رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با داعش قسمت اخر ایجاد مشگلات و کار شکنی سرراه اعضا جدا شده

وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبارزین و مجاهدین است . ما به کسی خیانت نکردیم ، ما حتی به مردمان هم خیانت نکردیم اما مسعود رجوی چی این همه اسناد و مدرک هست که وی به همه کس و همه چیر خیانت کرده است یک خائن به معنای واقعی کلمه هست .
لینک به مصاحبه :

ایجاد مشگلات و کار شکنی که سازمان مجاهدین سر راه اعضا جدا شده در اروپا انجام می دهند در این رابطه از هیچ چیزی فروگذار نمی کنند، بخصوص شخص خودم هر کاری توانستند انجام دادند .خیلی سوالات برای من امده که من کی هستم ، چی هستم ، چه کار می کنم ، ایا این چیزهای که سازمان به من ربط داده درست است . یک بار در این رابطه من در وبلاک شخصی خودرا معرفی کرده ام که هوطنان می توانند ببیند اما بطور کلی امروز اشاره مختصری می کنم و رد می شوم ، که جواب سوالات را هم داده باشم . همانطور هم که قبلا نوشتم من از سال 1355 عضوسازمان مجاهدین بودم . یک بار توسط ساواک دستگیر شدم که مدت یک ماه زندان بودم . پس از ازادی مجدد به فعالیت هایم ادامه دادم تا پیروزی انقلاب همیشه در صحنه بودم .بعد ازپیروزی انقلاب به فعالیت هایم در بخش اجتماعی سازمان دربازار ادامه دادم و همزمان مدت دوسال محافظ و راننده ایت الله عالمی بودم تا زمانی که وی مخفی شد . در جریان فعالیت های سیاسی چند بار مورد ضرب شتم قرار گرفتم ، دوبار دستگیر شدم که با آخر سال 1360 توسط دادگاه انقلاب دستگیر شدم.در طی یک دادگاه 10 دقیقه ای 7نفر محاکمه شدیم که همه محکوم به اعدام شدیم . دو روز قبل ازاعدام یعنی 7 بهمن 1360هر هفت نفر موفق شدیم از زندان همدان فرار کنیم . حاکم شرع دادگاه علی اکبر اعلمی بود که الان جزء اصلاح طلبان می باشد . بعد از 24 ساعت مجدد به سازمان وصل شدیم ،فعالیت هایم را با سازمان ادامه دادم تا در زمستان 1363 که سازمان اعلام کرد مریم قجر عضدانلو همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین شده است . سر این مسله اعتراض داشتم می گفتم که نمی شود یک نفر از خم رنگرزی یک شبه بیرون بیاید و بشود همردیف مسئول اول سازمان، مانند بقیه دوستان که بعد از نشستی افراد معترض را در سال 1363 در پایگاه منصوری که تبدیل به زندان شده بود برای مدت شش ماه زندانی بودم که بار ها مورد شکنجه قرار گر فتم و بعد از 7 ماه که دادگاهی شدم . جرم من این بود که چرا از زندان فرار کرده ایم و نمانده ام زندان که اعدام بشودم . ودر همین رابطه درسال 1372 و 1375 و 1376 مجدد دادگاهی شدم که چرا فرارکرده ام و اعدام نشده ام . نکته جالب این بود افرادی که قبلا زندانی بودند و در زندان های جمهوری اسلامی همکاری کرده بودند و بعضی تیر خلاص زن بودند این افراد برعلیه ما صحبت می کردند .
اقای سربی سوال کردند : خوب این سوال را باید از اقای مسعود رجوی سوال کرد که دو بار زیر علامت سوال است یکبار زمان شاه و یک باردر رژیم خمینی ؟
مسعود رجوی خیلی وضعیت اش روشن است از یک سو برادرش کاظم رجوی نفر ساواک بود و مستقیم با پرویز ثابتی کار می کرد که از وی در خواست کمک کرده بود . دوما مسعود رجوی در زندان با ساواک همکاری می کرد تمام زندانی های ، زندان قصر ، کمیته مشترک در جریان هستند . تمام همکاری های مسعود رجوی و برادرش با ساواک تماما ثبت شده وجود داد. این همکاری های مسعود رجوی با ساواک باعث شد که اعدام نشود ، باعث بانی دستگیری و اعدام محمد حنیف نژاد هم می گویند که مسعود رجوی بوده که کروکی خانه وی را داده و دستگیر شد.
وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبارزین و مجاهدین است . ما به کسی خیانت نکردیم ، ما حتی به مردمان هم خیانت نکردیم اما مسعود رجوی چی این همه اسناد و مدرک هست که وی به همه کس و همه چیر خیانت کرده است یک خائن به معنای واقعی کلمه هست . درسازمان مجاهدین متاسفانه ، متاسفانه کسانی که تیر خلاص زده بودند ، با پاسداران و بازجویان همکاری کرده بودند …. بال پر می گرفتند و مسئول می شدند . رشد می کردند . یکی از مشگلاتی که همیشه با سازمان داشتم این بود که چرا کسانی که تیر خلاص زن و در زندان همکاری کرده باید در موضع مسئول باشد ! چون از جنس مسعود رجوی بودند از ان قماش بودند . در طی سالیان که در سازمان مجاهدین بودم بعد از سال 1374 تا 1382 بیش از 40 بار مورد ضرب شتم قرار گرفتم که صدمات جسمی دیدم که تمام ان صدمات پرونده اش نزد ارتش امریکا وجود دارد . چندین بار در سازمان بخصوص در سرفصل ها دادگاهی شدم . در سازمان حرفم را می زدم و کتک هم می خوردم اما ساکت نمی شدم خوب تعدادی زیادی از دوستان همین ریل را داشتند حرف می زندند و کتک هم می خوردند و دادگاهی هم شدند . در سال 1382 که صدام حسین سقوط کرد مقداری فضا باز شد به همراه 7نفر از دوستانم مجدد از سازمان مجاهدین فرار کردیم و به ارتش امریکا پناهنده شدیم . باز در کمپ امریکائی با توطئه سازمان مجاهدین نزدیک 2 سال بدترین شرایط را داشتیم در واقع انجا تبدیل به یکی از زندان های مخفی امریکا شده بود که بارها درخواست داشتیم ما را بفرستند زندان گوانتاناما چون انجا وضعیت بهتری نصبت به ما داشت . هیچ چیزی کمتر از زندان ابوغریب یا دیگر زندانهای مخوف امریکا نداشت . بعد از دوسال سرهنگ تمام تورلاک نماینده وزارت خارجه امریکا در کمپ امد از ما معذرت خواهی کرد گفت این توطئه بود که سازمان مجاهدین کرده بوده بر علیه شما . شماها را به ما اینطور معرفی کرده بودند که شما ها جنگ طلب بودید و مخالف تحویل دادن سلاح ها بودید گفته بودند شما ها ادم های خطرناکی و تروریست هستید . در این پروسه 2 ساله به ارتش امریکا شما ثابت کردید که نه شما مخالفان سازمان مجاهدین بودید . شما جنگ طلب وتروریست نبودید . این هم جنایتی بود که سازمان مجاهدین بر علیه کسانی که درکمپ امریکائی ها بودند انجام داد. مثلا حمام گرفتن و شستن لباس یعنی تمام کارها در 5 دقیقه می بایست انجام می شد . در زمان 3 دقیقه اب را قطع می کردند یک بار که اعتراض کردم گفتم من الوده به شامپو هستم برای یک دقیقه اب را وصل کنند که خودم را بشورم ، که با کلت الکترونیکی که شوک برقی تولید می کند به من تهاجم کردند با توجه به بیماری قلب که داشتم و مورد شوک قرار گرفته بودم مرا به انفرادی انداختن که زیر افتاب 60 درجه بدون هیچ امکاناتی روی یک نیمکت می بایست زندگی می کردیم.بعدا فرمانده گردان مراجعه ونصبت به شرایطی که ما داشتیم عرض خواهی کرد و گفت این عمل کرد سازمان مجاهدین بوده و پوزش می خواست .این هم نمونه از جنایات سازمان مجاهدین نصبت به کسانی بود که دیگر حاضر نبودند با انها همکاری کنند و می خواستند بروند انجام داد. مجدد در سال 2008 توطئه دیگر انجام داد این بار توجه به اینکه ما به عنوان پناهنده سیاسی شناخته شده بودیم و کمپ تبدیل به کمپ کمیساریا عالی پناهندگی شده بود این با ر توطئه کردند که به کمک ارتش امریکا کمپ پناهندی کمیساریا بسته شد و همه ما را بیرون کردند که مجور شدیم به شهر های کردستان برویم که در انجا توسط کردها دستگیر شدیم که نزدیک 40 روز زندادن بودیم که می گفتند شما از اعضا سازمان مجاهدین هستید که هرچه می گفتیم باور نمی کردند تا اینکه باز ارتش امریکا متوجه مشگل ما شد و دخالت مسله حل شد و بعد از مدتی به ترکیه رفتیم و از طریق خود را به اروپا رساندیم . در سال 2008 به فرانسه امدم، من قصد نداشتم که در فرانسه بمانم برای یک شکایت از دست سازمان مجاهدین به پلیس مراجعه کردم که قانون نمی دانستم مجبور شدم خودم را معرفی کنم .از سازمان مجاهدین رابطی مراجعه کرد گفت بیا باخودمان همه مسائلت را حل می کنیم اعم ، ماشین خانه ، وکیل برای پناهندگی ، زن و حقوق به انها جواب دادم اگر می خواستم خودم را بفروشم همان عرا ق خودم را به شما می فروختم من این کاره نیستم . بعد از چند روز دوباره پیام اورد که سازمان میگوید نه با ما باش نه حرفی بزن برو دنبال زندگی ات ما هم همه کمک ها را می کنیم به شرطی که حرف نزنی مجدد همان جواب را دادم . بار سوم پیام اورد که سازمان گفته اگر حرف بزنی کاری می کنیم که کرده خود پشیمان بشوی و روزگارت سیاه بشود ومجبور بشوی بیای التماس کنی یا اینجا را ترک کنی . جواب دادم که اگر می خواستم خودم را بفرو شم در عراق خودم را فروخته بودم هر کاری که میخواهید بکنید . بعد از مدتی که درخواست پناهندگی داده بودم هیچ چیز طعلق نمی گرفت شرایط سخت بود من مجبور شدم فرانسه را ترک کردم سوئد رفتم . مدت زمانی درسوئد بودم که مجدد با توطئه های سازمان مواجعه شدم و برایم مشگل درست کردند که سوئد مرا به فرانسه دیپورت کرد. من مجدد به فرانسه امدم هیچ گونه حق حقوق پناهندگی در عرض 4 سال که در فرانسه بود به من تعلق نگرفت حتی یک سنت . مسعود رجوی در پیام ها و یا نشست های که بگذرمی کرد خیلی روی این انگشت گذاشت که ببینید این جدا شده ها در فرانسه می روند گدائی می کنند و در گداخانه ها غذا میخورند و زندگی می کنند بارها این را تکرار کرد .
بله هموطنان من تو گدا خانه زندگی می کردم ، عذا می خوردم ، یک سنت نداشتم در توی خیابان ها و پارک ها می خوابیدم اما اقای خودم بودم و در مقابل سازمان مجاهدین سرخم نکردم ، سرم بالا بود . اواره توی خیابان بودم اما اقای خودم بودم. شب ها نزدیک 2 سال در کمپ گدا ها سالن 2 تخت 2 مال من بود که می خوابیدم و بعضی وقت ها هم که مشگل پیش می امد زمستان زیر برف باران در خیابان وپارک زندگی کردم اما سرم بالا بود و اقای خودم بود ، به خاطر اینکه می خواستم روی پای خودم باشم نمی خواستم در مقابل سازمان مجاهدین سر خم کنم . می خواستم حرف خودم و دیگر دوستانم را بزنم تمام سختی ها و دربدری ها را کشیدم که بتوانم حرفم را بزنم تمام جاهای که می رفتم غذا می خوردم و میخوابیدم مشخص است همه اینها را انجام شده مسعود رجوی بارها تحقیر کرد و شرایط ما را برای نفرات اشرف نشانش بیان کرد اره اما ما روی پای خودمان بودیم و سرمان بالا بود اقا بال سرنداشتیم . به سازمان محاهدین ثابت کردم علی رغم اینکه 4 سال پرونده ام بلوکه کردید علیرغم اینکه چند بار مورد ضرب شتم قرار گرفتم و تهدید های که کردید جا نزدم و نزدیم ما ماندگار شدیم وسربلند در مقابل تان ایستادیم .1920در سال 2009 بودکه سازمان مجاهدین این طور که در عکس می بینید از من پذیرائی که توی مورد ضرب وشتم قرار گرفتم که صورتم به مدت دو هفته کبود بود. فرمانده صحنه در اینجا حمید رضا طاهرزاده و حمید اسدیان ( کاظم مصطفوی ) بودند . این دموکراسی و حقوق بشر مریم قجر عضدانلو می باشد . دودست بیشتر لباس نداشتم که همین محل های اجتماعی داده بودند و…. را هم انها می دادند 21مجدد در سال 2012 توسط چماقدران سازمان در وسط شهر پاریس مورد تهاجم قرار گرفتیم در یک میز کتاب که اجازه قانونی برای این کار داشتیم . اما سازمان مجاهدین علی رغم ادعایش تحمل شنیدن حرف های ما را نداشت این گونه وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار می دادند . این بود شرایط من در فرانسه تا زمانی که با خانم اشنا شدم و از ان زمان با وی هستم .
– مشگلاتی که برای بهزاد علیشاهی درست کردند. یک بار در پاریس مورد ضرب شتم سازمان مجاهدین قرار گرفت در کشور هلند در کمپ پناهندگی توسط عوامل مجاهدین مورد تهاجم قرارگرفت که پرونده ان در اداره پلیس وجود دارد – سرهنگ دوم لئو مک گلاسی مواجب بگیری بازنشسته ارتش امریکا که استخدام مجاهدین شده و علیه نفرات جدا شده برای دولت ها نامه نگاری می کند . در رابطه با اقای علیشاهی هم به دولت هلند نامه نگاری کرده که اکنون برای ایشان مشگل پناهندگی پیش امده است که هموطنان در جریان ان هستند . از این سوهوادار دو ریالی خودشان را جلو انداخته اند که آنها را طرف حساب بکنند و نفرات اصلی و دلال های استخدامی از گزند قانون محفوظ باشند .
بقیه موارد که در رابطه با دیگر دوستان جدا شده سازمان مجاهدین مشگلات ایجاد کرده را به اطلاع هموطنان می رسانم
oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s