همزمان با سالگرد سی خرداد گرد همایی بزرگی در پاریس در حمایت از قهرمان اسیردر زندان اشرف برگزار شد

همزمان با سالگرد سی خرداد گرد همایی بزرگی در پاریس در حمایت از قهرمان اسیردر زندان اشرف برگزار شد
سی خرداد سالگرد کودتای ننگینی است که توسط فرقه رجوی ( سازمان مجاهدین خلق ) در سال 1360 در ایران به وقوع پیوست . هر ساله اعضاء جداشده از این باند برای گرامی داشت خاطره دوستان وعزیزانی که در این جریان قربانی قدرت طلبی فرقه شدند جمع می شدند ، خاطر آنها را زنده نگه می داشتند و چهره واقعی این باند را برای فعلان حقوق بشری و مجامع بین المللی افشاء می کردند .
امسال 200 تن از اعضاء جداشده و و فعالان حقوق بشری و خانواده های قربانی این کودتا در یک گرد همائی بزرگ شرکت کردند . سخنرانان هر کدام از یک بعد چهره واقعی آنها را برملا کردند . محور اصلی سخنرانی ها روی دو موضوع بود : یکم افشاء چهره واقعی این فرقه ، دوم حمایت از اسیران و زندانیان در قلعه رجوی و خانواده های عزیزی که ماه ها است در مقابل این زندان برای دیدارعزیزانشان دست به تحصن زده اند . به دوستان عزیزم که اسیر زندان فرقه هستند یاد آوری می کنم که شما ها تنها نیستید ، ما در خارج صدای شما ها را به تمامی مجامع بین المللی و حقوق بشری می رسانیم تا پای شما به دنیای آزاد باز شود . گزارشی از شکل گیری کودتا سی خرداد که شاهد آن بودم را به سمع خوانندگان عزیز می رسانم .
– سی خرداد کودتای سیاسی که به شکست انجامید و در تاریخ سیاسی ایران نقطه عطفی در نابود کردن نیروهای سیاسی جوان
– چرا سی خرداد اتفاق افتاد ، هدف چی بود ؟
– سی خرداد چه آسیب های به نیروهای سیاسی و جامعه ایران زد ؟
– خسارات جبران ناپذیر سی خرداد .
از سال 1356 که شکل گیری انقلاب ایران بود با وجود آمدن فضائی سیاسی که تا حدودی می شد اظهارنظر کرد . جوانان روشنفکر روی آوردن به تشکل های سیاسی و سازمان ها و گروه های که از قبل بودند فعالتر شدند ، شروع به رشد کردند . بعد از پیروزی انقلاب 57 درایران انبوهی سازمان ها و گروه های سیاسی بود . فضای سیاسی که به وجود امده بود بیش از هزار نوع نشریه در ایران چاپ می شد .
فرقه رجوی ( سازمان مجاهدین خلق ) به دلیل اینکه خود را یک سازمان مذهبی معرفی کرده بود !؟ در بین مردم به شدت رشد کرد و همین رشد کردن زیاد امر را بر سران این فرقه مشتبه ساخت و خواستار قدرت بودند . همان زمان در صحنه سیاسی ایران مجاهدین تماما ایت الله خمینی را تائید می کردند ، دائم امام تلقی می کردند . بر خلاف آنکه ادعا می کنند که هیچ موقع ما امام نگفته ایم .

در پشت صحنه با سران و مسئولین حکومتی وقت بر سر قدرت مذاکره و بحث داشتند که عبارت بودند ازآقایان : دکتر بهشتی ، علی اکبر رفسنجانی ، علی خامنه ای ، موسوی ادربیلی ، سید احمد خمینی ، و ….. که خان ابله ( مسعود رجوی ) در نشست های مختلف که برگزار می کرد ، در خاطرات خودش بار ها به این ملاقات ها اشاره می کرد . آنجائی که می خواست خودش را بزرگ جلوه بدهد سعی می کرد که فیل هوا کند که خود را وزنه ای در آن زمان جا بزند .
تلخ ترین خاطره که در ذهن او کما کان باقی مانده بود ، داستان اولین ریاست جمهوری ایران بود که بارها به آن اشاره می کرد . که این ملاقات با اقای رفسنجانی بوده نقل مطلب از رجوی : ( ما بعد از انتخابات مجلس که کلی تقلب شده بود رفتیم به ملاقات که شکایت کنیم آقا این چه وضعش است این همه تقلب شده است . و چمدان های که پر از مدرک برده بودیم را اجازه نداد که باز کنیم گفت آنها را بگذارید کنار . برویم روی اصل مطلب که در همین اثنا رای من و اشرف شهید راکه با هم رفته بودیم رای داده بودیم را از کشوئی میزش در آورد و در جلو ما گذاشت ….. برگشت به ما گفت خودتان باعث شدید که ما برویم رئیس جمهور از خارج بیاوریم در حالی که حق شما بود و شما برای انقلاب خون داده بودید و زندان و شکنجه شده بودید …. ) مجاهدین در نشریات خودشان به موضوعاتی دیگر دامن می زدند . که مسئولین حکومتی و حزب جمهوری دارند از بیت المال دزدی می کنند . یا بحث های لیبرال و ارتجاع را علم می کردند تا جائی که می توانستند فضای سیاسی را بر هم می زدند که از آن سو استفاده کنند . و هرچه زمان پیش می رفت فضای سیاسی خراب تر می شد .
از پائیز 59 به بعد زمزمه های دیگری در تشکیلات مجاهدین به گوش می خورد . این هم یک اتفاق ناخواسته نبود یک خط بود که داشت به صورت آهسته تا یک سطح مشخص بیان می شد ، ذهن ها را به آن سمت سوق می داد . در نشستی که هادی روشن روان که مسول وقت همدان بود برگذار کرد . در بحث اول خود این مسله را شروع کرد به توضیح دادن که سازمان دارد ناچار به سمتی می رود که باید یواش یواش به فکر خانه های تیمی بود ، مثل زمان شاه دوباره باید مخفی بشویم و کار هایمان مخفی باشد . تازه آزاد شده بودیم دوباره باید زندگی مخفی را در پیش گرفت . به ناچار با این رژیم کار ما به درگیری کشیده خواهد شد . پس باید یک سری آمادگی ها را کسب کرد و توضیحاتی در این باب داد . که پس از آن هم باز ما چند نشست دیگر در زمانهای مختلف داشتیم ، که در هر نشست وی در رابطه اینکه در آینده کار به کجا می کشد تحلیل داخلی سازمان را به ماها می داد . از آن زمان سازمان شروع به درست کردن خانه های تیمی کرد . سعی بر این بود که بخش های مختلف از خانه های تیمی همدیگر خبر نداشته باشند و آماده سازی های در خفا صورت می گرفت . طبعاً وقتی که تحلیل سیاسی مشخصی به نیروهای پائین در آن زمان ارائه می شد . این موضوع قبلا به طور مفصل در مرکزیت سازمان بحث شده است ، که خط مشخص برای آمادگی ویک سری آمادسازی ها به نیرو ها داده می شود .
از اوئل سال 1360 در درگیری های که با حزب الله پیش می آمد ، استفاده ار سلاح سرد وففل مجاز شد . ( سلاح سرد شامل : چاقو – پنجه بکس – زنجیر – چوب دستی – نانچو کا – و از این قبیل وسائل بود ) . تیم بندی های مشخصی اعلام شد و تیم بندی های قبلی عوض شد . تیم های درگیر شونده – تیم های دفاعی – تیم های بزن و در رو ، تیم های که استارد درگیری را می زدند و صحنه را ترک می کردند . یک سری آموزش های رزمی و نیمه نظامی به تیم ها داد ه می شد که با هم کار کنند و چفت هم بشوند . از این زمان یک اسکلت سازماندهی مشخص داشت شکل می گرفت و در عمل هم داشت تست می شد .
یک بار برای تست اجرای طرح کودتای خود تحت عنوان تظاهرات مادران و حمایت از محمد رضا سعادتی در اردیبهشت ماه سال1360 مانوری داد . سیستم سازماندهی را چک کرد و نقاط ضعف آن را برطرف کرد . به خصوص سیستم ارتباطات آنرا که ضعف جدی داشت که خبر رسانی در لحظه انجام شود . در این مانور موسی خیابانی که تغیر قیافه داده بود با موتور سیکلت دور را دور داشت مانور را چک می کرد . پس از آن تطاهرات های کوچک چند صد نفره برای ساعاتی مشخص در سطح شهر روزانه راه اندازی می شد که دو هدف داشت . هدف اول : رد گم کنی بود که نیروهای امنیتی آن زمان نتوانند تشخیص بدهند که سازمان مشغول چه کار ی است . همینطور نیرو های سیاسی دیگر که در واقع به دنبال نخود سیاه کشاندن آنها بود . هدف دوم می خواست نیروهای امنیتی را خام کند برای تظاهرات روز سین که در روز سین ( روز سین کد بود وکسی نمی دانست که چه روزی است ) آنها فکر کنند که تظاهرات همیشگی است و در غافلگیری تمام هدف خود را اجرا کند .
همه چیز داشت آماده می شد برای روز سین ، بیست و هشت خرداد تعدادی مشخص از بچه های شهرستان را به تهران بردند ، در خانه های که از قبل به این منظور آماده کرده بودند جای داند .
برنامه ای که سازمان داشت و با هیچ یک از سازمان ها و گروه های سیاسی آن زمان هم در میان نگذاشته بود در واقع یک کودتای سیاسی بود که در سی خرداد می خواست انجام بدهد انهم در خفا .
درروز سی خرداد صبح به کل تشکیلات دستور تظاهرات ابلاغ شد . تا ظهر این دستور به تمامی سلسله مرتب و نیروها رسید . در تهران نیروها در سازماندهی های خود قرار گرفتند ، در محل های که مشخص شده بود تاساعت دو مستقر شدند . گردان ها یاگروه های که برای تظاهرات امده بودند ، اول فکر می کردند که برنامه مثل همیشه یک برنامه چند صد نفره است ، اما در ساعت مشخص که اولین شعار داده شد نیروهای که در کوچه و پس کوچه ها پراکنده شده بودند وسط خیابان ریختند . به ساعت نرسیده بود که صدها هزار نفر به وسط خیابان ریخته و شعار می دادند . که هدف خیابان فردوسی و بهارستان بود در واقع هدف اصلی مجلس بود که می خواستند مجلس را تسخیر کنند ودولت را ساقط کنند . که کمیته چی های پیش دستی کردند و راه را بر تطاهرات بستند و دستور متفرق شدند می دادند ، می گفتند که در غیر این صورت شلیک خواهد شد دستور شلیک دارند . کمیته چی ها در کشتن و جنایت کردن باکی نداشتند بربری های بودند که دستشان برای هر جنایتی باز بود و به جائی یا کسی هم پاسخگو نبودند . در این تظاهرات تیم های مشخصی مجهز به سلاح سرد بودند که برای درگیری آماده شده بودند ، وقتی که وضعیت به این شکل درآمد . گروه های درگیر که مجهز بودند به جلو آمدند که بخواهند کمیته چی ها را خلع سلاح کنند . که بربر های وحشی شلیک کردند که حدود 40 الی 50 نفر در این روز کشته شد ، تعداد زیادی زخمی شدند و انبوهی هم دستگیر شدند به خصوص بچه های که از شهرستان ها آمده بودند .
خان ابله در رابطه با کودتای سیاسی سی خرداد خیلی آه و ناله می کرد و سوزش آن را کماکان داشت که رویاء هایش به پنبه دانه تبدیل شده بود . بعد به خودش دسته گل می داد به خاطر آن سازماندهی نقل به مضمون : ( در سی خرداد از اینکه بدون اعلام قبلی که بخواهیم به صورت عمومی اعلام بکنیم از اینکه توانسته بودیم چند صد هزار نفر را به میدان بیاوریم تعجب همگان را برانگیخته بود . اگر اگر اگر خمینی یک ساعت با تاخیر اقدام کرده بود مجلس راگرفته بودیم که همه شان را جارو کرده بودیم و از آنجا تا جماران هم که راهی نبود آن موقع من و شما ها الان اینجا علاف نبودیم … ) در تمامی شهرستانها هم همزمان در سی خرداد بعد از ظهر برنامه تظاهرات مفصلی برگذار شد . در شهر ستان ها در این روز کسی کشته نشد اما تعدادی دستگیر شدند که بعد ها به همین جرم اعدام شدند . در سی خرداد فقط پنج تن از فرماندهان بالای سازمان در صحنه بودند مابقی مرکزیت سازمان ومسئواین تماماً در مخفی گاه بودند .
ازفردای این کودتای شکست خورده جو و شرایط سیاسی ایران فرق کرد . از طرفی سازمان دست به سلاح برده بود و از طرفی این امکان را نداشت که چند صد هزار هوادار را مخفی کند که اگثر قریب به اتفاق در توی خیابانها و زیر پل ها آواره شدند . همین امر باعث دستگیری خیلی از هواداران شد که در دادگاه های دو دقیقه ای محاکمه و به چوبه دار سپرده شدند .
از آنجائی که دیگر نیروهای سیاسی ا زقبل در جریان این موضوع نبودند کل تشکیلات و نیرو های آنها هم در ملاء عام بود . از این گزند درا مان نماندن و در یک کار انجام شده قرار گرفتند . دیگر آن فضای سیاسی قبل از کودتا نبود ، از طرفی هم قدرت کار های نظامی و درگیر شدن را نداشتند و یا خیلی از آن گروه ها و سازمانها مخالف کارهای نظامی بودند . هرگونه خشونت گرائی را در میکردند ، معتقد به کارهای سیاسی بودند به همین دلیل خیلی از گروه های کو چک از بین رفتند و بعد نوبت به دیگر سازمان ها رسید . چریک های فدائی خلق و حزب توده که از بزرگترین سازمان ها آن دوران به حساب می آمدند متلاسی شدند . بقیه سازمانها دیگر مانند راه کارگر ، پیکار ، رنجبران ، طوفان و…. رهبرانشان با تعداد کمی از اعضاءشان توانستند جان خود را نجات بدهند ، به کردستان یا به خارج بروند . در این قلع و قمع سیاسی حتی جبهه ملی در امان نماند . خسارتی که بعد از کودتای سیاسی به نیروهای سیاسی وارد شد این بود که پس از دو سال تمامی آن نیروها در داخل ایران برای همیشه حذف شدند . اعضاء و هوادارانی هم که از آنها در زندان بودند اکثر قریب به اتفاق کنار کشیدند و تعداد معدودی بر سر موضع باقی ماندند که آنها هم به چوبه دار سپرده شدند .
اما تشکیلات فرقه : اکثر مرکزیت سازمان و مسئولین سازمان توانستند جان خود و همسرانشان را نجات بدهند و به خارج و یا کردستان بروند . این بدنه بود که زیر ضرب بود و بهای هوا و هوس رجو ی را پرداخت و کما کان دارد می پردازد . هر بار تحت عنوان یک موضوعی یک روز سی خرداد ، یک روزعملیات فروغ ، یک روزانقلاب ایدئولوژی و ……. در این میان مخالفین باند در امان نیستند ، مخالفین داخلی در هر سطحی که باشد اگر امکان آنرا داشته باشند وی را حذف می کنند مانند : علی زرکش ( بعد از کشته شدن موسی خیابانی نفر دوم سازمان بود که در مخالفت با انقلاب ایدئولوژی درونی به فرمان رجوی در عملیات فروغ کشته شد ) ، مهدی کتیرائئ ( فرمانده نظامی تهران ) ، مسعود حریری ( از مسولین و اعضاء قدیمی ) ، علی نقی حداد ( از فرماندهان ارشد سازمان ) ، سعید کیانی ، کیومرث بارفروش ، قربان علی ترابی ، پرویز احمدی ، جلیل بزرگمهر، نسرین احمدی ، زهرا فیض بخش و ده ها نفر دیگر . از همان سال 59 برای از دور خارج کردن دیگر نیرو ها ی که مخالف این باند بودند ، بازدن مارک و تهمت سعی می کردند دست پیش را بگیرند برای خوشرقصی در مقابل دستگاه حکومتی آن موقع در پنج ، شش شماره از نشریه مجاهد نصف صفحات این نشریه را اختصاص دادن به تجزیه و تحلیل کردن و مارک زدن به نیروهای سیاسی که در سطح ایران مطرح بودند و این ماک و تهمت زدن به مخالفین خود کماکان ادامه می دهند . و این شعار مجاهدین است هرکس با ما نیست برعلیه ماست . چرا این فرقه دست به سی خرداد زد و هدف چی بود ؟ فکر می کنم که این مسله روشن شد که علت این کودتا چی بود ، چه رویا هائی خان ابله در سر می پروراند . او فکر می کرد که ایران هم روسیه است که با آوردن نیروهای خودش به خیابان می تواند مردم را هم خیابان بکشاند و یک روزه دولت را سرنگون کند وقدرت را در دست بگیرد .
قدرت طلبی موضوعی است که وی سالیان است در رویاء خود دارد . در این رابطه از آن زمان به خاک ایران ، خلق قهرمان ایران خیانت کرده و می کند . در این رابطه به هر قدرت خارجی دست به دامن شده است . مدت زیادی وطن فروشی به صدام حسین پدر معنوی خود می کرد ، که عملیا ت های آفتاب ، چلچراغ ، دروغ جاویدان ، کرد کشی و شیعه کشی در سال 1370 ، راهگشائی ، و ……راه اندازی می کرد . پس از سقوط صدام ارباب وی عوض شده . در پایان باید به خان ابله و سلطانه خانم مریم قجر عضدانلو و دیگر سران این فرقه گفت به هر آنچه اعتقاد دارید سوگند که شمایان خوردن گندم ری را گور خواهید برد سلطنت کردن پیش کش شما باد . محمد کرمی
oyanyoldash@yahoo.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s