نقدی بر مقاله چرا «مجاهدین خلق» انتقادات را جدی نمی گیرند؟!


مقدمه : از آنجائی که سازمان مجاهدین خلق در دو جایه خوری که چه عرض کنم در چند جایه خوری سنگ پای قزوین را هم از رو برده است . در مقالعه ای تحت عنوان چرا مجاهدین انتقاد جدی نمی گیرند به قلم یکی از مسولین بالای این سازمان در اورسوراواز با نام مستعار علی فرهنگ قلم فرسائی کرده است . در نوشتن آن مقاله به عمد با کلمات بازی کرده که بخواهد خواننده را گمراه کند والا دلیلی نداشت که این طور بنویسد ،با کلمات باز ی کند . اما دم خروس از زیر عباء آقا بیرون زده است که این از زبان چه کسی دارد صحبت می کند که به مطلب زیر توجه کنید .
( از هر فرصت و از هر روزنه ای بهره می بریم تا مقصود را به مقصد برسانیم. بارها گفته ایم اصالت هر جنبش اعتراضی در ایران تحت حاکمیت ملایان مشخصاً پس از «فتنه» سید خندان از درون مایه سرنگونی طلبانه آن نشأت می گیرد. بارها گفته ایم که رژیم باید برود، هزینه اش هر چه باشد می پردازیم و پرداختیم. بارها گفته ایم و اثبات کرده ایم که «از همه چیز خود گذشته ایم تا همه چیز برای مردممان به دست آوریم»….. جایگاه «سازمان یافته ترین اپوزوسیون» نه در «بیش از بیست ماه» گذشته بلکه در 31 سال گذشته مشخص بوده و هست، شما کجا ایستاده اید؟ )
اینکه «کجا ایستاده ایم» مشخص است…… )
آقای علی فرهنگ چه کسی است ، از چه موضعی دارد صحبت می کند . در سی سالی که در سازمان مجاهدین بودم هیچ موقع فردی به این نام مواجعه نبودم وچنین شخصیت حقیقی در این سازمان وجود ندارد ، بجز محمد علی توحیدی گنابادی یا محمد علی جابرزاده انصاری . این هم که گفته شده » از همه چیز خود گذاشته ایم تا همه چیز برای مردممان بدست آوریم . هزینه اش هر چه باشد می پردازیم و پرداختیم. بارها گفته ایم و اثبات کرده ایم که » ناگفته خود پیدا است شما ها سرتان مثل کبک زیر برف کرده اید و فکرمی کنید خلق قهرمان هم مانند شما هستند ؟ نخیر این طور نیست در یو توب چهار عدد فیلم ملاقات مسعود رجوی صدام حسین است نگاه کنید ، معلوم است چقدر بها برای خلق قهرمان پرداخت کرده اید . جدید ترین مورد آن الان 15 ماه است که خانواده ها در جلو درب زندان اشرف هستند خواسته آنها چی است که در این 15 ماه به دست نیاورده اند ؟ سه ساعت ملاقات با فرزندان خود !
الف : نقدی برمطلب آقای علی فرهنگ .
( جدی گرفته نشدن اکثر انتقادات توسط مجاهدین خلق باعث شده است تا «اتهام» انتقاد پذیر نبودن بر پیشانی آنها به مثابه «جرم» حک شود. اما در جریان یک تحقیق مستقل و فارغ از حاشیه پردازی ها و عقده گشایی های معمول در فضای روانی- تحلیلی اپوزوسیون ایران – که قطعاً خوانش توأمان انتقادات و نظام اندیشگی مجاهدین خلق را می طلبد- شاهد هستیم که اساساً انتقادات مطروحه در چارچوب این نظام اندیشگی قابلیت گنجایش ندارد. به بیان صریح اکثر انتقادات مطروحه جزء نقاط قوت مجاهدین خلق محسوب می شوند و این موضوع را خود آنها بهتر از هر کس دیگری درک می کنند )
اولا آقای علی فرهنگ شما که عضو سازمان مجاهدین خلق ایران نبودید و تشکیلات مخوف استالینی آقای رجوی را نچشیدی ، نمی توانی اظهار نظر کنی اما جهت یاد آوری . آیا تا به حال شما که خارج از مجاهدین بوده اید و در جریان یک تحقیق مستقل و فارغ از حاشیه پردازی ها و عقده گشایی های معمول ،تا به حال یک مورد پیدا کرده اید که رهبری سازمان مجاهدین به خود انتقاد کند ؟ در این 31 سال گذشته این همه خط و خطوط استراتژیک و تاکتیک عوض کردند این همه افراد را در عملیات های مختلف به کشتن دادند . از عملیات های تو شهری تا منطقه و عملیات های گردانی تا عملیات های بزرگ مانند عملیا ت های آفتاب ، چلچراغ ، فروغ ، مرواید و راهکشائی ها مختلف . آقای علی فرهنگ جهت اطلاع فقط بعد از عملیات فروغ در طی دو روز نشست عمومی بیش از بیست ساعت انتقاد و و اعتراض افراد به شخص رجوی به خاطر بکشتن داندن افراد و عدم صلاحیت وی حرف زدند ، یک مورد فقط یک مورد نبود که وی انتقادی را بپذیرد که در فرماندهی اشکالی وجود داشته که این همه نفرات کشته شدند . دست آخر تمامی اشکالات را به گردن نفرات انداخت که شما درست نجنگیدید و….. آقای علی فرهنگ فکر می کنید که زندان های معروف منصوری در سال 1364 و زندانهای معروف 1373 برای چه بود ؟ آیا می دانید که چندین نفر در زندانها ی سازمان مجاهدین خلق ایران در زیر شکنجه کشته شدند ؟ من خودم یکی از آن زندانی ها هستم که نزدیک شش ماه در انفرادی گذراندم حرف چی بود ؟ انتقاد به سیستم تشکیلات و شخص رجوی . فکر می کنید که علت اعتراض و انتقاد افرادی که خود کشی و یا خود سنوزی کردند چی بود ؟ که فقط 40 مورد از خود کشی ها و خودسوزی ها را من اطلاع دارم که در وبلاک عیاران دارم انتشار می دهم . آقای علی فرهنگ این یک اتهام نیست که به سازمان مجاهدین زده باشند که انتقاد ناپذیر هستند . این واقعیتی است که تا رپود رهبری سازمان ریشه دوانده است . عین واقغیت است شما اگر خود را به خواب خرگوشی زده اید این دیگر اشکال خود شما است . از حق نگذریم درست گفته اید که اساساً انتقادات مطروحه در چارچوب این نظام اندیشگی قابلیت گنجایش ندارد. چونکه وقتی که آقای رجوی ادعاء ارتباط داشتن با امام زمان می کرد . اینها که ادعا می کردند معصوم هستند شما که مسلمان انقلابی هستید بگوئید چند نفر معصوم داریم ؟
( … این مهم اما نه به دلیل «درج مصاحبه» در سایت سازمان مجاهئین خلق و یا «عنوانی که به ایشان داده است» بلکه به این دلیل ساده و قالب درک که «افشین علوی» عضو ارشد سازمان، عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت ایران و یکی از سخنگویان رسمی آن در مواجهه با رسانه های جمعی است و لذا بدون اطلاع از مواضع رسمی تشکل متبوع خود و هماهنگی با مسئولین مربوطه موضع ای اتخاذ نمی کند، از بدیهیات فعالیت تشکیلاتی است ) اتفاقا در این جا به عمد عکس مسئولیت وی را بیان کردید من بهتر از شما آقای افشین علوی را می شناسم نام برده جدا از اینکه عضو کمیسیون شورای ملی مقاومت است و در قالب یکی از سخنگویان . رده تشکیلاتی وی ( MO ) است و یکی از فرماندهان نظامی سازمان برای مدت دوسالی بود که در قرارگاه سیزده فرماندهی یک دسته را به عهده داشت . این را درست گفتید که بدون اجازه تشکیلات سازمان حق اظهار نظری را ندارند ، بخصوص کسی که به عنوان سخنگو ظاهر می شود . درواقع آقای علوی همانطور که در آموزش های نظامی یاد گرفته ، در صحنه سیاسی هم به عنوان پیش قراول جهت تست شرایط جامعه و سایر نیرو های سیاسی ظاهر شده ، که پاتک های سنگین ان را دریافت کردند . به این خاطر هم وی را جلو انداختن که اگر پس لرزه ها خیلی شدید بود بگویند یکی از اعضاء نظرش را داده است . درغیر این صورت حتما مهدی ابریشمچی یا سید محمد سید محدثین یا در این سطح ظاهر می شدند . دقیقا موضع رسمی سازمان را بیان داشته است .
(…..از تحلیل های مجاهدین خلق پس از قیام عاشورای 88 تا آخرین مقاله آقای «بیژن نیابتی» پس از قیام 25 بهمن 89 رصد کنید ….) تا کی می خواهید مانند شتر مرغ عمل کنید . الان داستان شما شده است اگر مقاله آقای بیژن نباتی برای شما آیه شده است پس چرا مقاله انتقادی وی با عنوان ( پوسته شکنی یا گشایش به سمت دولت حرامزاده )و جوابی که روزنامه اسرائیلی به سخنگو و نماینده سازمان مجاهدین (روشنفکران ايرانی بايد بپاخيزند و قاطعانه بر رويکرد ضد صيونيستی رژيم مهر باطل بزنند ) داد در سایت های سازمان انعکاس پیدا نکرد ؟ در ثانی الان 30 سال است که همگان بخصوص اعضاء سازمان شاهد تحلیل های آبدوغ خیاری سازمان هستند . این تحلیل ها آنقدر شورش در آمده بود که در نشست های سیاسی هفته عصر که می شد نفرات به صورت تیکه پرانی می گفتند که بریم نشست رژیم را سرنگون کنیم بعد از پایان نشست می گفتند خوب حالا می رویم سرکارمان تا هفته ای دیگر بیایم دوباره رژیم را سرنگون کنیم .
(یکی دیگر از انتقادات آقای «بهروز ریحانی» به صحرای کربلای «جمهوری دموکراتیک اسلامی» می پردازد. ایشان با اشاره به جمله «تظاهرکنندگان ایرانی خواستار جمهوری ایرانی و نه اسلامی شدند.» خطاب به آقای «افشین علوی» می نویسند: «راستی خواسته شما چه نوع جمهوری می باشد؟ آبا مصوبه شورای ملی مقاومت که شما یکی از اعضای کمیسیون خارجی آن هستید در رابطه با «جمهوری دموکراتیک اسلامی» دیگر موضوعیت ندارد؟ اگر خیر، عنایت بفرایید جهت آگاهی تظاهرکنندگان ایرانی، آنرا اعلام رسمی نمایید. اگر جواب آری می باشد فکر نمی کنید این مصوبه در جهت خلاف خواسته تظاهرکنندگان و جوانان ایرانی می باشد.
به نظر می رسد که آقای «بهروز ریحانی» تصور می کند که هر نوع جمهوری که در نام آن لغت «اسلام» آمده است همان «جمهوری اسلامی» است. تصور ایشان نه تنها با نگرش مجاهدین خلق درباره نسبت دین و دولت همخوانی ندارد و لذا آنها را به تکاپو نمی اندازد بلکه با واقعیات موجود در منطقه نیز همساز نیست. ….. بیفزاییم که راقم این سطور مدعی است «اسلام انقلابی» مجاهدین خلق از زمین تا آسمان با «اسلام ناب محمدی» رژیم آخوندی متفاوت است. همچنین بر این باور تاکید می نهیم که گزینه هایی چون «اسلام، اسلام است» جهالت گوینده آن را بازتاب می دهد چرا که «هرمنوتیک» آموخته است، «اسلام، اسلام نیست؛ اسلام، اسلام ها است»!!! به جرأت می توان مدعی شد که مجاهدین خلق از متن مقدس نیز تفسیری سکولاریستی ارائه کرده اند )
آقای علی فرهنگ ، گیریم به فرض که خطابه شما نصبت به این مصوبه شورای ملی مقاومت در رابطه با کلمه اسلامی که جمهوری اسلامی دمکراتیک باشد ، الان جوانان فریاد جمهوری ایرانی درست باشد . بعد از 31 سال آیا وقت آن فرا نرسیده است که همه چیز شفاف باشد و همه موضع این اپوزوسیون شما را بدانند . همین طور برنامه های آن را چطور است هیچی نشده وزیر و کیل ها دولت آینده را تشکیل داده اید ، اما روی مواضع اصلی طفره می روید فکر نمی کنی …. ….خودتان هستید . الان در قرن بیست ویکم زندگی می کنیم . این که مطرح کردید اسلام انقلابی مجاهدین از زمین تا آسمان با اسلام ناب محمدی رژیم آخوندی متفاوت است دقیقا درست است . اگر شما به خاطر اینکه سرتان زیر برف است وجمله درست را نشنیده اید سازمان مجاهین خلق ایران ادعا دارد که آنها اسلام انقلابی ناب محمدی را نمایندگی می کنند . بارها وبارها شخص مسعود رجوی تکرار کرده است پس می بینی که مجاهدین هر دو آن را دارند . آیا اقای علی فرهنگ شما تا به حال بحث های امام زمان مسعود رجوی به گوشتان خورده است . در سال 1369 و 1370 بر سر داستان انقلاب ایدئولوژیکی درونی سازمان ، مسعود رجوی ادعا می کرد که مستقیم با امام زمان رابطه دارد ،از امام زمان به او وحی می شود .در نشست عمومی سال 1370 وقتی که رجوی این بحث را می کرد نفرات همه سرد وخاموش بودند ، مریم رجوی وقتی عکس العمل سرد نفرات را دید جوش آورد و میگروفون را گرفت به همه نفرات مارک و تهمت می زد که امام زمان در مقابل شما است . نانش را می خورید ، لباسش را می پوشید ، قرارگاهش را دارید اما شما خیلی نامرد هستید که نمی آید اذعان کنید که امام زمان است !؟ و اما بقیه موارد اختلاف اسلام مجاهدین : به خاطر این که زنان و مردان با هم برخورد یا سلام الیک نداشته باشند پمیپ بنزین زنانه مردانه است ، یعنی روز های زوج مربوط به مردان وروز های فرد مربوط به زنان است . شمع آب که برای پر کردن تانکر های آب کشاورزی و آشامیدنی بود ، اول ساعت های اخر شب را به زنان داده بودند . اما بعدا یک محل دیگر برای زنان درست کردند و آن هم زنانه مردانه شد در دو محل به فاصله 2 کیلومتر از هم . وقتی که قرار می شد فردی با خانمی که طبعا فقط مسئول فرد محسوب می شد . هر دو طرف متقابل می باست سه الی چهار نفره می آمدند ، فاصله مابین زنان ومردان دو متر باشد ، در حین صحبت کردن حق نداشتی به صورت فرد نگاه کنی یا می بایست به آسمان نگاه می کردی یا به زمین و…. بعضی مواقع که زنان به سالن غذا خوری می آمدند در کوشه سالن چند صندلی موجود بود و زنان استفاده می کردند کسی حق نداشت از آن صندلی ها استفاده کند بخصوص که تازه استفاده شده بود ، به دلیل اینکه گرمای آنها در روی صندلی بود …. ( در مقاله بنیادگرائی قسمت دوم مفصل در این رابطه نوشته ام ) آقای علی فرهنگ ، اسلام انقلابی هر مدلش راکه سازمان مطبوع تو ادعا آن را دارد حالا دیدید چقدر عقب مانده است . در این باره ساعت ها می توانم فاکت ونمونه بیاورم . بنطر من که نزدیک 30 سال در این سازمان بودم و پائین و بالا ی آن را دیده ام مرتجع ترین و عقب مانده ترین اسلام را نمایندگی می کنند . اگر آخوند های حاکم بر ایران در سال 1360 در جبهه های جنگ ادعا می کردند که امام زمان را می بینند . در این سازمان که ادعا دارد انقلابی ترین ، پاک ترین ، صادق ترین ، خلص ترین ، ……در قرن بیست یکم این ادعا را دارد . ادامه دارد
Oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s