مریم عضدانلو و بانو هاله سحابی

مریم عضدانلو و بانو هاله سحابی
فرقۀ رجوی و به طور خاص خانم مریم عضدانلو که به طرز معناداری در مورد درگذشت مبارز و آزادیخواه بزرگ کشورمان آقای عزت الله سحابی سکوت پیشه کرده بودند، روز گذشته پس از فاجعۀ مرگ غیرطبیعی و دردآور بانوی سبز و صلح میهنمان هالۀ سحابی، برای گریز از عواقب سیاسی این سکوت گویا و حقارت بار، بالاخره ناچار شدند بخاطر سوءاستفاده از این جریان به نفع خود و نیز جلوگیری از آبروریزی بیشتر سیاسی در این رابطه که چرا مجاهدین حتا یک کلمه در برابر چنین حوادث پراهمیتی سخن نگفتند، چند جمله بی رنگ و کم ارزش در سایتهای خود درج نمایند تا به زعم ایشان قضیه بیش از این لوث نشود. در حد فاصل درگذشت آقای سحابی تا مرگ دردآور و پرشبهۀ بانو هاله (31 می تا 1 ژوئن)، هیچ پیام و اطلاعیه و سخنی از آقا و خانم رجوی (که در ادامه خواهم گفت تا چه حد از این جریان خوشحال هستند) در هیچکدام از سایتهای فرعی و اصلی مجاهدین منتشر نشده بود، در حالی که برای هیچ شخصیت سیاسی پنهان نیست که خبر درگذشت یکی از بزرگان مردان سیاست ایران در دو رژیم شاه و جمهوری اسلامی موضوع بی اهمیتی نیست که مجاهدین از آن بی تفاوت عبور کنند. مردی که همانند بنیانگزار سازمان مجاهدین، محمد حنیف نژاد، از هم جبهه های دکتر مصدق و نهضت آزادی بود و در طی 60 سال گذشته در عرصه سیاسی ایران نقش آفرینی می کرد و تا آخرین لحظات عمرش را در زندان گذراند، کسی نبود که بشود براحتی از مرگ وی عبور نمود. سایتها و رسانه های مجاهدین مسائلی بسیار کم اهمیت را که به گونه ای به خودشان ربط داشته باشد در عرض یکساعت با بزرگنمایی درج می کنند (لازم به ذکر است که مجاهدین علاوه بر سایت رسمی خود به اسم «مجاهدین دات ارگ»، چندین سایت فرعی دیگر به نامهای: سیمای آزادی، همبستگی ملی، پاسارگاد سیتی، ایران افشاگر، شورای ملی مقاومت و سایت مریم رجوی…. در اختیار دارند که هرکدام وظیفۀ خاصی را بر دوش دارد). بلافاصله پس از مرگ جانسوز هاله سحابی، یکی از سایتهای فرعی این فرقۀ فرصت طلب به اسم همبستگی ملی، مطلب کوتاهی منتشر نمود با عنوان زیر: ««مریم رجوی قتل آشکار زندانی سیاسی هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش را قویاً محکوم می کند»» همانطور که در عکس پایین نیز مشاهده می شود، نه تنها در عنوان خبر بلکه در متن خبر نیز به تنها چیزی که اشاره نشده بود تسلیت به مردم ایران و یا خانودۀ این دو انسان بزرگوار دنیای سیاست ایران بود، و این درحالی است که سایت اصلی مجاهدین (مجاهدین دات ارگ) و دیگر سایتهای فرعی این فرقه همین یک جمله را هم درج ننموده بودند که این خبر بزرگ، از یک طرف پیروزیهای کاذب خودشان را تحت شعاع قرار ندهد، و از طرف دیگر برای مجموعه هواداران خارج کشوری شان بزرگ جلوه نکند! در واقع 24 ساعت پس از آنکه تمامی خبرگزاریهای مهم جهان چنین خبری را درج نموده و تمامی شخصیتهای مهم سیاسی ایران چه در داخل و چه خارج واکنش نشان داده بودند، یک سایت فرعی مجاهدین از «قول!!!» خانم مریم عضدانلو (به عنوان رئیس جمهور مادام العمر برگزیده شدۀ مقاومت ایران!)، تنها به «قتل هاله سحابی» معترض می شود و آنرا محکوم می کند! و همچنان خبری از «تسلیت» به خانواده سحابی نیست. درست بعد از اینکه خبر درگذشت خانم هاله سحابی (به خاطر شوک ناشی از اقدامات غیرانسانی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نسبت به خودش و جنازۀ پدرش) در همه جا فراگیر می شود، شورای ملی مقاومت که هرگز نمی تواند مستقل از خواست رجوی اطلاعیه داده و واکنش نشان دهد، با اشاره به «پیام شفاهی!!!» مریم عضدانلو، (آنهم از قول!!! ایشان) در یک جمله بسیار کوتاه به خانواده سحابی تسلیت می گوید: ««خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، این جنایت آشکار را که در برابر دیدگان عموم صورت گرفته است، قویاً محکوم کرد و به خانواده سحابی تسلیت گفت. خانم رجوی افزود: جنایت تکاندهنده امروز درباره یک زندانی سیاسی، درونمایه پلید و شقاوت بی‌حد وحصر و بربریت رژیمی را بازتاب می‌کند که تحمل یک تشییع جنازه را هم ندارد و یک روز بدون قتل و کشتار و شکنجه و اعدام قادر به ادامه حیات نیست.»» بعد از انتشار چنین اطلاعیه ای است که به ناگهان تمامی سایتهای مجاهدین با آب و تاب از خانم مریم عضدانلو و پیام ایشان (البته پیامی که صرفاً به صورت شفاهی بیان شده و در هیچ کجا ثبت نشده و مشخص نیست در کجا و چگونه آنرا ابلاغ نموده است) سخن می گویند! عکسهای بعدی نشانگر این سفسطه بازیهای سیاسی است که سران مجاهدین همیشه به آن دست می زنند. همانطور که در عکس ها مشاهده می شود، سایت همبستگی ملی خبر قبلی خود را بکلی از داخل سایت حذف کرده تا تناقضات آن آشکار نشود، و به جای آن با آب و تاب خبر اطلاعیۀ شورای ملی مقاومت را (البته با عکسی از مریم) منتشر نموده است! نکته مضحک اینجاست که در تمامی این سایتها در کنار این اطلاعیه که توسط شورای ملی مقاومت صادر گردیده عکس مریم رجوی برجسته شده که این نیز خود شگرد فریبکارانه ای است برای اینکه اولاً خود مریم بنا به نفرت و کینۀ شخصی نسبت به خانوادۀ سحابی هیچ دستنوشته ای در این رابطه نداشته باشد و به اسم شورای ملی مقاومت ثبت شده باشد، و دوم اینکه در همین اطلاعیه هم شخص مریم برجسته باشد تا ایشان مدافع حقوق زنان و حقوق بشر جلوه داده شود و بعداً گفته نشود که چرا ایشان شخصاً اطلاعیه ای صادر نکرد. عوامفریبی و سیاست بازی مزوّرانه را مشاهده می کنید؟ اما لازم است در مورد خود اطلاعیه که از زبان مریم رجوی ولی با صدور اطلاعیه از طرف شورای ملی مقاومت انتشار یافته، نکاتی را برجسته کنم تا سران فرقه تصور نداشته باشند مردم ایران را می توان با ریاکاری همیشگی فریب داد و از مسائل و وقایع سوء استفاده سیاسی نمود: 1-همانطور که در بیانیه ملاحظه می شود، اطلاعیه ای به اسم و امضای خانم عضدانلو تا این لحظه منتشر نشده و این خبر تنها نقل قولی از ایشان است. مشخص نیست خانم عضدانلو در کجا و چگونه این سخن را مطرح نموده است و به این ترتیب می توان در صورت نیاز این خبر را تغییر داد و به شکل دیگری بیان نمود! 2-همانطور که در عنوان اولین خبر مشاهده می شود، ابتدا خبری از تسلیت گفتن نیست، اما روز بعد که اطلاعیۀ شورا در سایتهای مختلف مجاهدین درج می شود، عنوان اول حذف شده و در جملات جدید ضمن ایجاد تغییراتی، جملۀ تسلیت گفتن هم اضافه شده است!!! روز اول: ««مریم رجوی قتل آشکار زندانی سیاسی هاله سحابی در مراسم تشییع پدرش را قویاً محکوم می کند»» روز دوم: ««خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، این جنایت آشکار را که در برابر دیدگان عموم صورت گرفته است، قویاً محکوم کرد و به خانواده سحابی تسلیت گفت.ِ»» 3-در این خبر از قول خانم عضدانلو، از هاله سحابی (که یک فعال سیاسی و از اعضای فعال جنبش زنان و نیز از اعضای گروه مادران صلح بود)، به عنوان «زندانی سیاسی» نام برده می شود. این توصیف البته در نگاه اول معمولی جلوه می کند، اما خانم عضدانلو بسیار حساب شده این کلمه را بکار می برد و هدف او کم اهمیت جلوه دادن نقش چنین زنانی در جامعه امروز ایران است. زنانی که بر خلاف خواسته ها و تصورات رجوی مسیری مستقل و بدور از خشونت را به بهترین شکل در ایران پیش برده و در طی چند دهه نشان داده اند که نه تنها به استراتژی خشونت بار و ویرانگر رجوی پشت پا زده اند، بلکه بدون اتکا به کسانی چون او به عنوان «رهبری عقیدتی!» و بدون «انقلاب ایدئولوژیک! مریم» توانسته اند در عرصۀ سیاسی-اجتماعی و فرهنگی کشور، راه رسیدن به برابری و دمکراسی و آزادی را هر روز بیش از گذشته هموار ساخته و در این راستا تمامی اندیشه های کهنه و فروپاشیدۀ مریم و مسعودها را پشت سر بگذارند. اینگونه است که مریم رجوی برای کوچک نشان دادن مبارزات مستقل زنان در داخل و برای اینکه اعضای بکلی در حصار قرار گرفتۀ فرقه در داخل اشرف (که هیچ خبری از وضعیت زنان در داخل ایران ندارند) دچار تناقض نشوند که چرا و چگونه زنان در داخل ایران بدون انقلاب مریم توانسته اند اینگونه در عرصه های مختلف بدرخشند؟… از هاله سحابی تنها با صفت «زندانی سیاسی» نام می برد…. 4-باز هم همانگونه که در اطلاعیه مشاهده می شود، ابراز تأسف خانم عضدانلو از کشته شدن هاله و پدر مبارز ایشان نیست، بلکه تنها برای پیشبرد خط خود و نشان دادن حضورش در عرصۀ سیاسی ایران به عنوان «رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت!» به محکومیت عمل انجام شده بسنده می کند. در واقع ایشان در اعماق دل از اینکه خونی ریخته شده و یکی از رقیبان ایشان در عرصۀ سیاسی ایران کشته شده بشدت خوشحال است و ناراحتی از این مسئله ندارد. این مورد چهارم را شاید کسانی تنها یک تفسیر و شاید هم تفسیری بدون سند دلیل و یا ناشی از مخالفت من با استراتژی ایشان برداشت نمایند، اما به هیچوجه چنین نیست و این گفته برآمده از تجارب چند دهه حضورم در کنار ایشان و شنیدن سخنان و واکنشهای ایشان در قبال قتلهای مختلف مخالفان جمهوری اسلامی است. من در همینجا به چند نمونه آن اشاره می کنم تا عمق این حقایق بیشتر آشکار گردد: اول از همه در ارتباط با مرگ مهندس بازرگان بود که مشخصاً در اشرف به ما گفته شد: ایشان قرار بود به آلمان رفته و در آنجا علیه ما (مجاهدین) سخنرانی کند و خداوند به او فرصت نداد و در همان هواپیما سکته کرد….. این موضوع را خود مسعود رجوی در نشست عمومی به ما گوشزد نمود. در واقع از مرگ بازرگان خوشحال بود و این را موهبتی از جانب خدا می دانست که نگذاشته آقای بازرگان علیه رجوی سخنرانی نماید. دوم در مورد شهادت پروانه و داریوش فروهر که درست در یکی از نشستهای عمومی مسعود رجوی در قرارگاه باقرزاده خبر به وی رسید. به محض اینکه متن خبر که بر روی کاغذی کپی شده بود به دست او رسید و شروع به خواندن نمود، ناگهان با خوشحالی از جا پرید و گفت: «بالاخره تصفیه حسابها شروع شد». این نحوۀ برخورد با خبر قتل دو تن از مبارزان و آزادیخواهان صاحب نام و خوشحالی وی، حکایت از کینه هایی می کرد که در دل مسعود رجوی از این نیروهای لیبرال مذهبی وجود داشت. موارد مشابه اینچنینی در مورد کشته شدن رهبران حزب دمکرات کردستان و همچنین کنار گذاشتن آیت الله منتظری از جانشینی خمینی، از سوی مسعود رجوی وجود داشت که هر کدام حکایتی دیگر است. اما به طور خاص برخورد او با خبر کشته شدن و یا مرگ آزادیخواهان لیبرال مذهبی به گونه ای بود که می شد از آن براحتی یک آرامش درونی و یک حس خنک شدن دل مسعود را مشاهده و حس نمود. جالب اینجاست که چهرۀ بیرونی مسعود رجوی دقیقاً عکس این موضوع را نشان می داد. یعنی مثلاً در عین حال که از منتظری به اسم «آیت الله منتظری و آقای منتظری» نام می برد، در داخل مناسبات شرح می داد که هدف از این کار، دامن زدن به اختلافات بین منتظری و خمینی است و برای همان منتظری نمایشهای طنز و تمسخر آمیز می ساخت. نمونه دیگر در هنگام انفجار برجهای دوقلو در عین حال که در قرارگاه باقرزاده جشن برپا و شیرینی پخش می کرد و رجزخوانی می نمود، در عرصۀ سیاسی علیه این اقدام موضعگیری می کرد. نمونه های قتل داریوش و پروانه فروهر و همچنین مهندس بازرگان هم نمونه هایی از این قبیل نقاب بر چهره زدن هاست. این نوع برخوردها شگرد همیشگی رجوی بوده که برای شناخت آن یا بایستی هوشیاری بسیار عمیق سیاسی داشت (که متأسفانه در وجود بسیاری از مدعیان سیاست مشاهده نمی شود و اگر هم اختلافی بین آنها و مجاهدین هست صرفاً نسبت به عملکردها و قدرت طلبی و انحصارطلبی اوست نه به دوگانگی ها و ریاکاریهایش) و یا اینکه باید درون خود مجاهدین بود و خارج شد تا دو چهرۀ متفاوت رجوی به خوبی مشاهده شود. حامد صرافپور 2 ژوئن 2011
از: حامد صرافپور

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s