بنیاد گرائی واقعی چه کسی است : قسمت پنجم

بنیاد گرائی واقعی چه کسی است : قسمت پنجم
نشست های سرفصلی : همان طور که از نامش پیدا است بیان رخدادهای مهم را سرفصل می نامیدند . که در آن مقطع اقدام به برگزاری نشست های می کردند که بعضأ ماهها طول می کشید . به بعضی از آن نشست ها ، نشست سر فصل تاریخی هم می گفتند . در واقع این اهمیت آن نشست ها را نشان می داد که چقدر برای فرقه ( سازمان مجاهدین ) مهم است . اولین نشست ها سرفصلی در درون فرقه در سال 1367 پس از شکست در عملیات فروغ جاویدان ( مرصاد ) شروع شد . آ ن هم زمانی بود که پس از شکست در عملیات نیروها در مقابل خان ابله ( مسعودرجوی ) قد علم کردند . از وی حسابرسی می کردند و تمام این نشست های سرفصلی برای پر کردن حفره های تشکیلاتی بود . از طرفی هم خفه کردن صداهای مخالفین در داخل مناسبات بوده که هر کدام از این حفره ها خود جا ی بحث جداگانه ای دارد . نشست های سرفصلی مهم تاریخی عبارت بودند از : تنگه و توحید – بحث صلیب – بحث امام زمان ( حتما این بحث را در مقله ای بیان می کنم ) انقلاب ایدئواوژی ( 20 بند انقلاب که هرکدام خود یک سرفصل محسوب می شود ) – موئسس سان دوم ارتش ( نشست های حوض 1374 ) – نشست طعمه 1380 که یکی از مهم ترین نشست ها است . و گل سر سبد نشست ها بود و نشست ها ی غسل هفتگی از اینجا بود که در تشکیلات فرقه جاری شد .
در اینجا اشاره مختصری به هر یک از نشست ها می کنم که جوهره نشست چی بود ، با آن چه چیزی را می خواست بپوشاند . البته این عاری از اشکال نخواهد بود چون که نشست های چند ده ساعت را بخواهم در دو سه سطر بیان بکنم واقعی نمی باشد . آن هم پس از گذاشت تقریبا 17 سال از آن نشست ها .
نشست تنگه و توحید : پس از دو جلسه نشست که از طرف نیرو ها به خان ابله حمله شده بود . تمام تشکیلات و موجودی فرقه به زیر علامت سوال رفته بود . نشست شروع شد و تمام اشکالات به گردن نیرو ها افتاد که چرا نتوانستد در عملیات فروغ ( مرصاد )از تنگه عبور کنند . علت آن را اینطور بیان کرد که به علت اینکه آقایان متاهل به فکر زنان خودشان بودند زنان به فکر آقایان خودشان بودند . افراد مجرد هم به فکر ان بودند که ناکام کشته نشوند یکی را در ذهن خود داشتند . پس نمی توانستند آنطور که باید بجنگند چونکه نمی خواستند کشته بشوند ، زندگی و داشتن خانواده حتی در ذهن دشمن انقلاب معرفی کرد . وشعار این بود از زن و زندگی که عملیات و آتش در نمی آید آن مانع را باید کنار گذاشت . آن را تنگه ایدئولوژیگ نام گذاری کرد و می بایست همه از آن عبور می کردند . هیچ موقع جواب این تناقضات یا این دوگانگی ها را نداد ، اگر افراد نمی جنگیدند پس ان جمبندی فروغ جاویدان چی بود و ان 1344 نفر کشته شدند چطور کشته شدند .
نشست بحث صلیب : خودش را عیسی دوران می دانست و می گفت هرکه می خواهد دنبال من بیاید . زن و خانواده خود را رها کند و صلیب خود را بردارد وبه دنبال من بیاید ، خانواده ام الفساد و مرکز شیطان نامیده شد . برای اثبات گفته ها خودش از کتاب ها ی انجیل – تورات – قران – امامان شیعه – از انقلابیون معروف همانند : مارکس – انگلس – لنین – ژنرال جیاپ – هوشی مین – ……دلیل برهان و ایه و غیره می آورد . تا ثابت کند که حرفی زده است درست است ، اما خانواده محترم خودش در قرارگاه اشرف سابق پاک و معصوم بود .
بحث امام زمان : حرف این بود که در هیچ زمانی زمین خالی از حجت خدا نمی ماند همیشه پاک ترین و آگاه ترین منزه ترین پیشتاز و راهرو زمان و….. نماینده و جانشین امام زمان هست . و یک سری اسم به زبان می آورد که در در چه سالی فلان کسک نماینده امام زمان معرفی شده بوده . یک سری کتاب های عربی اسم می برد که در آنها این اسم ها قید شده . و آخرین نفر هم در بغداد بوده و بعد از آن دیگر گفته شده که ما کسی را معرفی نمی کنیم . خودتان باتوجه به آگاهیتان رهبر ونماینده را برگزیند و دائم به خودش اشاره می کرد ، اما کسی یارای پاسخ دادن به وی نبود . که یک بار سلطانه خانم مریم قجر عضدانلو نتوانست تاب تحمل بیاورد و میگروفون را گرفت که صحبتی کند وی اینطور بیان کرد . (شماها خیلی نامرد هستید ای نامرد ها شما نانش را می خورید آبش رامی نوشید لباسش را می پوشید قرارگاهش را دارید او در مقابل شما است اما لاله مانه آورده اید که نامش را به زبان بیاورید همه تان لال شده اید و چشماتان توانای دیدن آن را ندارد …… ) .
نشست بند های انقلاب : از سال 1370 الی 1382 حدود بیست بند انقلاب به اصطلاح ایدئولوژی معرفی شد . این بندها تماما با ضرب و شتم و به زوربه افراد تحمیل می شد . که اول طلاق دادن همسران بود و آنهای که مجرد بودند می بایست آنچه که ذهن خود داشتند روی کاعذ می آوردند و طلاق می دادند . مرحله بعد طلاق دادن همگانی بود یعنی تمام زنان در حریم خان ابله بود .مرحله بعد طلاق دادن جنسیت بود و…..مرحله بعد نشست های بند ف ( فردیت ) در این نشست تمامی شخصیت پرنسیب – چهره فرد را خورد می کردند . در یک کلام در این نشست ها بلائی بر سر فرد می آوردند که آنطرف آن ناپیدا بود . خیلی از افراد به خاطر ایکه زودتر ازدست این افراد در آن نشست ها نجات پیدا کنند . بدترین مارک ها تهمت ها را به خودشان می زدند که دست افراد را خالی کند و بتواند زودتر خود را نجات بدهند . به خاطر جنگ اعصاب شدیدی که در فرقه وجود داشت به خصوص در زمان نشست ها ، تمامی افراد پرخاشگر و تند و عصبی بودند . خیلی کم خنده در چهره افراد می توانستی ببینی اما تا آنجا که بخواهی درگیر شدن جود داشت .
نشست موئسس سان دوم ارتش آزادی بخش ( نشست های حوض 1374 ) این سری نشست ها بعد از زندان 1373 بود . که صدهانفر از مخالفین و معترضین را به بهانه های مخالف زندانی کرده بودند . هر سری نشست حدود یک ماه طول می کشید که پس از داستان زندان می خواست که از همه زهر چشم بگیرد . تشکیلات را یک دست کند و به قول معروف همه را از یک صافی عبور بدهد . بعضی از مخالفین و معترضین که پایشان به زندان نرسیده بود در این نشست تلافی کرد . از جمله این افراد می توانم به مهدی افتخاری – جواد -– محمد رضا ….. اشاره کنم که ساعت ها سوژه نشست بودند . خان ابله در حالی دست به کمر بود با غرور از اینکه حریفان را با قوایش خاک کرده بود . احساس فتح المبین می کرد . در پروسه این نشست دوبار دربیخ گوشم گفت اگر می خواهی از سازمان بروی ، اول دوسال در زندان خودمان در خروجی ، هشت سال در ابوغریب و سپس تحویل صا حبخانه داده می شوی و به جرم ورود غیر قانونی محاکمه می شوی . وقتی به وی گفتم خوب من را سازمان آورده قانونی بوده گفت مگر مدرک داری که حرفت را ثابت کند . در همین نشست ها بود که حکم اعدام تاریخی اعضاء جداشده از فرقه را صادر کرد . و آن حکم به این شرح است . ( اگر اگر شکست خوردیم وظیفه تک تک شما این است . پول و پاسپورت ازمن ، و چکاندن ماشه و کشتن بریده ها و خائنین و معاندین از شما و به این کار افتخار کنید . و بالای سر جناره به ایستید تا پلیس شما را دستگیر کند نگران نباشید . زندانها ی اروپا و امریکا مثل هتل است آنجا حبس خود را بکشید . )
طبق سنت فرقه هر ده سال یک بار برای صفر صفر و نتق کشیدن افراد یک تهاجم سنگین تشکیلاتی صورت می گرفت . – 1354 به زیر ضرب رفتن کل تشکیلات . – 1364 همردیفی سلطانه خانم مریم قجر عضدانلو با خان ابله که به دلیل مخالفت ها اعتراضات درونی زندان 64 به راه افتاد . – به دلیل مخالفت با داستان انقلاب ایدئولوژی و اعتراضات که نمی توانستند جمع و جور کنند زندان 1373 بود . که به دنبال ان نشست ها ی حوض 1374 به اجرا درآمد. در عملیات فروغ ( مرصاد ) مخالفین اصلی خود را تحت پوش عملیات حذف کرد . فکر نمی کرد که کسانی باشند که دوباره در مقابل وی قد علم کنند تک و توک افرادی که سرک می کشیدند . آنها را در نشست ها آبکش می کرد – اما ، اما به اجبار این بار نشست 1380 به خان ابله و تشکیلات فرقه تحمیل شد . چونکه مهار داشت از دست آنها خارج می شد . این بار نشست ها ی طعمه شش ماه طول کشید قرارگاه باقرزاده تبدیل به جهنم شده بود . از ساعت 8 صبح تا ساعت 1 بعد ازنیمه شب در هر گوشه آن حدود250 الی300 نفر جمع شده و یکی را سوژه نشست می کردند . فاکت ها و موارد 10 الی20 سال پیش به این طرف را با فرد تعین تکلیف می کردند . الان می بایست جواب آن کار های انجام داده را پس می داد . بعضی از افراد چهار – پنج ماه سوژه ان نشست ها بودند ، روزی یک ساعت هرچه به دهانشان می آمد به فرد می گفتند و رها میکردند تا نشست بعدی دوباره ریل تکرار می شد . هر دو سه روز یک بار هم نشست کل فرقه برگزار می شد . خان ابله همانند سرداران فاتح دست به کمر زده در بالای سن بزرگ به همراه بانو قجر عضدانلو شروع به عرض اندام می کرد . دستور میداد که قناعم و فتوحات نشست ها در بازار شام که ترتیب داده برای نمایش بیاورند . بیشترین هدف از این نمایش جدا از خورد کردند شخصیت آن افراد در جمع 4500 نفر ، می خواست به مخاطبان که تا آن زمان سر حرف خود بودند . به سر عقل بیاورد نشان بدهد که قدرت دارد و هرکه در مقابلش به ایستد اینطور خورد می کند . اما علی رغم تمامی فشار های که می آورد بودند افرادی که تسلیم نشدند . و حتی در همان بازارشام در همان جمع باز حرف دلشان را زدند و روی خان ابله را کم کردند .
محمد مشعوف نزدیک چهار ماه بود در زیر شدید ترین فشار ها و نشست ها بود . در همان بازار شام هم حدود 15 ساعت در مقابل 4500 نفر با خان ابله جر بحث می کرد . از حرفش کوتاه نمی آمد و هرچه تهدید کرد توجهی نکرد . در نشست خصوصی که سران قبیله حضور داشتند پس از 10 ساعت بحث خان کوتاه می آید . می گوید به خاطر اینکه این بحث بسته شود در جمع چیزی می گویم تو هم تائید کن که تما م شود . که باز در جمع محمد دبه در آورد و به نوعی رد کرد .
جواد فیرو مند نزدیک دو ماه در زیر فشار وشکنجه قرارداشت . پس از آن وی را در باز شام حاضرکردند و حرف دلش را زد . که حرف دل هزران نفر دیگر هم بود نقل به مضمون . ( اگر راست میگویید که انقلاب ایدئولوژیک محور و لنگر تمام موجودیت شما است؟ و اگر راست میگویید که به دموکراسی ، حقوق بشر ، آزادی نوع بشر و مردم ایران معتقد هستید؟ و اگر راست میگویید که در ایران پایگاه اجتماعی دارید و استراژی شما برای سرنگونی رژیم تنها و تنها استراژی مورد قبول است؟ و اگر راست میگویید که با شورای رهبری و همین انقلاب ایدئولوژیک محبوبیت و توان سرنگون کردن این رژیم را دارید؟ و اگر راست میگویید که تمامی افراد موجود آگاهانه و به اختیار خود و با انقلاب ایدئولوژیک برای محقق کردن همین شعارها در اینجا مانده اند؟ و اگر هزار راست می گویید … دیگر ، پس چه ترسی دارید و از چه می هراسید ؟ درب تمامی قرارگاه های خود را باز کنید آنوقت خواهید دید که حتی یک نفر هم برای شما باقی نخواهد ماند .) فتح الله فتحی وی مدتی در زندان فرقه بود وقتی سربه زیر نشد و از حرفش کوتاه نیامد . برای مدتی وی را به زندان ابوغریب فرستادند ، پس از چند ماه دوباره وی را به زندان فرقه آوردند . علی رغم آن همه فشار و شکنجه وی کماکان روی حرف خودش بود . که وی را در بازار شام حاضر کردند و خان ابله می گفت بالاخره سر عقل آمدی یانه . که وی جواب دندان شکنی به وی داد در جواب گفت تو آدم نمی شوی .
مسعود ضرغامی علی رغم اینکه دو- سه سالی بود که در تشکیلات فرقه مسئولیتی قبول نمی کرد . و در مقابل آنها ایستاده بود در همان بازار شام وی را حاضر کردند . خیلی مختصر و مفید حرفش را زد نقل به مضمون . ( من می گویم در عصر ارتباط و اینترنت چرا ما باید از همه چیز و همه جا قطع باشیم ، با جهان بیرون در ارتباط نباشیم . انقلاب مریم را هم داریم که ما را ابندی کرده از چی ترس داریم …)
محمد رضا بختیاری از سال 1375 به بعد دیگر تشکیلات فرقه را قبول نداشت . به نوعی حرف های ضرغامی را داشت و مطرح می کرد . از ضرغامی و بختیاری – خان ابله بد جوری ضربه خورده بود . که در یکی از نشست های عمومی فرقه که این دو نفر به هیچ وجه حاضر نشدند شرکت کنند . برگشت گفت من دو تا سیلی خورده ام که الان خمینی دارد در قبرش به من می خندد شما ها آنقدر عرضه نداشتید که جلو آن را بگیرید .
ابراهیم سیدی – غلام – علی اکبر – محمد – سید – و خیلی های دیگر که در همان بازار شام که محل قدرت نمایی وی بود آورده شدند ، حرف شان را زدند و کوتاه نیامدند . در این بازار شام دیگر تعرفات و شرم و حیاء کنار گذاشته شد بود . زنان در هر سطحی فحش های رکیک انچنانی به مردان می دادند . که می بایست گفت اگر آنچه شما به نام فحش به مردان می دادید و مردان آن کاره بودند . پس ابزار کار آن مریم قجر عضدانلو و بقیه شورای رهبری بودند در غیر این صورت که معنی و مفهوم ندارد .
پس از سقوط صدام و باز شدن مقداری فضا که رعب و حشت کنار رفت نزدیک هزار نفر از فرقه جداشدند . که تعداد زیادی به خصوص افراد باسابقه گریختن و به ارتش امریکا در شمال قرار گاه پناه آوردند . که به دنبال آن مجدد نشست ها ی شروع شد تحت عنوان بازگشت اپوتونیست به خانه یا اپورتونیست صادق و …. که آنطورکه نفراتی که فرار کرده بودند می گفتند همانند نشست های قبلی بود . و نفرات می بایست ثا بت می کردند که زمانی اپورتونیست بودند و به همین دلیل از کنار دستی خود خبر نداشتند که در چه وضعیتی است که گزارش کنند . ادامه دارد محمد کرمی
oyanyoldash@yahoo.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s