سازمان مجاهدین خلق و قاچاق انسان

rrr

بعنوان کار به ترکیه رفتم و به تور هوادارهای سازمان خوردم. هوادارها به من گفتند که اگر بروی و شش ماه در سازمان بمانی ما می فرستیمت اروپا و آنجا برایمان فعالیت سیاسی می کنی. ما را به فریب کار بردند که بعد از آن طرف برویم خارج.
بعد از این که ما را از ترکیه به عراق بردند و بردنمان توی اشرف دیدیم که نه این خبرها نیست، دارند با زور و فشار ما را وارد یک سری از دستگاههای خودشان می کنند که غیر قابل تحمل بود، همه اش جنگ اعصاب و جنگ روحی و … بود. باید با خودت می جنگیدی با درون خودت با بیرون خودت با همه چیز باید می جنگیدی، با خانواده ات، با زن و بچه ات به هر صورت با فشار و زور می بردنمان سر غسل هفتگی و با فشار جمع تیغ کشی می کردند و داشتند مغزمان را شستشو می دادند و اذیتمان می کردند

بعنوان کار به ترکیه رفتم و به تور هوادارهای سازمان خوردم. هوادارها به من گفتند که اگر بروی و شش ماه در سازمان بمانی ما می فرستیمت اروپا و آنجا برایمان فعالیت سیاسی می کنی. ما را به فریب کار بردند که بعد از آن طرف برویم خارج.
بعد از این که ما را از ترکیه به عراق بردند و بردنمان توی اشرف دیدیم که نه این خبرها نیست، دارند با زور و فشار ما را وارد یک سری از دستگاههای خودشان می کنند که غیر قابل تحمل بود، همه اش جنگ اعصاب و جنگ روحی و … بود. باید با خودت می جنگیدی با درون خودت با بیرون خودت با همه چیز باید می جنگیدی، با خانواده ات، با زن و بچه ات به هر صورت با فشار و زور می بردنمان سر غسل هفتگی و با فشار جمع تیغ کشی می کردند و داشتند مغزمان را شستشو می دادند و اذیتمان می کردند.
وقتی که آمریکائیها آمدند و یک سری مصاحبه ها را شروع کردند، بچه ها از سازمان زدند بیرون و رفتند توی کمپ آمریکایی و ما هم با زور و ضرب و فشار از سازمان جدا شدیم. من آنجا شاهد بودم که بچه ها می رفتند توی سرویسهای سازمان خودزنی می کردند و تا جایی می رسیدند که به مرز خودکشی می رسیدند. من آنجا شاهد خیلی چیزها بودم که داشتند به سر ما انجام می دادند. به هر صورت به کمپ آمریکائیها رفتیم آنجا ۱۶ ماه ماندیم. عوامل سازمان نمی خواستند ما به آسانی از آنجا بیاییم بیرون، چون با آمریکائیها همدست بودند. من شنیدم که یکی از کادرهای قدیمی گفته بود که سازمان با آمریکا همدستی کرده و گفتند که ما خیلی چیزهایتان را به عهده می گیریم، اما این نفرات را نگذارید بیایند بیرون، این را که شنیدیم خیلی از بچه ها فرار کردند.
توی خود کمپ هم جاسوس داشتند، نمی توانستیم فرار کنیم، به محض این که می خواستیم فرار کنیم دورمان محاصره می شد. توی هر کمپی جاسوس داشتند، یکی از آن نفرات کسی بود به نام هومن که به تمام معنا رفته بود توی لباس ارتش آمریکا با پدرش، یک عده ای هم از بچه ها بودند که از خود سازمان بودند که آمده بودند توی کمپ آمریکایی و نمی گذاشتند این جمع تکان بخورد. توی کمپ هم بچه ها خودزنی می کردند به دلیل اینکه داشتند به آنها دروغ می گفتند اروپا… آمریکا… داشتند ما را با فشار نگه می داشتند به هر صورت جمهوری اسلامی ما را از چنگ این از خدا بی خبرها آزاد کرد و به میهن عزیزمان ایران برگشتیم و به سلامتی داریم دنبال خانه و زندگی مان می رویم.

حسن اخلاقی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s