غروب اشرف ….

با فرو رفتن اشرف دراین سیاهی سازمان مجاهدین خلق تبدیل شده به پاندول ساعت که با هر تیک و تاکی که این پاندول می کرد یک چیز از آن سازمان کنده می شد و به جائی می افتاد . که این تیک و تاک صدای خوشی ندارد ، این صدای متلاشی شدن سازمانی است که بیش از 48 سال پیش بنیانگذاری شد، آنهم به دست مردانی که خود در صف اول مبارزه بودند و پای حرفشان ایستادن وجان خود را فدا کردند

بدلیل سر سپردگی که مسعود رجوی به صدام حسین ثابت کرد . در سال 1365 پادگان منظم الخالص که محل تعمرات زرهی ارتش صدام ، در استان دیالی ،30 کیلومتری شهر خالص و 60 کیلومتری مرز ایران قرار داشت تخلیه و به سازمان مجاهدین خلق ایران تحویل داد. از همان اول این قرار گاه از رویاهای مسعود رجوی بود. در رویا داشت وقتی که در ایران به قدرت رسید قراگاه اشرف را تبدیل به سفارت ایران بکند. و زمانی می خواست بعد از پیروزی و رسیدن به قدرت در ایران ،این محل را تبدیل به زیارتگاه برای ایرانیان بکند که از ایران به کربلا می روند اول این قرارگاه را زیارت کنند. رویاهای زیادی برای قرارگاه اشرف داشت. اما این رویاها به ربع قرن نرسیده غروب کرد. مسعود رجوی ، مریم قجر عضدانلو در نشست ها همیشه اعلام می کردند که قرارگاه اشرف ، شهر مجاهدین است . در آن زمان های که مسعود رجوی سوار اسب کهر بود ودر ابرها سیر می کردند ، در نشست ها ی بزرگ کبکش خروس می خواند ، اعلام کرده بود که: سلاح مجاهد خلق ، تنها یک سلاح نیست . آن سلاح ناموس وشرف و همه چیز مجاهد خلق است . لباس نظامی که برای مجاهدین فراهم کرده بودند ، لباس شرف وناموس مجاهد خلق محسوب می شد .وقتی که تمامی قرارگاه های جانبی را از دست دادندو تنها قرارگاه اشرف باقی مانده بود مسعود رجوی در سخنرانی خود بیان داشت که قرارگاه اشرف ظرف ایدئولوژیک ، ناموس و شرف هر مجاهد خلق است. در آخرین پیام یا نشست که ماه رمضان امسال بود. مسعود رجوی در رابطه با قرار گاه اشرف این چنین بیان داشته بود(قرارگاه اشرف ظرف ایدئولوژی، ناموس و شرف مجاهدین خلق هست و تاکید داشت به هیچ وجه قرارگاه اشرف را از دست نخواهد داد و به صراحت می گفت ترجیح می دهم قرارگاه اشرف محل دفن اعضاء سازمان باشد تا از انجا خارج شوند ).
مسعود رجوی به معنای دقیق کلمه قدر و جایگاه قرارگاه اشرف را می دانست ، به درستی بیان کرده بود که قرارگاه اشرف همه چیز سازمان مجاهدین خلق است .زیرا وی به درستی می دانست اگر این اعضائی که در اشرف اسیر کرده از آن محل جابجا بشود. مصادف می شود با ترک برداشتن سازمان مجاهدین خلق . که این ترک منجر به متلاشی شدن سازمان مجاهدین خواهد شد. تمام تلاش خود را بکار برد که قرارگاه اشرف را ازدست ندهد . در این رابطه 102 نفر کشته داد ، که بیش از نیمی از مسئولین ارشد و فرماندهان باسابقه بودند ، بیش 1000 نفر زخمی داد. برای شخص مسعود رجوی وجود قرارگاه اشرف جنبه ایدئولوژی ان از همه چیز مهم تر بود ، سپس بعد سیاسی آن . بعد ایدئولوژیکی اشرف کار کردن درونی داشت به عنوان سرپناه ، جان پناه یا هر نامی دیگر. در یک کلام یک قطعه زمین بود که رجوی مد نظر داشت مانند فلسطینی ها آن را به سمت ایران گسترش بدهد . در نشت ها چند بار این را بیان کرده بود که این قطعه زمین چقدر ارزش دارد . به قرارگاه اشرف وقتی که وزنه سیاسی آن هم اضافه می شد ، آن موقع بود که این قطعه زمین تبدیل شده بود ه محور اصلی یا همان عمود خیمه، قلاب لنگر، لنگر گاه،سازمان مجاهدین تبدیل می شد. الان آن محور یا ثابت دهنده از سازمان محاهدین خلق کنده شده. واین پروسه هم یک شبه پیش نیامد. همان طور که دیدیم بار اول سلاح مجاهد خلق را از او گرفتن ، چیزی که ناموس و شرف مجاهد بود ، وی در مقابل امریکا جا زد و با سلاحی که جنگ مسلحانه را شروع کرده بود زمین گذاشت که این عین بی شرفی و خیانت به خلق بود. مسعود رجوی برای سرپوش گذاشتن بر روی ان پیام داد که من به جای تانک ها و سلاح ها تانک سوار و صاحب اصلی را انتخاب کردم ، سلاح را باز می شود تهیه کرد اما صاحب سلاح را دیگر نمی شود پیدا کرد ، اینها گنجینه های تاریخی هستند …… چند سال بعد دوباره گیر دادند به لباس مجاهدین و نام ارتش ازادی بخش . به سازمان مجاهدین تحمیل شد که هیچ راهی وجود ندارد و باید این نام را از روی خود بردارند و این لباس ارتش را از تن خود در بیاورند، به این عمل ذلت خواری هم تن دادند ولباس متحد ارتش را رسما بدور انداختن . بعد از 10 سال تلاش بخصوص این 5 سال اخر تلاش و کوشش کردند و بیشترین بهای ممکن را با 102 کشته دادند که این ظرف ایدئولوژیک ، ناموس و شرف خود را از دست ندهند که هیچ راهی نداشتند. غروب قرارگاه اشرف فراسیده است و دیدیم که چگونه با کشتن دادن 52 تن از بالاترین فرماندهان و ناپدید شدن 7 تن دیگر چگونه اشرف در دل سیاهی شب فرو رفت و تمام شد .
با فرو رفتن اشرف دراین سیاهی سازمان مجاهدین خلق تبدیل شده به پاندول ساعت که با هر تیک و تاکی که این پاندول می کرد یک چیز از آن سازمان کنده می شد و به جائی می افتاد . که این تیک و تاک صدای خوشی ندارد ، این صدای متلاشی شدن سازمانی است که بیش از 48 سال پیش بنیانگذاری شد، آنهم به دست مردانی که خود در صف اول مبارزه بودند و پای حرفشان ایستادن وجان خود را فدا کردند . اما ازسال 1358 که ادامه آن راه بدست مسعود رجوی افتاد ، این سازمان سال به سال بیشتر در منجلاب شهوت و قدرت غرق می شد . تا به اینجا رسیده ایم که امروز نظاره گر متلاشی شدن آن هستیم ، با این تیک و تاک عمر این تشکیلات هم دارد به پایان می رسد و افسوس که تعدادی از دوستان و یاران افیون قدرت رجوی شده اند . و رجوی ها دارند برای چند صباحی عمر بیشتر آنان را به کشتن می دهند . من صدای این تیک وتاک را خوب می شنوم صدای متلاشی شدن سازمان مجاهدین را خوب میشنوم
oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s