روزگار غریبی است یک مورد از هزاران مورد ، دیدگاه های سازمان مجاهدین

روزگار غریبی است نازنین یک مورد از هزاران مورد ، دیدگاه های سازمان مجاهدین
چه کسانی دارند دم از خانواده وپدر مادرمی زنند ، چه کسانی دارند به خانواده ها مارک تهمت می زنند . با انتشار کتاب خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع . به خوبی اندیشه و تفکر فرقه رجوی ( سازمان مجاهدین خلق ایران ) که نشان دهنده دیدگاه و تفکر ضد خانواده و ضد انسانیت آنها است، از زبان خودشان به درستی بیان شده است . اگر اعضاء جدا شده که قبلا این صحبت ها و بحث را در نشست های درونی شنیده بودند ، و بارها در این رابطه به اجبار گزارش دروغ در این راستا از خود نوشته اند ، این موضوعات را افشا می کردند عده ای باور نمی کردند . اما با انتشار این کتاب گفته ها و افشاء گری های اعضاء جداشده مهر تائیدی دیگر خورد . ضربالمثل است که گویند در خرمرد رندی سنگ پای قزوین به گرد پای آنها هم نمی رسد . چندی قبل خان ابله ( مسعود رجوی ) در یک روده درازی که قبلا به صورت نوار ویدئو مصرف داخلی داشته الان آن را به صورت نوشته بیرون داده اند و آنقدر در بیرون دادن آن عجله داشتند که حداقل های ویرستاری را انجام نداده اند . شروع این بحث با تهدید و شانتاژ بر علیه خانواده ها است . آن چیزی که لایق مریم قجر عضدانلو است ، بر خانواده های که ماه ها است در جلو زندان اشرف دست به تحصن زده اند می گوید . خان ابله ادعا ی رهبری می کند ، اما فاقد هر گونه ادب و شعور اجتماعی است با بد دهنی شروع به دادن پیام به اسیران در بند است . البته این طور صحبت کردن بدون هدف نیست دقیقا حساب شده است . همان طور که در اول پیام هم شروع کرده تحت عنوان ( شنیدم که در نشست های موئسسان سوم … ) به این شکل دارد خط مشخصی را در تنظیم رابطه با خانواده ها به مسئولین در صحنه می دهد که چگونه تنظیم کنند . این خطی است که تا پائین خواهد رفت و هرچه پائین تر می رود آن را شدید تر می کنند ، به نام اسیران در بند فرقه می گذارند . اولین سوال این است اگر شما راست می گویئد ؟ نشست های توجیهی قبل ازملاقات با نیرو هائی که خانواده هایشان امده بودند چه ضرورتی داشت . چند ده جلسه نشست در این رابطه برگذار کردید ؟ اگر ریگی در کفش ندارید موضوعات یکی از آن نشست ها را علنی کنید تا همهگان بدانند در ذهن های متهجرو قرون وسطائی شما چه می گذارد . چرا تلاش می کردید که تا حد امکان نفرات به ملا قات خانوادهایشان که از ایران آمده اند نروند . نشست های بعد از ملاقات با نفرات که شخص صدیقه حسینی به عنوان معاون مسئول اول سازمان – فائزه محبت کار – زهره قائمی- پروین صفائی …….. برگذار می کردند با چه هدفی بود . به چه دلیلی افرادی که ملاقات با خانواده هایشان داشتند می بایست در نشست های آنچنانی مورد بازخواست قرار بگیرند . آنها را مجبور می کردید که به خانواده یشان توهین کنند ، آنها را به اجبار در برابر دوربین قرار می دادید که دست نوشته های شما را به اسم خود بخوانند ، خانواده یشان را مورد توهین و دشنام قرار بدهند . کدامین خانواده ها مورد خوشایند شما بودند ؟ در اینجا فقط تعدادی فاکت ونمونه از خانواده های که مورد استقبال شما بودند را برای خوانندگان می آورم و قضاوت را برعهده آنها می گذارم . حاج لطیف ، نام برده پدر مهین لطیف رئیس دفتر مژگان پارسائی بود . ( مژگان پارسائی در سال 1382 مسئول اول سازمان مجاهدین و جانشین مسعود رجوی بود و الان هم جانیشین رجوی در عراق است . ) در سال 1382 حاج لطیف و داماش برای ملاقات مهین لطیف آمده بودند که نزدیک یک هفته در مقر فرقه ( اشرف ) مشغول گشت و گذار بودند . هر روز یکی از قرارگاه ها آنها دعوت میکردند برای غذا و البته نام بردگان مهمان ویژه را هم با خود یدک می کشیدند . شعل شریف ، حاج لطیف و داماد محترم آنها در جمهوری اسلامی چی بود ؟ این دونفر از بازجو یان و شکنجه گران معروف زندان اوین بودند. از سال 1360 به بعد در زندان اوین سخت مشغول خدمت کردن بودند !! وقتی که این دوتن را برای گشت وگدار به قرارگاه هفتم آوردند ، شقب به پا شد بچه های که در زندان اوین در زیر دست آقایان نام برده بازجوئی وشکنجه شده بودند ، علنا در محوطه قرار گاه اعتراض می کردند . بخصوص حسین – حمید – اصغر ، اول کار هنگامه حاجی حسن می خواست مسله را ماست مالی کند ، گفت شما اشتباه می کنید که حمید و حسین به هنگامه گفتند بابا ، حاج لطف بازجو آنها بوده و خودت هم که در اوین بودی او را دیده ای و می شناسی چرا این حرف را می زنی که نتوانست آنها را ساکت کند . مسله را به بالا انتقال دادند و به خاطر اینکه مسله فیصله داده شود برنامه مهمانی نهار آنها را در قرارگاه هفت کنسل کردند . ( مهمانان ویژه : بازجویان و شکنجه گران زندان اوین از آب درامدند !!؟؟ ) بتول رجائی از فرماندهان ارشد فرقه می باشد ، رئیس سیستم به اصطلاح قضائی و زندان های فرقه . در سال1382 برادر وی با دومین اکیپ اتوبوس ها که از ایران آمدند ، از امل آمده بود برای ملاقاات بتول رجائی . فرقه به تمامی اکیپ ها ی که از ایران می آمدند انگ وزارت اظلاعات را می زد . تعدای از نفرات موفق به دیدن خانواده و اقوام خود نشدند ، یعنی فرقه اطلاع نداده بود ، به آنهائی هم که ملاقات داده بود چند نفر کوپل آنها کرده بود . در این میان بتول رجائی برادر خود را سوار لندکروز کرد ، از پشت ستاد فرماندهی اشرف ، زمین صبگاه و پشت پمپ بنزین او را داخل قرارگاه برد . تا عصری او را در قرارگاه می چرخاند و عصری هم باز از همان مسیر صبح وی را برگرداند . ( افرادی که برادر وی را می شناختند می گفتند که از حزب الهی ها سر سخت امل است ) خانواده سید حسن ……… از قرارگاه هفت برای بار اول و دوم با اکیپ اتوبوس ها آمده بودند . اما از آنجائی که حاضر شده بودند برای فرقه به عنوان پیک با داخل ایران انجام وظیفه کنند ، جزء خانواده های محبوب سازمان شده بودند . میان گین هر دو سه ماه یک بار به قرارگاه می آمدند و یک هفته ای را می ماندند و برمی گشتند . ( کارهائی که انجام می دادند بماند برای بعد ) در این بین خانواده های زیادی از مسئولین تراز اول می آمدند و برای چندین روز در آنجا می ماندند . که تماما هم در مهمانی های ویژه به سر می بردند بعضا آنقدر برایشان مهم بود که آنها را به مهمانی های قرارگاه ها نمی بردند ، فقط در ستاد ها برای آنها برنامه پذیرائی خاص ترتیب می دادند دلیل آن هم این بود که نمی خواستند علنی شود . چرا ؟؟؟ یک مورد نبود که از این مسئولینی که خانوادههایشان برای ملاقات آمده بومدند پشت دوربین بیاورند ، به خانواده های خود دشنام ، بدترین تهمت و مارک را بزنند . یا در نشست های آنچنانی به صلابه و محاکمه بکشند، مورد توهین و آزار واذیت قرار بگیرند . بلکه برعکس در جاهای هم که در نشست ها نیاز بود به عنوان خانواده خوب مورد استفاده قرار می دادند . در قسمتی از این کتاب اشاره شده است به پیامبران : همه گان می دانند که پیامبران خدا تماما منادیان رحمت ورهائی بودند . بخصوص پیامبر اسلام که رحمت العالمین بوده در صدر هر سوره ای که نازل شده با نام خداوند رحمان و رحیم شروع می شود . اما از دیدگاه شخص مسعود رجوی پیامبران رهبران بزرگ بوده اند که تماما ضد خانواده ، ضد زندگی ، ضد حیات بوده اند، تماما رهبرانی انتقامجو بوده اند . در آن کتاب به حضرت نوح – حضرت ابراهیم – حضرت مسیح – حضرت محمد اشاره شده است . نزدیک سه دهه است که در هر کجا که خان ابله برای توجیح عملی که انجام می دهد می خواهد کلاه شرعی درست کند به آنها استناد می کند . اولا » : تفسیر به رای خود است . دوما : ازمیان هزاران حدیث فقط این چند حدیث مشخص را مورد بهره برداری قرار می دهد . سوما : این موضوعات مربوط به شش هزار سال قبل که حضرت نوح بوده . هزار و چهار وصد سال قبل که حضرت محمد بوده . با قرن بیست یکم اصلا سنخیت ندارد . از این نوع داستان های تفسیر به رای خود در این چندین سالی که اسیر فرقه بودم زیاد شنیده ام ، اگر راست می گویند و ریگی در کفش ندارند ، تمامیآن داستان های که در رابطه با حضرت محمد بیان می کردند ، در واقع روی دیگر چهره حضرت محمد را به قول خودشان برملا می کردند . که شخصا حضرت محمد برای گرفتن انتقام از کسانی که یاران آن حضرت را در غرب ایران کشته بودند شبانه حرکت کرده و آمده آن شخص را کشته است و…….. انتشار بدهند تا همگان بدانند که شما ها چقدر مرتجع تر و عقب مانده هستید. با استناد به همان تفاسیر خود که دم خروس از زیر عبا بیرون زده شما ها از القاعده و طالبان هم مرتجع تر و عقب مانده تر هستید . اما به خاطر شرایط جرئت بیان نظرات خود را در جامعه ندارید. چه فرقی بین عمل کرد لاجوردی و پاسدار وحیدی از زندان اوین تا بازداشتگاه کهریزک . با عمل کرد حسن نظام الملکی و علی امامی در زندان فرقه در اشرف وجود دارد . شغل تمامی آنها یکی بود و جنایاتی که کردند ، می کنند هیچ تفاوتی با هم ندارد . آنها دراوین وکهریزک انجام می دادند . این ها در زندانهای اشرف . چی شده که الان تبدیل به اسطوره های فرقه شده اند . یا نامه نوشتنن از زبان مرده ها که تخصص فرقه است ، چونکه در حیات نیستند تا صحت آن را تائید کنند . پس هر طور که می خواهند از زبان مرده نقل قول می کنند . مرده خواری که تخصص خاص فرقه است ، این هم یک مدل مرده خواری است . نکته جلب دیگر این است تا قبل از سال 1382 دکتر علی شریعتی مورد توهین دائم رجوی بود و هواداران شریعتی از فرقه به قول نایب السطنه مریم قجر عضدانلو پاک سازی شدند ، در ذباله دان فرنگ ( به خارج در فرقه فرنگ گفته می شود ) ریخته شدند .آخرین تهاجم به اندیشه های شریعتی وجریان و هوادارن وی در سال 1380 در نشست های معروف طعمه بود . الان که اوضاع پس است دوباره به نوشته های دکتر شریعتی استناد می شود . چرا ؟ برای نمونه حتی یکی از کتاب های دکتر شریعتی در کتابخانه های سازمان یافت نمی شود ؟ لطفا می شود برای خوانندگان موضوع کتاب سوزان شریعتی در فرقه را تشریح کنید ( درسال 1368 در نشت های آن زمان پس از تعین تکلیف کردن جریان اندیشهای شریعتی تما م کتاب های شریعتی در سازمان سوزانده شد ) . اگر اگر اگر راست می گوئید : گشت های رنگارنگ را از خیابان ها ی قرارگا ه و از داخل قرارگاه ها برای 12 ساعت جمع کنید . آن اسیران را آزاد بگذارید اعلام کیند که بعد از 12 ساعت برای ابد دهردرب فرقه بسته خواهد شد ، تا هرکه می خواهد برای آینده خود تصمیم بگیرد . ان موقع به شما خواهم گفت که چند ده نفر برای شما و اربابتان باقی خواهد ماند . این ترفند کثیف و کهنه شما دیگر کارکردی ندارد ، که با دروغ و جعل احادیث و تفسیر به میل خود کردن ، کار شما و قشریون متعصب و کلاه بردار است ، که در همه ادیان مانند شما ها وجود دارد . خورشید همیشه در پشت ابر باقی نمی ماند . واقعیت ها یک روز برملا خواهد شد و روسیاهی برای شما باقی خواهد ماند . oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s