بنیاد گرای واقعی کیست قسمت هشتم دادگاه ها و محاکمه معترضین فرقه

بنیاد گرای واقعی کیست قسمت هشتم
دادگاه ها و محاکمه معترضین فرقه

– در درون فرقه رجوی ( سازمان مجاهدین خلق ایران ) چند نوع دادگاهی کردن وجود داشت .
1– دادگاه های ستادی یا قرارگاهی .
2 – دادگاه های به اصطلاح قضائی فرقه .
3– دادگاه های که خان ابله برگذار می کرد .
الف – دادگاه های ستادی یا قرار گاهی :
این نوع دادگاه ها در ستاد ها یا قرار گاه ها برگذار می شود . فردی را که به دلیل مخالفت هایش با تشکیلات فرقه دادگاهی می کنند اول در درون همان ستاد یا قرار گاهی که هست . جلسه را تشکیل می دهند و که از مسئولین و فرماندهان وافراد مورد اعتماد برای فرد مذبور جلسه تشکیل می دهند . پس از چندین جلسه اگر مسله حل نشود به جلسه بزرگتر ارجاع داده می شود در تمامی جلسات افرادی که از اول بودند حضور دارند و هر چه بالاتر می رود نفرات هم رده و بالاتر خود فرد هم زیاد تر می شود . در این هنگام تشکیلات فرقه تصمیم می گیرد که با فرد چه کار کند آیا نشست عمومی تشکیل بدهند. یا به نشست بالاتر که معمولا جانشین خان ابله ، قصاب معروف مهوش سپهری ( نسرین ) گرداننده آن بود ارجاع بدهند . یا اینکه به سیستم قضائی داده شود ( در سیستم قضائی اطلاعات و ضد اطلاعات فرقه بیشترین نقش را دارد ) نشست های اولیه که با فرد بخورد می کنند از پنج نفر الی بیست نفر است که این بستگی به رده تشکیلاتی فرد دارد که در چه سطحی باشد . نشست های عمومی : در آن نشست سعی می کنند شخصیت فرد را خورد کنند و به نوعی می خواهند که فرد مذبوررا در درون مناسبات فرقه لحه کنند . در جمع عمومی فرد را تحت فشار قرار بدهند و از طرفی هم با این هدف بود که در نزد عموم چهره فرد را خدشه دار کنند که باتشکیلات فرقه در نیفتد . در این رابطه پرونده گذشته های دور فرد را حتی زمانی که درمناسبات فرقه نبوده و خودش نوشته را در همان جمع علنی می کنند . البته همیشه نشست های عمومی به این شکل نیست . در خیلی از آن نشست ها فردی که سوژه نشست ها به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد . هر آنچه که حرف های ناسزا وجود دارد که فقط لایق مریم قجر عضدانلو( مریم رجوی ) است به فرد می گویند . افرادی زیادی هستند که در این نشست ها بر اثر ضربات وارده ناقص عضو شده اند و یا به شدت مجروح شده اند . بطور مثال : آقای رضا صادقی بر اثر کتک کاری در این نشست ها انگشت دست وی شکست که پرونده آن در نزد مقامات ارتش امریکا موجود است . آقای جواد فیروزمند از ناحیه بالای چشم آسیب دیده است . خودم بیش از چهل بار مورد کتک کاری قرار گرفتم که بر اثر ضربات وارده چشمم آسیب دیده ، که پرونده آن نزد مقامات ارتش امریکا و دیگر مراجع ذیصلاح وجود دارد . همین طور آقای محمد رزاقی – بهزاد علی شاهی – علی جهانی – اکبر خطیبی و …. هدف بعدی که از برگزاری عمومی این جلسا ت در نظر دارند ترساندن و زهر چشم گرفتن از دیگر مخالفین است و بطور غیر مستقیم آانان را هم هدف قرار می دهند که اگر دست از مخالفت برندارند سرنوشت آنان هم همینطور خواهد بود
ب – دادگاه های به اصطلاح قضائی فرقه :
در این سیستم دیگر همه چیز رسمی است زندان – شکنجه کردن – تاحد مرگ هیچ محدودیتی در اینجا وجود ندارد و در این رابطه به کسی هم پاسخگو نیستند . در این رابطه پرسنل قضائی اعم از بازجو ، شکنجه گر، افراد اطلاعات و ضد اطلاعات ، آنها توسط مخابرات عراق ( سازمان امنیت عراق ) آموزش های تخصصی کار خود را دیده بودند . رابطه و همکاری خیلی نزدیکی با مخابرات داشتند . افسران عراقی در بازجوئی های افراد شرکت داشتند به خصوص در زندان سال 1373 که تعدادی از دوستان که در آن زمان زندان بودند . با این مسله مواجه بودند در خاطرات خود به آن اشاره کرده اند . ( سیستم قضائی مجاهدین درزندان ابوغریب سلول های در اختیار داشت ، یک سری از افراد را از زندان اشرف به زندان ابو غریب می فرستادند . که در روی درب این سلول ها جمله ای با این مضمون که امانتی مجاهدین هستند نصب بوده است . نقل قول از افرادی است که در زندان ابوغریب در این سلول ها بوده اند . ) در حق این زندانی های امانتی از هیچ گونه شکنجه وحشیانه ای دریغ نمی شده است . که در اثر آن شکنجه ها بعضی از افراد شکنجه های داخل مناسبات تشکیلات را ترجیح می دادند ، برای آنها قابل تحمل تر بود . افرادی که سرکار آنها به ضد اطلاعات افتاده بود ، وقتی که در محفل ها اسمی از آن به زبان می آمد به شدت می لرزیدند .و بیان می کردند شما ها نمی دانید که چه وحشی های هستند نگاه نکیند به این که این طور آرام هستند ، آن روی دیگر سکه چیز دیگری است این حرف افراد با سابقه بود . افراد جدید که به زور در تشکیلات نگه داشته شده بودند و مشگل داشتند . سر کار آنها به ضد اطلاعت افتاده بود در ایران خلاف کار های حرفه ای بودند می گفتند که هزار رحمت به آگاهی های تهران . ( در آگاهی های تهران وقتی فردی را می بردند در عرض یک ساعت زبان آن را باز می کردند ، فرد به همه چیز اقرارمی کرد . می گفتند که ای کاش ده بار به آگاهی برده می شدیم اما یک بار به ضد اطلاعات فرقه نمی رفتیم . ) هیچ کس دقیقا نمی داند که چه تعداد در این زندانها کشته شدند باشد که روزی پرده از روی این جنایت ها برداشته شود . ادامه دارد ….. محمد کرمی
oyanyoldash@yahoo.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s