از شعار شورا های مردمی تا شوراهای دست ساز…. دگردیسی پس از 30 سال

این جست و خیز کردن های مجاهدین از این جهت با جریان جنبش سبز در ایران ارتباط دارد.در ساز ودوهل ها شنیدند که غربی ها می خواهند بهار عربی را به یران ببرند!غافل از اینکه ایرانیان مردمان پارسی هستند نه عرب.آنچه در ساز و دوهل ها نصبت به اپوزیسیون سازی برای ایران شنیدند، درخارجه یک رویا است.اپوزیسیون مردم ایران در داخل ایران است که بهاء زنده و اکتیو بودنش را داده و دارد می دهد.اگر اگر اگر روزی ، روزگاری بخواهند از نیروهای سیاسی در خارج اپوزیسیون درست کنند که مردم ایران آن را قبول داشته باشد. با این شواری دست ساز مجاهدین نمی شود آنها می خواستند بعد از 30 سال خود را یک سازمان سیاسی جا بزنند در حالی که همگان از عمل کرد گذشته آنها آگاه هستند.اولا آنها باید به این سوال جواب بدهند که ازچه زمانی مشی مسلحانه را کنار گذاشته اند ؟ آیا مشی مسلحانه را محکوم می کنند!. دوما رسماً اعلام بیرونی کنند . سوماً بخاطر عمل کرد 30 سال گذشته خود قبل از هر چیز از مردم ایران برائت کنند، 

 

پس از پیروزی انقلاب 1357 نیروهای سیاسی به فکر تشکیل شوراهای مردمی شدند، در مقاطعی هم خوب کار کردند. در این میان سازمان مجاهدین خلق بیش از هر گروه و جریانی سنگ شوراها را بسینه می زدند. ازآنجائی که می خواستند خود را پیشتاز نشان بدهند!از طرفی می خواستند اهرم مبارزه با جمهوری اسلامی را در دست داشته باشند. با اتفاق آقای بنی صدر، حزب دموکرات کردستان که آن زمان بزرگترین نیروسیاسی کرد محسوب می شد.اقدام به تشکیل شورای ملی مقاومت کردند، بهمراه آنها یازده نفر جز این شورای اولیه بودند. از همان موقع تلاش و طرح سازمان مجاهدین این بود که اکثریت این شورا را برای پیش برد خط و خطوط خود داشته باشد. عوامل و تشکل های که فقط روی کاغد بودند را وارد آن شورای یازده نفره کرده بودند که عبارت بودند از : کانون توحیدی اصناف به نمایندگی حاجی مازندارانی ، جمعیت داد به نمایندگی ایت الله جلال گنجه ای، استادان متعهد دانشگاهی به نمایندگی آقای شیخی و آقای منوچهر هزارخانی را با عنوان نویسنده وارد این شورا کردند. یک نماینده هم از جانب سازمان مجاهدین بود . رئیس مادام العمر آن هم شخص مسعود رجوی بود.علی رغم اینکه نزدیک نیمی  از آراء متعلق به مجاهدین بود، بدلیل عمل کردغیر دموکراتیک جماعت مجاهدین شخصیت های سیاسی وجریاناتی غیرمجاهد همگی استعفا دادند. سازمان مجاهدین طبق روال معمول خود به همه آنها مارک وابستگی زد.فقط سازمان مجاهدین وعوامل آنها مستقل و بدون قل وغش بودند!پس آنکه رجوی دید این اهرم سیاسی از صحنه سیاسی محو می شود شروع کرد به وارد کردن تمام فرماندهان و سران سازمان مجاهدین به درون این شورا که بیش از 700 نفر شدند. از این 700 نفر 10تن آنها مجاهد های بودند که فقط ایدئولوژی مجاهدین را نداشتند(امثال:کریم قصیم،منوچهر هزارخانی،پرویز خزائی،اسکندر فیلابی،عبدالعلی معصومی،محمدرضا روحانی،باستانسیر،محمد شمس،و دو نفر مارکسیست یعنی مهدی سامع و همسرش). در این رابطه مریم قجر عضدانلو را هم بعنوان رئیس جم هور مادام العمر آن شورا انتصاب کرد . در واقع از سال 1370 شورای ملی مقاومت که از احزاب مختلف بود محو شد، پس ازآن تبدیل شد به مرکزسران و فرماندهان سازمان مجاهدین.علی رغم اینکه این شورا در لیست سیاه تروریستی امریکا، مدتی هم در لیست تروریستی اروپا بودند، به هر دربی می زدند که نام آنها از لیست حذف شود.این مسله زمانی شدت یافت که سازمان مجاهدین گول شعار بهار عربی کشورهای غربی را خورد.در مقاله ای سخنگوی رسمی آنها در امریکا آقای علیرضا جعفرزاده علنا اعلام کرد: غرب هرگونه کاری که بخواهد ما برای آنها انجام می دهیم.!! این خبر فقط دوساعت در روی سایت آنها باقی ماند و آن را سانسور کردند. علت آن هم این بود که به صورت عریان مواضع رهبران خود را در غلامی و حلقه به گوشی بیان کرد . در این شرایط افتضاح سیاسی برای آنها به بار می آورد.این جست و خیز کردن های مجاهدین از این جهت با جریان جنبش سبز در ایران ارتباط دارد.در ساز ودوهل ها شنیدند که غربی ها می خواهند بهار عربی را به یران ببرند!غافل از اینکه ایرانیان مردمان پارسی هستند نه عرب.آنچه در ساز و دوهل ها نصبت به اپوزیسیون سازی برای ایران شنیدند، درخارجه یک رویا است.اپوزیسیون مردم ایران در داخل ایران است که بهاء زنده و اکتیو بودنش را داده و دارد می دهد.اگر اگر اگر روزی ، روزگاری بخواهند از نیروهای سیاسی در خارج اپوزیسیون درست کنند که مردم ایران آن را قبول داشته باشد. با این شواری دست ساز مجاهدین نمی شود آنها می خواستند بعد از 30 سال خود را یک سازمان سیاسی جا بزنند در حالی که همگان از عمل کرد گذشته آنها آگاه هستند.اولا آنها باید به این سوال جواب بدهند که ازچه زمانی مشی مسلحانه را کنار گذاشته اند ؟ آیا مشی مسلحانه را محکوم می کنند!. دوما رسماً اعلام بیرونی کنند . سوماً بخاطر عمل کرد 30 سال گذشته خود قبل از هر چیز از مردم ایران پوزش خواهی و مغذرت خواهی کنند، سپس از جریان های سیاسی، پس از آنکه معذرت خواهی کنند در یک کلام از گذشته خودتبری جویند،اگر پذیرفته شد می توانند در صحنه سیاسی قد علم کنند. آن هم نه به اتکا گذشته خود، بلکه به عنوان یک نیروی تازه تاسیس شده. این  گوی و این میدان عمل برای خلق قهرمان اگر شعار نیست بفرمایند .

oyanyoldash@yahoo.com  محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s