هوشیاری ارتش عراق در برخورد با یک فاجعه انسانی

در چند روز اخیر رجوی با براه انداختن هیاهوی جدیدی اعلام کرد دولت عراق دست به اشغال نظامی عراق زده و شمال شهر اشرف! را به تسخیر خود در آورده است و در این رابطه تعدادی از اعضای خود را وادار نمود به سمت یکانهای زرهی ارتش عراق رفته و با هل دادن و زدن سنگ به شیشه خودروهای آنان تحریک به تیراندازی و ایجاد خونریزی نمایند که خوشبختانه با هوشیاری ارتش عراق این ترفند رجوی برای ریختن خون مجاهدین و درست کردن پیراهن عثمان با شکست مواجه شد. البته اینگونه هیاهوها چیز جدیدی نیست اما ذکر چند نکته در این رابطه الزامی است تا هموطنان عزیز بیشتر با مسائل داخل اشرف آشنا شده و ترفندهای رجوی برای برانگیختن احساسات مردم را بیشتر بشناسند:

1-پس از اشغال عراق توسط دولت آمریکا و خلع سلاح مجاهدین، یک گردان از نیروهای زمینی آمریکا به عنوان حفاظت مقر اشرف در آنجا مستقر شده و یک پایگاه در داخل اشرف ایجاد نمودند. این پایگاه در بخش شمالی اشرف و در محل سابق استقرار نیروهای عراقی بود که برای کارهای تعمیراتی در اشرف زندگی می نمودند. این محل تا پیش از حضور آمریکاییها «هتل» نامیده می شد و بعد از استقرار نیروهای آمریکایی «فاب» (که برگرفته از سه حرف انگلیسی «FOB» است) نامیده شد. به طور طبیعی این بخش از اشرف می بایستی هنگام تبادل با دولت عراق تحویل نیروهای عراقی می گردید ولی مجاهدین با جار و جنجال مانع اینکار گردیده بودند.

2-این مقر توسط نیروهای آمریکایی وسعت زیادی یافته و تبدیل به یک دژ نظامی گردیده بود و آنها تسلیحات و تجهیزات نظامی وسیعی را در آن نگهداری می کردند و همچنین یکانهای زرهی آنها دور تا دور اشرف مستقر بوده و حفاظت پادگان اشرف را برعهده داشتند. این یکانها در نقاطی از اشرف از جمله در نزدیکی فاب هم مستقر بودند تا بتوانند حفاظت کاملی را ایجاد نمایند. علاوه بر این، هوانیروز ارتش آمریکا که شامل تعدادی هلی کوپتر نظامی هم می شد در این محل حضور داشت. در مجموع حدود 500 سرباز آمریکایی با تجهیزات کامل نظامی شامل هلی کوپتر و تانک و نفربر و خودروهای زرهی و جیبهای نظامی در بخش شمالی خیابان 100 اشرف (که مجاهدین مدعی شده اند عراقی ها این بخش را اشغال کرده اند)، حضور داشتند.

3-طی چند سال که نیروهای آمریکایی در این محل بودند حتا یک مورد اعتراضی هم از سوی مجاهدین ابراز نشد که بگویند نیروهای آمریکایی اشرف را اشغال نموده اند. اما بلافاصله با آمدن نیروهای عراقی و جایگزینی آنها با نیروهای اشغالگر آمریکایی، فریاد مجاهدین به آسمان بلند شد که اشرف را اشغال کرده اند. این در حالی است که کشور متعلق به عراق است و مجاهدین میهمان این کشور هستند. برای مثال شما در نظر بگیرید ایران تحت اشغال باشد و یک نیروی عراقی یا ترکی یا افغانی اردوگاهی را در دست داشته و در آن زندگی می کنند و نیروهای اشغالگر حفاظت آنرا را تأمین کنند و بعد که نیروهای اشغالگر کشور را ترک کردند شما به عنوان مسئولین دولت ایران نتوانید به پادگانی که متعلق به کشور خودتان است و شهروندان خارجی در آن ساکن شده اند تردد کنید و آنها مدعی شما شوند. آیا این یک شوخی نیست؟

4-باید از رجوی پرسید آیا پادگان اشرف بخشی از خاک عراق است یا خاک شما؟ آیا دولت عراق حق ندارد بر جایی که شما مدعی هستید یک شهر است نظارت داشته باشد؟ آیا جایی را که شما شهر می نامید نباید دارای پلیس و اداره مخابرات و پست و تلفن و اینترنت و شهرداری و دیگر امور شهری باشد؟ آیا پادگان اشرف که شما شهر می نامید نباید دارای فروشگاه و گردشگاه عمومی و سینما و دیگر الزامات شهری باشد؟ از رجوی باید پرسید کدام شهری در جهان است که در یک کشور باشد ولی اداره آن برعهده مردمان یک سرزمین دیگر باشد؟ کدام شهری است که هیچگونه امکانات رفاهی شهری در آن نباشد و مردمان آن نه فرزندی دارند و نه مجاز به ازدواج هستند و نه حق داشتن گردشگاه آزاد و یا فروشگاه و سالن سینما و یا وسیله های ارتباط آزاد جمعی دارند؟ همچنین باید پرسید که چرا وقتی آمریکاییها با انواع سلاحهای سبک و سنگین و در اشرف بودند فریاد نمی کشیدید؟

5-اما نکتۀ مهمتر اینکه رجوی در این چند روز می خواست با تحریک کردن نیروهای عراقی یک فاجعه انسانی دیگر را ایجاد نماید که خوشبختانه با هوشیاری دولت عراق و عدم استفاده از خشونت و خونسردی سربازان عراقی، این توطئۀ رجوی در هم شکسته شد و علارغم تحریکات زیادی که توسط اعضای مجاهدین (که بی تردید با اجبار و با یک دستور تشکیلاتی به محل آمده بودند و در فیلمها هم پیداست که برخی واقعاً دوست ندارد جلو بروند ولی از ترس برخوردهای خشن در نشستهای عملیات جاری به ناچار دستی تکان می دهند و پشت سر تعدادی از نیروهای محرک و فرماندهانشان چنین کاری می کنند) انجام گردید سربازان عراقی هیچ واکنش خشنی نشان ندادند و این ترفند رجوی برای کشتار مجاهدین و برپاکردن هیاهوی جدید نقش بر آب گردید. امید است دولت عراق بخوبی رجوی را شناخته باشد و به هیچوجه در دامی که رجوی پهن می کند نیفتد و بداند که مجاهدین خود قربانی هوسهای قدرت و جاه رجوی و تعدادی از سران فرقه اش هستند.

حامد صرافپور
6 آوریل 2011

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s