چرا کمپ لیبرتی نه ؟ اما بیابان های برهوت آری !

 

. پس از سقوط صدام حسین پدر معنوی فرقه رجوی ، بارها مابین فرقه رجوی و دختران صدام حسین ملاقات های وجود داشته است . پدر این دختران نتوانست سازمان مجاهدین خلق را به قدرت برساند آیا الان با پا در میانی دختران صدام حسین در بیابان های برهوت اردن امیدی تازه برای مریم قجر عضدانلو جرقه زده است ؟ بیست و پنج سال تجربه را تجربه کردن خطاست .

 

سوال اصلی اینجاست که چرا مریم قجر عضدانلو کمپ لیبرتی که درون شهر قرار دارد را به بیابان های برهوت اردن ترجیح می دهد . برای فرقه رجوی مهم ترین موضوعی که مطرح است این است که به هر شکلی که می تواند این ساختار فرقه ای بودن خود را حفظ کند . چونکه تمام حیات زندگی آنها به این موضوع ربط پیدا می کند . ( بخاطر اینکه نشان بدهند کمپ لیبرتی که تا چند ماه قبل محل استقرار چند هزار سرباز امریکائی بوده . الان فاقد هر گونه استانداردهای زندگی است به هر حیله خراب کاری در کمپ لیبرتی دست زدند . از قبیل : خراب کاری کردن در منابع فظلاب آنهم درست در زمانی که نماینده سازمان ملل برای بازدید به کمپ لیبرتی رفته بود !. خراب کاری کردن در سیستم برق و ژنراتو های که چند سال بدون هیچ مشگلی برق استقرارآنجا را تعمین کرده بود ،سوراخ کردن مشگ ها یا منابع آب ، در عکس ها پر واضح است که کثافت کاری و پخش زباله ها عمدی است . چون همگان می دانند در یک تشکیلات زندگی گروهی کردن این طور ریخت و پاش نمی کنند ، کاری است که عمدی انجام شده است . در ثانی اگر این خراب کاری ها برای بی اعتباری نماینده دبیر کل و غیر استاندارد بود کمپ لیبرتی نبود ، نیازی به عکس العمل شدید از جانب سازمان مجاهدین نبود ) . در داخل کمپ لیبرتی قانون و نظم دولت عراق حکم فرما است ، این یعنی زدن شاهرگ حیاتی سازمان مجاهدین ، برای اینکه بتوانند این ساختار را حفظ کنند به هر خاک و خاشاکی روی می آورند . به همین دلیل است که مریم قجر عضدانلو به عنوان سرکرده اصلی به التماس افتاده که اجازه بدهند آنها بروند در بیابان برهوت اردن مجدد یک زندان دیگر مانند اشرف از نو درست کنند، آنهم حتی با هزینه خودشان . سوال اینجا استکه چرا بیابان های برهوت را انتخاب می کنند ؟ این از قانونمندی های فرقه ها است ، برای حفظ خود ترجیح می دهند که خود را از جامعه اجتماعی ایزوله کنند تا افراد در معرض آگاهی های اجتماعی قرار نگیرد . بهمین دلیل است که سرکرده فرقه رجوی هم تمام تلاش خود را می کند که در همان اشرف باقی بمانند ، حتی تهدید به مرگ هم می کند .مریم قجر عضدانلو این طور بیان می کند .( ……. هيچيک از اطمينانهای حداقل که ساکنان اشرف درخواست کرده بودند، فراهم نشده و آنها به طور عملی دو گزينه بيشتر ندارند: قتل عام و مرگ يکباره در اشرف يا مرگ تدريجی در مکانی به نام ليبرتی آن هم تحت نام و نظارت ملل متحد…...) در جای دیگر بیان می کند . ( …..مصرانه از خانم کلينتون، دبيرکل بان کی مون، خانم اشتون، آنتونيو گوترز، خانم پيلای و رئيس صليب خواست با اعلام موافقت و حمايت از اين جابه جايی، برای هميشه به بحران اشرف و کشتار ساکنان آن خاتمه دهند ). این چند خط به طور خیلی واضح اندیشه و عمل کرد ، طرز تفکر این فرقه را بیان می کند.

این دقیقا هدف اصلی آنها را نشان می دهد که در نظر دارند که نگذارند ریل پناهندگی اعضاء اسیر بصورت قانونی طی شود .والا برای چند ماه چه نیازی است که یک کمپ در بیابانهای اردن مجدد بنا نهاد ؟

موضوع دوم : در رابطه با دارئی های اشرف است . تمام امکاناتی که در کمپ عراق جدید ( کمپ اشرف ) وجود دارد . به لحاظ قانونی مربوط به دولت عراق است . در آن زمان صدام حسین به خاطر خوش خدمتی های بیکران اموال دولت و مردم را به مسعود رجوی داده بود ، الان که دیگر صدامی در کار نیست و طبق قانون باید به صاحب اصلی آن که دولت قانونی فعلی است برگردانده شود . اگر اشاره می شود که مدرک وسند دارند که نشان می دهد این اموال مروبط به سازمان مجاهدین است ، این ها همان کاغذ های سیاهی است که در اتاق عملیات قراگاه هفتم و ستاد سررشته داری درست می شد و با مهر های جعلی که بدست آورده بودند اسناد جعل می کردند ، که آنها هم کاغذ پارهای بیش نیستند . از طرفی در هیچ مرکز قانونی ثبت نشده است . همگان می دانند که وسائل افراد یک ساک بیشتر نیست که آنهم پوشاک فردی است . درون تشکیلات بجز مسئولین و سران وفرماندهان آیا کسی می توانست یک خودکار شخصی داشته باشد ؟ برای گرفتن یک دست لباس که در حین کار پاره می شد با 4 امضاء از بالاترین مسئولین ستاد فرماندهی کل می بایست تائید می کردند تا فرد موفق شود آن را بگیرد . اینکه مطرح می شود اموال منقول و غیر منقول یک پوشالی بیش نیست ، هدف ایجاد مانع بر سر متلاشی کردن فرقه است . در ثانی مریم قجر فکر کرده که نماینده دبیر کل سازمان ملل و امریکا سمساری و دست دوم فروشی است که بخواهند در خدمت فرقه رجوی برای فروش اموال دولت عراق باشند .

برای جابجائی ساکنان کمپ اشرف ، اگر اگر اگر بفکر جایجائی آنها بودند همان چند ده میلیون دلاری که از سال 2003 به این سو برای انواع و اقسام شوهای سیاسی و اجاره کردن یک مشت سیاست باز از دور خارج شده امریکائی و اورپائی خرج شده کافی بود . این حرف ها دیگر خریداری ندارد مشت مجاهدین برای همه روشن شده و حناء آنها رنگی ندارد .

نکته آخر که می باست به آن اشاره کرد . پس از سقوط صدام حسین پدر معنوی فرقه رجوی ، بارها مابین فرقه رجوی و دختران صدام حسین ملاقات های وجود داشته است . پدر این دختران نتوانست سازمان مجاهدین خلق را به قدرت برساند آیا الان با پا در میانی دختران صدام حسین در بیابان های برهوت اردن امیدی تازه برای مریم قجر عضدانلو جرقه زده است ؟ بیست و پنج سال تجربه را تجربه کردن خطاست .

oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s