با مبارزه هم منافات ندارد. دوران سرنگون کردن حکومت ها با خشونت، ترور و فرقه گرایی به پایان رسیده، اکنون مسیر تغییرات اجتماعی از این طریق نمی گذرد، نه تنها اکنون بلکه چندین دهه است که دیگر دوران این نوع مبارزه بویژه در شرایط مشخص ایران و مردم ایران گذشته است. مطمئن باش که از هیچ کمکی برای تو و برای سایر عزیزان که مستقل بیندیشند یعنی ذهن خودشان را از اسارت رهبری فرقه آزاد سازند من و سایر جداشدگان از فرقه که در دنیای آزاد زندگی می کنیم دریغ نخواهیم کرد. ولی من بطور ویژه برای تو مطمئن باش که در انجام هر کمکی که از دستم بر بیاید کوتاهی نخواهم کرد.

دختر عمویت زهرا معینی – آلمان
۳ بهمن ۱۳۹۵
۲۲ ژانویۀ ۲۰۱۷
fgfddrgrrrreee
مسعود رجوی و مدارک خود فروشی و خیانت به سازمان مجهدین خلق

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s