عملکرد متناقض سازمان مجاهدین خلق در رابطه با مقولۀ حقوق بشر

سؤالم از رهبران سازمان مجاهدین (مسعود رجوی که دیگر وجود خارجی ندارد، از مریم قجرعضدانلو ) این است آیا اساسا افرادی که در تشکیلات سازمان مجاهدین اسیر هستند چه در عراق و چه در اروپا ، به عنوان یک فرد از جامعه که در روی کره زمین زندگی می کنند به رسمیت می شناسید؟ آیا شما برای این افراد حق حیات قائل هستید ؟ آیا حقوق اولیه جامعه بشری را برای آنها قائل هستید ؟ آیا سازمان مجاهدین خلق تحت رهبری مریم رجوی منشور حقوق بشر را قبول دارد یا نه. در رابطه با موارد فوق هزاران فاکت وجود دارد که سازمان مجاهدین خلق به هیچ عنوان اصول حقوق بشر ادعایی خود را هم قبول ندارد و تمام آنها را نقض می کند.
بخش اول مصاحبه با تلویزون مردم تی وی


موضوع حقوق بشر در سازمان مجاهدین را بر سه دسته تقسیم می کنم ، این موضوعات را در سازمان مجاهدین برای شناخت بهتر توضیح می دهم.
الف :عملکرد سازمان مجاهدین با مقولۀ حقوق بشر درون تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق.
ب : عملکرد سازمان مجاهدین در رابطه با مقولۀ حقوق بشر علیه نفرات جدا شده در اروپا و خارج از تشکیلات
ج : عملکرد سازمان مجاهدین در رابطه با مقولۀ حقوق بشر در صحنه سیاسی در مجامع.
– عملکرد سازمان مجاهدین خلق در رابطه با مسألۀ حقوق بشر درون تشکیلات در عراق. در این قسمت از بحث به موارد مختلف اشاره می کنم که کم وبیش تا کنون دوستان زیادی در مورد آنچه که به اسیران درون تشکیلات سازمان مجاهدین رفته است سخن گفته اند . چندی قبل دوستمان آقای جمال عظیمی تا حدودی آنچه را که در زندان های سازمان دیده وچشیده را بیان کردند . اقای سعید جمالی (هادی افشار) که از فرماندهان ستادی بود چندی قبل شروع به نوشتن در این مورد کرد . اقای علی بخش آفریدنده به تازگی ها دست به قلم برده و به همان سادگی که خودش دارد مسائلی را که بر او گذشته است دارد بیان می کند . همین طور بتازگی خانم حمیرا محمد نژاد از انجمن زنان مواردی را در تائید گفته های پیشین خانم ها بتول سلطانی و زهرا میر باقری دارد بیان می کند.
سؤالم از رهبران سازمان مجاهدین (مسعود رجوی که دیگر وجود خارجی ندارد، از مریم قجرعضدانلو ) این است آیا اساسا افرادی که در تشکیلات سازمان مجاهدین اسیر هستند چه در عراق و چه در اروپا ، به عنوان یک فرد از جامعه که در روی کره زمین زندگی می کنند به رسمیت می شناسید؟ آیا شما برای این افراد حق حیات قائل هستید ؟ آیا حقوق اولیه جامعه بشری را برای آنها قائل هستید ؟ آیا سازمان مجاهدین خلق تحت رهبری مریم رجوی منشور حقوق بشر را قبول دارد یا نه. در رابطه با موارد فوق هزاران فاکت وجود دارد که سازمان مجاهدین خلق به هیچ عنوان اصول حقوق بشر ادعایی خود را هم قبول ندارد و تمام آنها را نقض می کند. مگر تعهدهایی که تحت عنوان رجوی ساختۀ امضاهای خون و نفس در زمان حضور مسعود رجوی و توسط خود او گرفته می شد مبنی بر سوگند عدم ترک صفوف سازمان و وفاداری به رهبری تا مرگ توسط خود رجوی بارها به 5 نوبت نماز خواندن یک مسلمان تشبیه نشده بود؟. یعنی همگی در نشستهایش در اشرف می دیدیم که او خودش را جای خدا می گذارد. این که می گویم عین جملۀ مسعود رجوی است که در یکی از نشستهای عمومی اشرف چند سال پیش موقع گرفتن یکی از تعهدهای موسوم به امضای خون و نفس در حضور همۀ افراد اشرف گفت: «هی می گویند چند بار از ما تعهد می گیرید یک بار دادیم کافی است و امضا کردیم که نمی رویم و تا آخر می مانیم و می میریم دیگر دوباره سه باره چند و چند باره چرا؟ در جواب سؤال این افراد می گویم مگر خداوند متعال به انسان نمی گوید باید روزی 34 بار جلوی من سجده کنی (5 نوبت نماز جمعا 17 رکعت و هر رکعت دو سجده دارد که مجموعات می شود 34 سجده) او که خداوند متعال است روزانه اینهمه از مسلمان تعهد می گیرد حالا من هر ماهی یا دو ماهی تعهد می گیرم این زیاد است؟» (پایان حرف رجوی).
امضای خون و نفس این بود که نفس افراد و خون آنها متعلق به رهبر عقیدتی است که هر زمان اراده کند می تواند آن نفس و خون را بگیرد یعنی این نفس کشیدن ها و خونها مال رجوی است و به افراد تعلق ندارد یعنی بدون وصل شدن به رهبری یعنی بدون اطاعت مطلق و کورکورانه از رهبری نفس کشیدن فرد حرام است و باید کشته شود و یا بمیرد. موارد در این رابطه خیلی زیاد است که تعدادی را انتخاب کرده و اشاره می کنم: زندان های سال 1364 و 1374 که بیش از 1000 نفردر این دو پروسه تحت شکنجه و بازجوئی برده شدند، درزندانهای سال 1364 دو نفر ناپدید شدند . که یکی شان هم سلولی خود من بود و هیچ کس بعد از جابجائی زندان از آنها دیگر خبر دار نشد .

در زندان سال 1374 هم 4 نفر زیر شکنجه کشته شدند .که خود این زندان ها مقوله جداگانه ای است که دربرنامه های جداگانه به آنها پرداخته خواهد شد. هر چند که بعضی از دوستان که خود در آن پروسه ها بودند آن بخش های که شاهد بودند نوشته اند صحبت کرده اند . بحث زندان و شکنجه چیزی نیست که یک نفر بتواند تمام ان را بیان کند هرکه شمه ای از ان را که چشیده بیان می کند. جدا از این پروسه زندان اصلی که اکثر نفرات به شدت شکنجه شدند که آثار آن زندان و شکنجه کماکان بر جسم و روح نفرات باقی مانده است . فعلا فقط افراد و دوستان جدا شده ای که لب به سخن گشوده اند آماده هستند د ر مقابل هر دادگاه بی طرفی که بخواهد به موضوع زندان و شکنجه و کشتار در سازمان مجاهدین رسیدگی کنند شهادت بدهند و آنچه را که بر آنان و دیگر دوستانشان در زندانها و شکنجه گاههای رجوی گذشته است و به چشم خودشان دیده اند بیان کنند.
گوشه ای ازاین شکنجه ها وضرب و شتم ها که افراد مختلف بیان کرده اند در گزارش معروف 92 صفحه ای دوست عزیزمان اقای ایرج مصداقی به صورت سر جمع شده خطاب به مسعود رجوی درج گردید. و به صورت مستندتر و مشروح تر با تمام جزئیات و اسامی شکنجه گران و قاتلین و زمان و مکان دقیق توسط آقایان جمال عظیمی و سعید جمالی و برخی خانمهای جدا شده که عضو شورای رهبری سازمان بودند نوشته ودر سایتهای مختلف ایرانی منتشر شده است.
از سال1374 تا سال 1382 ، در عرض این 8 سال چند هزار بار نفرات مخالف و معترض و در نشست های مختلف و در سر فصل های مختلف که انواع نشست ها برگذار می شد با فرمان بالاترین فرماندهان مورد فحاشی و توهین با بدترین و زشت ترین کلمات و جملات و تهمتها و دروغها و با تحریک جمعهای 50 تا دو سه هزار نفره مورد شکنجه روانی و حتی گاهی کتک زدن شدید و دسته جمعی قرار گرفتند .در نشست طعمه که در سه ماه تابستان سال 1380 در قرارگاه باقرزاده در منطقه ابوغریب برگزار شد بیش از 75% افراد در عرض سه ماه که این نشست ها برگزار می شد، به لحاظ روحی تحت شدید ترین شکنجه ها قرار گرفتند یعنی به جز معدود افراد بالا و وفادار و فدایی رجوی بقیۀ افراد یا سوژۀ مورد محاکمه و شکنجه و یا مجبور به شعار دادن و دشنام و فحش و تف انداختن و تهدید سوژه یعنی فرد مورد محاکمه به اعدام و مرگ بودند که این کار اجباری خود نوعی شکنجۀ اکثریت افراد بود. یکی از این سوژه های مورد محاکمه در تابستان سال 80 آقای حسین نژاد مترجم رجوی از جدا شدگان اخیر و مقیم پاریس می باشد که چند بار با تلویزیون مردم مصاحبه کرده است. او را تنها و تنها به جرم اینکه اطلاعیه ای در اعتراض علیه نشستهای شکنجۀ معروف به دیگ و دشنامها و فحاشی ها و توهینها با کلمات رکیک در این نشستها نوشته و مخفیانه به تابلوی اعلانات سالن غذا خوری زده بود به مدت 5 ساعت مورد انواع توهینها و دشنامها و فحاشیها و دست آخر هم محکومیت به اعدام قرار گرفت که بعدا مسعود رجوی اعلام کرد که من عفو می کنم!! و فعلا او را اعدام نمی کنیم زیر مصلحت نیست!!. که تازه این اول کار بود زیرا از آن شب تا به مدت یک ماه او را در داخل یکان خودشان یعنی بخش روابط خارجی به جرم فوق و نیز به جرم تلاش نکردن برای آوردن دختر کوچکترش از داخل ایران به عراق و تشکیلات مجاهدین و بعد هم اخلال موقع تلفن زدن به ایران به این منظور در اقدامات افراد سازمان در داخل برای آوردن دخترش به عراق مورد بدترین دشنامها و برخوردهای تحقیر و توهین و شکنجۀ روانی قرار دادند.
در همین محاکمه در رابطه با انواع فحش دادن در نشستهای دیگ شخص مریم رجوی که در آنجا کنار مسعود رجوی حضور داشت گفت: کسی نمی تواند نوع فحش را در این نشستها تعیین کند و نظر دهد بلکه افراد نشست یعنی جمع آزادند هر نوع فحش می خواهند به سوژۀ نشست یعنی فرد مورد محاکمه بدهند!!.
همزمان با اواخر همین نشستهای محاکمۀ 50 نفر در تابستان سال 80 یعنی سال 2001 بود که حملات انتحاری جنایتکارانه با هواپیما به برجهای دوقلو در نیویورک روز 11 سپتامبر آن سال روی داد و موقع پخش فیلمهای آن به دستور رجوی و اجرای درباریانش در ردیفهای جلوی سالن باقرزاده سراسر سالن شروع به دست زدن و سوت زدن و هورا کشیدن کردند بعد هم رجوی گفت: بنازم به اسلام که در شکل ارتجاعی اش اینگونه عمل می کند ببین اگر انقلابی باشد چه می کند یعنی اگر کار دست ما بود ببین چه می کردیم؟!!
به سران فرقۀ رجوی باید گفت: شما شخصیت کدام یک از افراد را سالم گذاشتید باقی بماند ؟ چند صد نفر مورد ضرب شتم وحشیانه قرارگرفتند؟ . خانم مریم رجوی اگر اگر اگر ادعا دارید که حقوق بشر در سازمان مجاهدین رعایت می شده و هیچ گونه شکنجه و ضرب و شتم وجود نداشته است شما فقط پروسه نشست های طعمه سال 1380 در قرارگاه باقر زاده را چی نامگذاری می کنید ؟ انهمه شکنجه و ضرب وشتم و آسیب دیدن افراد آیا نقض حقوق اولیه بشر نیست؟ در بدترین زندان های دنیا در امریکا، عراق ، ترکیه، فرانسه ، ایران در هرکجا آیا زندانیان از حقوقی برخوردار هستند یانه ؟ دولت ها این حقوق زندانیان را به رسمیت می شناسند یا نه؟ زندانیان در هر کجا باخانواده و اقوام خود بخصوص اقوام درجه یک خود مستمر ملاقات دارند یا خیر ؟
در همین جمهوری اسلامی که این همه نقض حقوق بشر در آن اعلام می شود آیا زندانیان از حقوق خود برخوردارند یانه؟ آیا ملاقات آنها با خانوادهایشان به طور ثابت وجود دارد یا نه ؟ آیا بیش از 90% از زندانیان سیاسی از مرخصی های برای دیدار خانواده هایشان برخوردار هستند یا نه؟ . در همین زندان جمهوری اسلامی مگر زندانیان ، بخصوص زندانیان سیاسی از تلفن موبایل در داخل زندان برخودار نیستند؟ که طبق ادعای شما اخبار را به شماها می رسانند و یا هرگونه اتفاقی که در زندان رخ می دهد بلافاصله به بیرون گزارش می دهند و حتی اطلاعیه های فردی و جمعی در هر مناسبتی صادر می کنند که البته امری ست مشکوک و فقط توسط رسانه های سازمان اعلام می شود. این در حالی است که در هیچ کجا دنیا در زندانی در داخل زندان حق داشتن تلفن موبایل را که فرد با دنیای خارج تماس بگیرد از زندانی دریغ نمی کنند. در کشورهای اروپائی و امریکائی درون زندان ها برای تماس با بیرون تلفن ثابت وجود دارد که آن هم کنترل شده و زمان محدودی دارد.
سوال اینجا است که سازمان مجاهدین خلق ادعا دارد انقلابی ترین ، پیشرو ترین ، متکاملترین، پیشتاز ترین …..سازمان انقلابی در روی کره زمین است . این سازمان انقلابی چرا اجازه نمی دهد بعد از سه دهه اعضای آن با خانواده هایشان تماس داشته باشند! حتی افرادی که در کشور آلبانی یا در دیگر کشور های اروپائی هستند اجازه ندارند که باخانواده هایشان یک تماس تلفنی داشته باشند ( البته یک استثنائی در اینجا وجود دارد . سران سازمان مانند بهشته شاد رود ، شهرزاد صدر ، خواهر و برادر مریم رجوی ….. مستثنی هستند آنها می توانند تماس بگیرند و یا با خانواده های که برای سازمان کار می کنند و پیک هستند و در حال تردد به ایران و اروپا هستند صحبت کنند) چرا سازمان مجاهدین خلق اجازه ملاقات به خانواده ها نمی دهد که با فرزندان خود ملاقات کنند مگر بیش از دوسال در جلو کمپ سابق اشرف منتظر دیدار با عزیزانشان نبودند؟ چرا یکی از شرایط خود را با دولت عراق این امر قرار داده اند که اشرف را به شرطی ترک میکند که دولت عراق اجازه ندهد خانواده در مقابل کمپ ترانزیت موقت لیبرتی جمع شوند. کدام زندان در دنیا وجود دارد که اجازه ندهد زندانیان بیش از سه ده با خانواده های خودشان ملاقت کنند. کشور آمریکا تنها در یک مورد اجازه نداده آن هم زندان گوانتانامو محل زندانی کردن افراد القاعده بوده است . سازمان مجاهدین که ادعای انقلابی و پیشرو بودن را دارد چرا اعضای خانواده را از دیدار با عزیزانشان محروم کرده است.
در جامعه عادی انواع اعتراضات نصب به دولت انجام می شود. زمانی که فردی می بیند صدایش به جایی نمی رسد و کسی نیست که از حق او دفاع کند برای رساندن صدای اعتراض خود بعضا دست به خود سوزی می زنند . در یک سازمان انقلابی که می خواهد خلقی را به اصطلاح از اسارت نجات بدهد آیا خود کشی و خودسوزی معنی دارد ؟ به چه دلیل افراد معترض در سازمان مجاهدین خلق دست به خود کشی و خود سوزی می زدند. به کدام گناه الآن محمدی،زهرا فیض بخش ، مهری موسوی مارینا سراج ، کامران بیاتی،معصومه غیبی پور،کریم پدرام ،محمد نوروزی ،مجتبی میرمیران ،مینو فتحلی ،فائزه اکبریان ، سعید کیانی ،عزیز اسدی ، رسول ، خدام گل محمدی ،احمد رضاپور،هما بشر دوست و ده ها تن از بهترین دوستانمان دست به خود کشی و خود سوزی زدند چرا؟ … در سازمانی که ادعا دارد به سمت جامعه بی طبقه توحیدی دارد حرکت می کند ، مسعود رجوی هم تماما با خدا و امام زمان در تماس بود پس این خود کشی ها و خود سوزی ها و خود زنی اعتراض علیه چه چیزی بوده اند؟.
کشتار چهره های مخالف درون سازمان مجاهدین به چه جرمی بود مانند : علی زرکش ، مهین رضائی، مهدی کتیرائی،زهرا رجبی ،مسعود عدل ، مجید حریری به جرمی و چه بهائی به دستور چه کسی این افراد کشته شدند ؟ چرا در عملیات های سازمان افراد معترض و مخالف همیشه کشته می شدند نکند گلوله ها هم مخالفین و معترضین فرقه می شناختند که آنها را هدف قرار می دادند .
الان هم نزدیک 2800 نفر را در عراق به زور نگه داشته اند و سازمان های بین المللی و حقوق بشری هم هر چه تلاش می کنند که این اسیران را از عراق نجات بدهند سران سازمان مجاهدین به شکل های مختلف سنگ اندازی می کنند تا این افراد را به کشتن بدهند و برای وجود سازمانشان خون نیاز دارند.
تا به حال چند بار این مشکل در شورای امنیت سازمان ملل ، سازمان ملل متحد ، دیدبان حقوق بشر، سازمان عفو بین الملل و چندین روزنامه بین المللی مطرح شده که از کار شکنی های سازمان مجاهدین گزارش داده اند
در اوردن رحم زنان در تشکیلات مجاهدین در عراق چه ربطی به مبارزه دارد . ستادی به سرپرستی کبری طهماسبی ( هاجر ) تشکیل داده اید که تا کنون بیش از 100 نفر از زنان اسیر در فرقه را با عمل در اوردن رحم انان برای همیشه به زندگی خدا دادی انان خاتمه دادید ، این جنایت را به نام کدامین قانون حقوق بشر ثبت می کنید. خانم مریم رجوی اگر در آوردن رحم زنان در جهت رسیدن به جامعه بی طبقه توحیدی است و ذوب شدن در رهبری عقیدتی است پس چرا خود شما
این نمایش گوشه ای از وضعیت حقوق بشر در درون سازمان مجاهدین خلق درتشکیلات عراق بود طبعا تشکیلات فرانسه یا دیگر کشور های اروپائی هم وضعیت بهتری از آن ندارند.. مشت نمونۀ خروار است .
ادامه دارد .
oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s