ایا مقر فرقه رجوی در عراق ان نقش استراتژیک یا قدرت گذشته خود را دارد ؟ و هشدار جدی به دولت فرانسه …… قسمت ( اول )

ایا مقر فرقه رجوی در عراق ان نقش استراتژیک یا قدرت گذشته خود را دارد ؟ و هشدار جدی به دولت فرانسه …… قسمت ( اول )
IMG000019
این سوالی است که خیلی از هموطنان در فرانسه موقع مواجعه شدن از من سوال کرده اند ، که من هم برای انها توضیحات قانع کننده ای داده ام که در این مقاله سعی می کنم به صورت مختصر توضیح بدهم . این یک واقعیت است که برای بیش از ربع قرن مقر و پایگاه اصلی فرقه رجوی در عراق به نام قرار گاه اشرف وجود داشت . و مقر فرماندهی مسعود خان و سلطانه خانم قجر و ارتش خصوصی انها بود ، کلیه عملیات ها ی که در ایران و در نقاط مرزی و عملیات های منظم و عملیات های نامنظم و لشگر کشی ها به ایران و عملیات های ویژه ، خمپاره باران های تهران و دیگر مناطق و….. از این محل صورت می گرفت . کلیه نشست های به اصطلاح انقلاب ایدئولوژی در این مقر صورت می گرفت و در یک کلام به قول خود مسعود خان ( قرارگاه اشرف بود و نبود انها است ، شرف و ناموس انها است واشرف گلو گاه تنفسی این فرقه است !؟و………..) تمامی این القاب به خاطر اهمیت و مهم بودن این مقر فرقه بود که پشت سر هم قطار می کردند . یعنی جائی که تمامی حرکت ها و اقدامات و فعالیت های خارج یعنی اروپا – امریکا و داخل کشور از انجا فرمان می گرفتند و بدون اجازه انجا هیچ اقدامی و حرکتی صورت نمی گرفت . به طور مثال در سال 1372 وقتی که مقر این فرقه توسط جنگنده های رژیم هدف بمباران قرار گرفت ، با فرمانی که از انجا صادر شد . در یک روزو یک ساعت تقریبا همزمان بیش از چهارده سفارت خانه و کنسول گری ایران در اروپا ودریگر کشور ها مورد هدف و اشغال شد که بلافاصله در صدر اخبار جهان قرار گرفت . مسعود خان در نشست های لایه ای از این حرکت به عنوان قدرت اشاره می کرد و می گفت ، ما این قدرت را داریم که اگر چیزی بشود و دری به تخته ای بخورد ما می توانیم در عرض یک ساعت تمامی سفارت خانه ها را تسخیر کنیم ، و این کار را یک بار کرده ایم و همهگان هم دیده اند . ویا اعتصاب غذای گابن را برگ برنده خود میدانستند که می گفتند با این حرکت ما دولت وقت فرانسه را به زانو در اوردیم و انها را وادار به مذاکره کردیم که انها به دنبال ما بیایند و هرچه ما می خواستیم گرفتیم .وموارد دیگر که اگر بخواهم به همه انها اشاره کنم وقت شما ها را گرفته ام که به همین پسنده می کنم . تمامی این کارها در زمانی بود که پدر معنوی مسعود خان در قدرت بود ( یعنی صدام حسین ) و با اتکاء به او وتکیه گاهی که داشت این طور لاف در می کرد . اما بعد از سقوط صدام حسین چی ؟ ایا باز همان قدرت و عملکرد را داشت یا خیر؟ واقیعت این است که اولا : قبل از سقوط صدام مریم قجر با بیش از نصف ستاد فرماندهی مخفیانه دور از چشم اعضا از عراق گریختن و مخفیانه در فرانسه زندگی می کرد تا زمانی که توسط پلیس فرانسه دستگیر شد . در ثانی خود مسعود خان هم بعد از سلطانه خانم مخفیانه در رفته بود . بعد از سقوط صدام این فرقه در شرایط دشواری قرار گرفت سر از بدنه جداشده بود فرماندهی که تمامی خطو خطوط را می داد در پاریس در اورسورواز مستقربود . بدنه که بازوی اجرائی بود در عراق باقی مانده بود به خاطر اینکه نیرو ها مسله دار نشوند ، تا دستگیری سلطانه خانم قجر عضدانلو مسله نبودن رهبری در عراق را مخفی نگه داشته بودند که اگر این اتفاق نمی افتاد کما کان مسله مخفی نگه داشته می شود ، این چیزی بود که فرقه می خواست اما وفق مرادش نشد . بعد از سقوط صدام دولت عراق به فرقه دستور داده بود که می بایست عراق را ترک کنند وقتی که انها دیدند که به هیچ شکل برای دولت جدید نمی توانند کار سابق را انجام بدهنداز یک طرف با خرج هزینه سرسام اوری که برای هرشیخ و شیخ زاده – کدخدای روستاها – فرمن و………..و درست کردن بیش از دویست انجمن – سازمان – شورای و…….. که اکثرا بیش از سه عضو نداشت و تعدادی هم فقط روی کاغذ بود و به نام انها اطلاعیه می دادند . و محل استقرار انها در اشرف همان محلی بود که قبلا نیروهای امنیتی عراق ( مخابرات ) مستقر بود . که پلیس عراق سه ماه قبل ان را به زور پس گرفت . { و با اجرا برنامه های هنری که بعضا تا دو هزار نفر از اهالی اطراف اشرف را با اتوبوس به قرارگاه می اورد. ( که با پذیرائی ساده و ارزان که بصورت فله ای می ریخت که اهالی ببرند مثلا : در داخل یک کیسه نایلکس یک عدد سیب یک عدد پرتقال یک عدد موز و یک عددنان همبرگر قرار می دادند . و نوشابه های که خودشان درست می کنند توزیع می کردند . ) از انها عکس و فیلم می گرفتند و اعلام می کردند که این تعداد نفر به قرار گاه امده بودند و از ما حمایت می کردند و طومار امضاء کردند ؟! و همیشه هم طبق قانون فرقه یک صفر اضافه به جلو اعداد می گذاشتند که من به یک مورد ان اشاره می کنم . در برنامه ای که به نام امجدیه در فرقه اجرا شد من از قسمت ط – ب یعنی طرح و برنامه در ان محل مستقر بودم . که به جرئت می توانم بگویم علی رغم کلی تبلیغات 2500 نفر بیشتر نتوانستند جمع کنند . بعد فرمن ها یکی یکی می امدند در اخر زمین نزد بیژن امار اتوبوس وتعداد نفراتی که اورده بودند را می دادند وحساب و کتاب می کردند و پول می گرفتند . و جمله ای که به طور مشترک به همه می گفت این بود که نفر کم اوردی برای برنامه بعدی بیشتر باید بیاوری و بیشتر گیرت می اید . تازمانی که از فرقه من نگریخته بودم چند برنامه ای که بود به همین موال بود . } ادامه دارد
محمد کرمی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s