گزارشی ازشرایط و وضعیت درونی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ : قسمت هفتم

در ملاقاتی که صدام حسین با مسعود رجوی داشته موضوع را با مسعود رجوی در میان می گذارد و مطرح می کند که شما چه کا رمی خواهید بکنید . اگر قطعنامه از طرف ایران پذیرفته شود وشما بخواهید هیچ اقدامی انجام ندهید ممکن است یکی از شرط های ایران این باشد که سازمان شما را باید تحویل بدهیم.می دانید که الان رفسنجانی طرف مقابل و همه کاره با ما است و قبلا هم ازما چنین درخواستی داشته اند
لینک به مصاحبه:

گزارشی از صحنه قتل گاهی که در سه راه ملاوی رژیم درست کرد:
هوا که روشن شد ابعاد کشتار در این مسیر یک کیلومتر به خوبی دیده شد که چه قتل عامی کردند نزدیک 500 نفر در این محل کشته شد به خاطر طولانی بودن زمان درگیری زخمی بندرت بود . اولا اکثر خودروها متلاشی شده بودند ، در این مسیر حتی خودروهای که در زمین بایر هم بود متلاشی شده بودند و اکثر هم سوخته بودند. نزدیک 30 نفر که با تیربار بی کی سی در نقاط مختلف موضع گرفته بودند که با نیروهای بالای تپه ربرو سه راهی در گیر شوند تماما توسط تک تیراندازها زده شده بودند. در نزدیکی سه راهی چند امبولانس که مجروحین را انتقال می داده هدف قرار گرفته بود و به تمام مجروحین تیر خلاص زده بودند . یعنی آن افرادی که در کنار پمپ بنرین تا سه راهی گیر افتاده بودند و کشته شده بودند به اکثر آنها تیر خلاص زده بودند (آن نقطه ای بود که برای مدتی جاده توسط نیروهای سپاه بسته شده بود و در این نقطه آن قدر کشته بود که انگار اجساد را با فاصله های نیم متری قرار دادی . این منطقه یکی از جاهای بود که به معنای واقعی قتل عام کرده بودند.با تلاش توانستیم جاده را باز کنیم و خودرهای متلاشی را از سرجاده کنار بزنیم یک بار هم در روز پنج شنبه که نیروهای که در تنگه چهار زبر بودند و از جاده داشتند برمی گشتند ، در همین نقطه به کمین افتادند که درگیری شدیدی برای ساعاتی رخ داد که خوشبختانه در طی روز بود تلفات زیادی ندادیم اما توانستند مسیر را باز کنند که از منطقه خارج بشوند به سمت اسلام اباد بیایند. اجساد کشته شده ها به علت زیاد بودن تا حدودی جمع آوری شد.
پس از آن به عنوان راننده امبولانس مسیر اسلام اباد به سر پل ذها ب مجروحین را انتقال می دادم. روز پنج شنبه بعد از ظهر پیام عقب نشینی با هر وسیله ممکن صادر شده بود، آخرین باری که مجروح آورده بودم افسانه زهری ( فاطمه ) مسئول امداد صدا زد گفت دستور رهبری است باید برگردیم اشرف . گفتم خواهر فاطمه خیلی از بچه ها مجروح هستند نمی شود آنها را رها کرد و رفت ، گفت یکان های دیگر با خود می آورند وقتی خیلی اصرار می کردم ، این یک دستور است ما هم مجبور هستیم اجرا کنیم و این مرکز امداد باید تا عصرماکزیمم جمع شود . ( خانم افسانه زهری از اعضای کمیته مرکزی سازمان بود که تا سال 1370 درون سازمان بود . اولین زن عضو کمیته مرکزی بود که در مخالفت با انقلاب ایدئولوژی فرقه رجوی را ترک کرد . بدنبال زندگی اش به اروپا رفت همسرش محمد حیاتی کماکان در زیر یوغ مریم قجر هست ) ساعت حوالی 5 بود که سروکله 3 فروند هلی کوپتر رژیم پیدا شد که مرکز امداد و پیرامون آ ن را زیر آتش راکت و تیربار گرفته بودند، با سلاح های سبک و نیمه سنگین به سمت آنها شروع به شلیک کردیم . 5 دقیقه بعد 3 فروند جنگنده عراقی به سمت منطقه های درگیری حمله کردند که نیروهای ارتش و سپاه را بمب باران کردند. قبل از تاریک شدن هوا سرپل ذهاب را ترک کردیم ، نزدیک نیمه های شب به پایگاه ذوالنوار که پایگاه پشتیبانی بود رسیدیم.
نیروهای که در تنگه چارزبر ، دشت حسن اباد ،گردنه حسن اباد و قبل از اسلام اباد بودند وقتی که فرمان عقب نشینی داده شده بود، برای عقب نشینی شرایط خیلی سختی داشتند. چونکه رژیم با قوای بیشتری تهاجم کرده بود. در واقع دیگر از لاک دفاعی خارج شده بودند و تهاجم داشتند. علاوه بر نیروهای ایرانی ، نیروهای 9 بدر هم وارد این جنگ و درگیری شده بودند .آنها در حین پیشروی به هر جسدی که می رسیدند تیر خلاص می زدند با این حدس که ممکن است از این جسد ها که زمین افتاده است کسی بی هوش باشد یا خودرا به مردگی زده باشد. بعضی از افرادی که تیر خلاص خورده بودند از شانس تیر به سمت مرکز سر نرفته بود ، با زاویه خیلی زیاد از کنار گو ش و پس گردن عبور کرده بود. که بعدا شب از تاریکی استفاده کرده بودند و خود را نجات داده بودند.
قول وقرار های صدام حسین با مسعود رجوی :
این وضوع را مسعود رجوی سالیان بعد به مناسبت سالگرد عملیات فروغ جاویدان چند بار تکرار کرده است که در اینجا خلاصه ومضمون گفته های مسعود رجوی در چندین نشست را از قول او بیان می کنم . زمانی که بحث بر سر پذیرفتن قطعنامه 598 با ایران جدی شده بود ، صدام حسین در جریان قرار گرفته بود که ایران این قطعنامه می خواهد بپذیرد . در ملاقاتی که صدام حسین با مسعود رجوی داشته موضوع را با مسعود رجوی در میان می گذارد و مطرح می کند که شما چه کا رمی خواهید بکنید . اگر قطعنامه از طرف ایران پذیرفته شود وشما بخواهید هیچ اقدامی انجام ندهید ممکن است یکی از شرط های ایران این باشد که سازمان شما را باید تحویل بدهیم.می دانید که الان رفسنجانی طرف مقابل و همه کاره با ما است و قبلا هم ازما چنین درخواستی داشته اند.در آن ملاقات به این نتیجه می رسند که اگر ایران قطعنامه را پذیرفت سازمان مجاهدین وارد عملیات بشود در صورت قطعی شدن در خواست زمان می کند . و عراق هم با دوهدف عملیات های در جبهه ها انجام می دهد که نیروهای زیادی بتوان اسیر کند برای مبادله که نصبت به ایران نیروی کمتری اسیر کرده بود هدف دوم اینکه نیروهای ایران را در جبهه های دیگر سرگرم کنند.مسعود رجوی عملیات مهران را انجام داد یک هفته بعد ایران اعلام کرد قطعنامه را می پذیرد. شش روز پس از آن عراق اول جبهه جنوب سپس در مابقی جبهه ها دست به پیشروی زد . و قطعنامه را نقض کرد. مجدئ اواسط تیر ماه یک بار دیگر صدام برای مسعود رجوی پیام فرستاده بوده که شما چه کار می خواهید بکنید ما نمی توانیم این مواضعی را که اشغال کرده ایم زیاد نگه داریم مجبور هستیم عقب نشینی کنیم . مسعود رجوی تاریخ شروع عملیات را به صدام اعلام می کند . دقیقا در همان تاریخ سخنگوی دولت عراق اعلام کرد که به پشت مرزهای خودش عقب نشینی خواهند کرد و خارک ایران را ترک می کنند.
بحث وجدال مسعود رجوی با فرماندهان ستاد ارتش عراق :
قبل از عملیات مسعود رجوی به قول خودش از فرماندهان ارتش عراق قول پشتیبانی هوائی ، هوانیروز، توپخانه دور برد قول پشتیبانی کامل را گرفته بود. در نشست توجیحی دائم می گفت که فرمان می دهم هر سه ساعت به سه ساعت نقاط مهم و پایگاه های هوائی را بمب باران کنند . از پایگاه های هوائی همدان و تبریز جنگنده نیروی هوائی به پرواز در آمدند و ستون و نیروهای مسعود رجوی را هدف بمب های خود قرار دادند. هوانیروز کرمانشاه وارد عمل شد که ضربات سهمگینی بر پیکر ارتش پوشالی مسعود رجوی وارد کردند .در فاصله 140 کیلومتری مرز نیرو ها مجاهدین زمین گیر شدند ، از هوا و زمین به شدت زیر آتش بودند . مسعود رجوی در ستاد عملیاتی با مریم قجر و از جانب ارتش عراق : یک ژنرال به عنوان نماینده نیروی هوائی ، یک ژنرال به عنوان نماینده هوانیروز ، یک ژنرال به عنوان نماینده نیروی زمینی ( توپخانه ) و ژنرال پشتیبانی در اتاق عملیات حضور داشتند و گزارشات لحظه بله لحظه به مسعودر رجوی می رسید از دوشنبه شب نیروها در تنگه چارزبر زمین گیر شده بودند . روز سه شنبه نیروی هوائی و هوانیروز هم شروع به بمباران کرده بودند . قتل عامی که سه شنبه شب در سه راه ملاوی از نیروها شده بود.مسعود رجوی از فرماندهان ارتش عراق درخواست پشتیبانی نیروی هوائی و هوا نیروز می کند .فرماندهان ارتش عراق می گویند ما نمی توانیم در عمق آتش پشتیبان یا پشتیبانی هوائی بکنیم ، چون ما قطعنامه را پذیرفته ایم ، ایران هم پذیرفته است . اگر ما اقدامی بکنیم به مثابه شکستن مفاد قطعنامه هست . بعد از چند بار اصرار رجوی سر این مسله ژنرال عراقی به مسعود رجوی می گوید ما نمی توانیم پشتیبانی کنیم نیرو های خودرا به کشتن ندهید فرمان عقب نشینی بدهید، مسعود رجوی با حالت قهر اتاق را ترک می کند. روز پنج شنبه از اثر فشار و اصراری که از جانب ژنرال های ارتش عراق به مسعود رجوی می شود پنج شنبه بعد از ظهر فرمان عقب نشینی می دهد که نیروها به قرارگاه اشرف برگردند.
محمد کرمی oyanyoldash@yahoo.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s