سور چرانی های نایب السلطنه و دست زدن های مواجب بگیران

سور چرانی های نایب السلطنه و دست زدن های مواجب بگیران
داشتم خبر ها را مرور می کردم چند روزی بود که دسترسی به اینترنت نداشتم . در سایت های فرقه ( سازمان مجاهدین خلق ) که پرسه می زدم به سایت نایب السطنه مریم قجر ( مریم رجوی ) رسیدم . در این دکان ورشکسته سیاسی که تحت پوش ضیافت افطار، مشتی مواجب بگیر ثابت هستند که مرغ عزا و عروسی این فرقه هستند شرکت داشتند . اگر این پنج – شش سال گذشته را نگاه کنید می بیند که نام افراد ثابت است . و در مقابل این خدماتی که آنها انجام می دهند البته هدایای آنها سر جایش است ، با کادوهای در خور مناسب هر کدام از آنها استقبال می کنند که البته بستگی به قیمت هر کدام دارد . در این سور چرانی نایب السلطنه طبق معمول هوس می کند که سخنرانی کند . آنهم با تقلید در آوردن از ارباب هایش با پیامی برای کشورهای برادر و مسلمان . سخنرانی اش را با دروغ و کلاشی شروع می کند ، از قدیم هم گفته اند دروغ گفتن که حناق نمی اورد . از طرفی هم دروغ گفتن نه نزول دارد ، نه مالیات ، نه خمس دارد ، نه زکات ، کنتور هم نیست که شماره بیندازد ، گوش مفت می خواهد که پیدا کرده است . و به معنای واقعی کلمه حرف مفت می زند یعنی خودش هم معنی حرف های که می زند را نمی داند . انسان حرف می زند از دهنش خارج می شود و معنی و مفهوم دارد و ملتزم به حرف خودش است .اما …. با هم به قسمت های از سخنرانی وی نگاه می کنیم . { رمضان را ماه میهمانی خدا نامیده اند . ماهی پر از فضیلتهای انسانی که هدف آن یگانگی و آزادی معنوی انسان و رهایی فرد واجتماع از زنجیر انواع جبرهاست …..قران کریم تصریح می کند که مقصود از روزه داری کسب تقواست . یعنی مهار آن تهدیدها و عواملی که موجب انحطاط یا پس رفت انسان می شود و قوای انسانی و دستاوردهای او را هدر می کند . به این معناء تقوا در ارتقای روابط میان انسانها یعنی در انسانی کردن هر چه بیشتر آن کارکرد تعیین کننده دارد …. } سوال اینجاست که چقدر به همین جمله معتقد هستید . فضیلتهای انسانی و آزادی معنوی انسان و رهایی فرد و اجتماع از زنجیر جبر ها …. اگر شما به این حرف ها معتقد هستید چرا بیش از 3000 تن را در قلعه الموت اشرف در عراق زندانی کرده اید ؟ چرا اجازه نمی دهید که این اسیران جبر با خانواده هایشان ملاقاتی داشته باشند ؟ مگر آن پدر و مادر پیر که خون و دل خوردند و فرزند بزرگ کردن چرا نباید اجازه داشته باشند با فرزند دلبند خود ملاقاتی داشته باشند ؟ اگر زندانیانی که در سیاه چال های اوین – کوهر دشت – دیزل آباد – کهریزک و….. هستند ، که صدایشان به جای نمی رسد که به حق دارند ایستادگی و پایداری می کنند . مجامع حقوق بشری وفعالین حقوق بشری صدای آنها را رساء می کنند ، خواستار آزادی آنها هستند . شما هم به خاطر اینکه از قافله عقب نمانید ، که فعلا دو فاز عقب هستید و دائم دارید تقلید می کنید و به دروغ خودتان را به آنها می چسبانید و آه ناله می کنید . می شود جواب بدهید که چرا پس خودتان آن اسیران را آزاد نمی کنید . و آن همه زجر و شکنجه می دهید . وحکم اعدام صادر می کنید و قتل عام می کنید و مخالفین خود را حذف فیزیکی می کنید . پس این تنها آخوندهای دژخیم حاکم نیستند که زندانیان را شکنجه و آزاراعدام می کنند . حکم سنگسار می دهند . و به خانواده های آنها اجازه ملاقات نمی دهند و در پشت درب زندان ماه ها بلا تکلیف نگه می دارد . می بینیم که فرقه رجوی ( سازمان مجاهدین خلق ) هم که در قدرت نیست ، با اعضاء مخالف و ناراضی خود بدتر از آن کار ها را می کند .حتی در خارج به دنبال حذف فیزیکی اعضاء معترض و جداشده خود می باشند و دائم آنها را تهدید به مرگ می کنند . با خانواده ها که بیش از هفت ماه است در پشت درب زندان قلعه الموت اشرف هستند ، خواستار ملاقات با فرزندان خود هستند این اجازه را نمی دهند . و بدترین توهین ها را به خانواده آنها می کنند و قمه کش های خود را به جان خانواده ها می اندازد . آیا این است : { مهار آن تهدید ها وعواملی که موجب انحطاط یا پس رفت انسان می شود و قوای انسانی و دستاوردهای او را هدر می کند به این معنا تقوا در ارتقای روابط میان انسانها یعنی در انسانی کردن هرچه بیشتر آن . } نایب السطنه این چنین ادامه می دهد : { همچنین محاصره ظالمانه اشرف که هجده ماه است ادامه دارد . از ورود خانواده ها به اشرف و اعزام شکنجه گران وزارت اطلاعات آخوند ها به در ورودی اشرف برای شکنجه روانی اشرفیها و به خصوص بیماران آنها …… } عجب محاصره ظالمانه ای !!؟؟ ارزاق ماهانه ای که ارتش امریکا می دهد سر هر ماه رسیده است و هیچ وقت هم نبوده که اقلامی راکم کنند . که خیلی از مواد خشگبار که ارتش امریکا می داد به جای مصرف داخلی سر از بازار های بغداد در می آورد . در همین هفته گذشته بود که چهارده تریلی مواد غذائی توسط یونامی به داخل قرارگاه آورده شد . چیزی نمانده بود که یکی از همان هموطنان که در جلو زندان اشرف تحصن کرده اند . وقتی می خواست به طرف ماشین یونامی برود توسط ماشین فرقه رجوی که زنان رانندگی آن رامی کردند به زیر گرفته شود . که این صحنه را سربازان امریکائی و پلیس عراق که در محل حضور داشتند دیدند . کدام خانواده ها را منظور است ؟ الان که بیش از هفت ماه است که خانواده ها در جلو درب زندان هستند . پس مشگل چی است که اجازه ملاقات داده نمی شود ؟ این را همه می دانند که تماما به دستور شخص خان ابله ( مسعود رجوی ) و نایب السطنه است که اجازه ملاقات داده نمی شود . و هرآنچه که لایق مریم قجر عضدانلو است به این خانواده ها گفته می شود ، آنهم به پیر مرد وپیر زن های که بعضی نوشتن هم بلد نیستند . تا دیروز اینها مزدور بودند و در رده بندی جدیدی که نایب السطنه کرده این خانواده ها ارتقاء درجه پیدا کرده اند تبدیل به شکنجه گران وزارت اطلاعات شده اند . با این سرعت که دارند رشد می کنند تا سه ماه دیگر همه تبدیل به ولی فقیه می شوند . موضوع آخری که نیاز است به آن اشاره کنم ، موضوع این سور دادن ها است . این خرج کردن از کیسه مردم ایران عادت این باند شده است ، که ترک عادت موجب مرض است . در زمان صدام حسین این سفره انداختن های رنگین در ماه رمضان چند دسته بود . دسته اول مربوط به امرای ارتش بود که از هر بابت سنگ تمام می گذاشتند . از طرف فرقه رجوی هم از نفر سوم آنها به بعد در این سور شرکت می کردند . دسته دوم مربوط به افسران و فرماندهان بود که دم اینها را می دیدند که زمینه ساز یک سری از کارها یشان در نزد بالائی ها باشند . دسته سوم که سور می داند به بازرگانان و تجاری بودند که در اصل از مسئولین حزب بعث بودند . دسته چهارم که درجه داران و سرباز ها بودند که این بیشتر به خاطر تبلیغات موضوع بود . چونکه کارکرد آنچنانی این دسته نداشت بجز تبلیغ کردن در بین اهالی روستا در منطقه که اره مجاهدین کسانی هستند که به سرباز ها و پایگاه های که در اطرافشان است افطاری میدهند . بعد از سقوط صدام در سال اول موقع دادن افطاری ها که شد از دسته اول – دوم – سوم که خبری نبود . دسته چهارم هم که حفاظت اطراف این زندان قلعه الموت بر عهده نیروهای امریکائی بود . که آنها هم از ماه رمضان و این چیز ها سرشان نمی شد برای تبلیعات آمدند تعدادی شیخ و کد خدا های روستاهای اطراف و تعدادی هم از اهالی همان روستا ها را برای این برنامه دعوت کردند . در سال های بعد دیگر در قرگاه سابق اشرف یا همان قله الموت میسر نشد ادامه این نهضت را در قلعه اورسوراواز هر سال ادامه می دهند . در اینجا هم از دسته اول – دوم – سوم خبری نیست . دسته چهارم را بامقداری تغیر شکل دادن و رنگ کردن با نام های دیگرکه تا حدودی هم غربی پسند باشد دعوت می کنند . هر چند که کار کرد همان دسته چهارم در عراق را ندارد . اما از قدیم گفته اند که تا کفش کهنه در بیابان نعمت است . یا به قول قدیمی ها خار و خاشاک در بیابان برهوت پادشاهی می کنند . الان شده داستان این دسته چهارم که در فرانسه برای ضیافت افطار دعوت می کنند . خانم انسیه بومدین – سید احمد غزالی – شیخ خلیل مرون – صادق عبروس . همین آقای صادق عبروس که به عنوان نایب رئیس فدراسیون مسلمانان سرژی از وی نام برده شده کی است . سرژی سه تا بخش کوچک است که یک بخشداری دارد . در استان الدواز قرار دارد . حالا چه تعداد از آنها مسلمان است بماند . پس بقیه مهمان ها را هم خودتان بخوانید کی هستند مشت نمومه خروار است . هردم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد
Oyanyoldash@yahoo.com محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s