بابا احمد شنیدم رفتی سفر چه بی خبر

، در سال 1370 شخص مسعود رجوی درنشست عمومی که بیش از 5000 نفر حضور داشتند بابا احمد را به محاکمه کشید . جرم وی این بود که انقلاب دست ساز مریم قجر عضدانلو را قبول نداشت و علنا به چالش کشیده بود . رجوی به این شکل می خواست او را درجمع خورد کند ، از طرفی وادار کند که کوتاه بیاید و مریم قجر و دست آورد آن را بپذیرد ، با جواب های تیزی که داد پوزه رجوی در آن نشست به خاک مالیده شد

آقای هادی شمس حائری ( بابا احمد ) فعاليت سياسي خود را از سال 1339 در حزب ملل اسلامی شروع نمود ، به خاطر آزادي و استقلال ایران وارد مبارزات سياسي و اجتماعي شد ، در تظاهرات عظيم مردم عليه ديكتاتوري شاه در 15 خرداد 1342 در تهران شرکت داشت، مورد اصابت گلوله سربازان شاه قرار گرفت. پس از آن در سال 1344 به علت عضويت در حزب ملل اسلامي كه به مبارزه مسلحانه معتقد بود دستگير و به چهار سال زندان محكوم گشت . پس از آزادي از زندان به علت عضویت درسازمان مجاهدين خلق در سال 1355 دستگير و اين بار به پانزده سال زندان محكوم گرديد . در سال 1357 بر اثر قيام مردمي از زندان آزاد شده و فعاليتهاي سياسي خود را در سازمان مجاهدين از سر گرفت. در سال 1370به علت مجموعه انحرافات و خيانتها و قدرت طلبي رجوي كه ادامه همان روش هاي پيشين شاه و شيوخ بود و چشم اندازي جهت اصلاح آنها متصور نبود ، هر روز بيشتر و عميق تر مي گرديد ، در سال 1370 شخص مسعود رجوی درنشست عمومی که بیش از 5000 نفر حضور داشتند بابا احمد را به محاکمه کشید . جرم وی این بود که انقلاب دست ساز مریم قجر عضدانلو را قبول نداشت و علنا به چالش کشیده بود . رجوی به این شکل می خواست او را درجمع خورد کند ، از طرفی وادار کند که کوتاه بیاید و مریم قجر و دست آورد آن را بپذیرد ، با جواب های تیزی که داد پوزه رجوی در آن نشست به خاک مالیده شد . عوامل دست اول آن مانند ابریشمچی ها اه از فغانشان بیرون آمد که با دهان های کف کرده بر علیه بابا احمد حرف می زدند . در عراق از سازمان جدا شد. پس از آن مدت سه ماه زندانهاي رجوي را دراشرف از سرگذراند. هادی از آن دسته افرادی بود که برای اعتقاداتش جنگید، تلاش کرد و کوتاه نیامد. اصولی داشت که روی آن با هیچ کس و هیچ جا معامله نکرد، از زندانهای شاه تا اردوگاههای عراق را پشت سر گذاشت، به طمع قدرت و مال و ولع جاه و جلال دست رد زد . نصبت به افشاگری هایش ، رجوی ومریم قجر عضدانلو به شدت سوخته بودند و نصبت به هادی کینه عجیبی داشتند ، و همین کینه باعث شد که اجازه ندهند امیر و نصرت با هادی ملاقات داشته باشند. در این رابطه هادی خیلی دلش برای پسر و دخترش تنگ شده بود بیست سال بود که چشم انتظار دیدار امیر و نصرت را داشت ، اما اما کینه حیوانی رجوی ها مانع از دیدار شد .هادی با بیش از پنج دهه مبارزه با شاه و شاچه ها و شیخ چه ها از آرمان و اعتقادی که داشت کوتاه نیامد و تا آخرین لحظات زندگی این مبارزه را ادامه داد ، درافشاء چهره واقعی فرقه رجوی یک دم از پا ننشست . در گذشت هادی شمس حائری را به امیر ، نصرت ، تمام دوستان و همرزمان او تسلیت عرض می کنم روحش شاد.

hadi shams

 

oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s